زندانیان دیروز، زندانیان امروز

رسانه های اصولگرای ایران روز گذشته در گزارش تصویری خود، چهره های بزرگان اصلاح طلب را که ۴۰ روز در زندان به سر می بردند منتشر کردند. همین طور اعترافات آنان را که بیش از همه چیز مرا به یاد اعترافات گالیله انداخت، آخه گالیله هم اعتراف کرده بود زمین ثابته و مرکز جهان !!

بلافاصله پس از انتشار تصاویر دادگاه، در  اینترنت تصاویری ایجاد و منتشر شد که به مقایسه این تصاویر با تصاویر قبل از زندانی شدن محمد علی ابطحی و محمد عطریان فر می پرداخت. دیروز همه از دیدن چهره پریشان ابطحی و عطریان فر متعجب بودند، گویا تاکنون هرگز این دو نفر را اینگونه ندیده بودند!

ولی من دیده بودم! من هر دو نفر را در همین حال پریشانی دیده بودم! البته بسیار جوان تر از امروز با مو و ریشی که هنوز سیاه بود و جوانی در چهره آنان موج می زد.

به خاطر دارم روزی به اصرار دوستان به موزه ای در میدان توپخانه تهران که نام آن را “عبرت” گذاشته اند و نمی دانم چقدر عبرت گرفته اند، رفتیم.

در اوایل بهمن ماه سال ۱۳۵۰ در اجرای دستور محمد رضا شاه ایران، کمیته مشترک ضد‌خرابکاری ساواک- شهربانی در محل زندان موقت اطلاعات شهربانی تشکیل شد. کمیته مشترک محل استقرار مجرب‌ترین و خشن‌ترین شکنجه‌گران شاه بوده است. سال ۱۳۷۹ در زمان دولت سید محمد خاتمی، این زندان به موزه عبرت تبدیل شد.(گزارش کامل آن بازدید را به زودی در وبلاگم منتشر می کنم)

آن زندان بندی به نام بند(۳) داشت که بعد از تبدیل شدن به موزه به بند “چهره های ماندگار” نام گذاری شده بود. سرتاسر راهرو عکس های چهره هایی که در این بند و این زندان نگه داری می شدند نصب شده بود. در بین نام ها و عکس ها، نام چهره های ماندگاری که در تصویر آنان جوانی موج می زد دیده می شد. محمد بسته نگار، مهدی کروبی، مرتضی حاجی، آیت الله سید علی خامنه ای، سید هادی خامنه ای، آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی، آیت الله منتظری، لطف الله میثمی، عباس دوزدوزانی، محمد هاشمی، عسکراولادی، بادامچیان، غلامحسین کرباسچی از جمله افرادی بودند که عکس آنان در این بند دیده می شد. عکس محمد عطریان فر و محمد علی ابطحی نیز آنجا بودند. اگر به آنجا مراجعه کنید، عکس آنان تقریباً با فاصله اندک روبروی یکدیگر است(اگر تاکنون حذف نکرده باشند)

zendani

دو چهره جوان از این دو مبارز سیاسی علیه ظلم و استبداد در آن موزه دیدم. اجازه عکس برداری نداشتیم ولی عکسی از چهره محمد علی ابطحی در آن زندان دارم. به خاطر دارم سال ها قبل(۴ یا ۵ سال قبل) خود محمد علی ابطحی این عکس را در وبلاگش گذاشت. راهنمای موزه در خصوص وضعیت این زندانیان سخن می گفت: “اینان در رژیم شاه محکوم به اقدام علیه امنیت کشور شده اند” نمی دانم شاید آن زمان هم اعتراف کرده اند چون می دانم آن زمان در آن زندان، حسینی(شکنجه گر معروف ساواک) مامور اعتراف گیری بود! و می دانم در آن زمان هم هرکس اعتراف کرد هیچ کس باور نکرد چون حسینی را می شناختند و طعم تلخ شلاق او را می دانستند. پس تو هم باور نکن برادر……….

اللهم اشغل الظالمین بالظالمین

۴ نظر

جوانان مشارکت: دوستان دربندمان را آزاد کنید

شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی با انتشار بیانیه ای به حوادث اخیر پس از انتخابات واکنش نشان داده و اعتراض خود را نسبت به بازداشت ده ها عضو این شاخه در سطح کشور از جمله شهاب الدین طباطبایی، سعید نورمحمدی، عباس کوشا، حمزه غالبی، رضا همایی، حسین موسوی، زویا حسنی، سعیده کردی نژاد، محمدرضا یزدان پناه و سرپرست این شاخه یعنی مهندس محسن صفایی فراهانی و سایر جوانان بازداشت شده و آسیب دیده در وقایع اخیر ابراز داشت.
متن این بیانیه به شرح زیر است:

به نام یگانه آزاد و آزادی آفرین

ولَنبلونّکم بشیء من الخوف والجوع ونقص من الأموال والأنفس والثمرات وبشر الصابرین/ الذین إذا أصابهم مصیبة قالوا إنا لله وإنا إلیه راجعون أولئک علیهم صلوات من ربهم ورحمة وأولئک هم المهتدون” البقرة ۱۵۲-۱۵۷٫
(همانا شمارا با دردها و سختی ها و خسارات گوناگون مادّی و معنوی می آزماییم. پس بشارت ده شکیبایان را. آنان که چون به بلایی گرفتار آیند، گویند ” ما از خداییم و به سوی خدا رویم.” خداوند آنان را درود می گوید، ایشان از لطف و هدایت پروردگار برخوردارند.
روزهای تلخ و سختی را می گذرانیم. حاجت به توصیف و تشریح نیست، که سینه های گلگون و دلهای داغ دیده و دیدگان منتظر و امیدهای برباد رفته و خشم های فروخورده به خوبی گواه شرایط اسفناک حاکم بر کشور است. انتخاباتی که با شادابی و نشاط سیاسی در گستره ملّی و حرکتهای اجتماعی مسالمت آمیز و مدنی و حضور بی سابقه ملّت در پای صندوقهای رای، به نمایشی غرورآفرین از رشد و بلوغ فرهنگ سیاسی مردم ایران تبدیل شده بود و جهانیان را به تحسین و احترام واداشته بود، به سبب خودخواهی و بی تدبیری حاکمان و مسئولان و عدم درک صحیح آنان از شرایط کشور و مردم، برای ملّت تلخی و نومیدی و برای کشور آبروریزی و التهاب به ارمغان آورده است.

قصّه تلخ این انتخابات، آغاز و انجام آن و نیز برنده و بازنده و سرافراز و سرافکنده حقیقی آن به خوبی برای وجدان آگاه ملّت و افکار عمومی جهان، روشن و مشخّص است و قضاوت تاریخ این دیار، برای خادمان و خائنان بهترین داور است چرا که بُرنده ترین تیغ و بی رحم ترین داور همانا تاریخ است.

انتخابات دهم، انتخاباتی گرم و پرنشاط بود، دامنه رقابت ها و اختلافات سیاسی میان کاندیداهای رقیب، به خیابانهای هر شهر و روستا کشیده شده بود و مردم با حضور و حرکت خود، در کمال آرامش و احترام به یکدیگر و بدون کوچکترین خشونت و تخریب، می کوشیدند به نفع کاندیدای مورد حمایت خود موج اجتماعی ایجاد کنند و این همانا تبلور خواست و مبارزات یکصد ساله ایرانیان در دستیابی به مردم سالاری و جامعه مدنی بود.

توجه به این نکته، بسیار مهم است که کوچکترین اراده معطوف به خشونت و تخریب، به هیچ عنوان در میان شهروندان و حرکتهای این جنبش اجتماعی سبز پیش از روز رای گیری مشهود نیست. مردم در کوران رقابتها، آرام و باوقار خواسته های سیاسی خود را پیگیری و اعلام کردند و به حمایت از نامزد مورد نظر خود پرداختند. با اعلام نتایج انتخابات، بسیاری از شهروندان در شگفتی و ناباوری فرو رفتند و دو کاندیدای اصلاح طلب و هواداران آنها با اتّکا به مستندات خود و برداشت و شهود مردم از اوضاع اجتماعی، به علّت تخلّفات گسترده ی مجریان و ناظران، خواستار ابطال انتخابات شدند. این مطالبه نیز به نحوی کاملاً آرام، مدنی و مسالمت آمیز بر مبنای اصل بیست و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، با استناد به حق بر پایی تجمّعات بدون خشونت، در قالب راه پیمایی های سراسری ابراز و پیگیری شد. تا این جا نیز آنچه مشهود و روشن بود فرهنگ سیاسی رشد یافته و بالنده مردم و پرهیز آنان از تشنّج و درگیری بود. شوربختانه شاهد آن بودیم که دستگاه های موظف به ایجاد نظم و امنیت با سخت گیری بی جهت و خشونت های غیر ضروری و نیروهای لباس شخصی با اتّکا به مصونیّت آهنین و فقدان پاسخ گویی و مسئولیّت در برابر قانون، تجمّعات اعتراضی مردم را به خشونت کشیدند و دلها شکستند و خونها ریختند و فجایعی بی سابقه آفریدند. هم اکنون نیز رفتارهای بی ضابطه و غیر قانونی بخشهایی از حاکمیّت همچنان در جریان است که تداوم آن باعث نگرانی شدید دلسوزان کشور است:

موارد زیر که این روزها تبدیل به رویّه ای رایج شده است، مصداق بارز نقض قانون اساسی، آیین دادرسی کیفری کشور و میثاق حقوق مدنی و سیاسی است:

۱- جلوگیری از برپایی راه پیماییهای مسالمت آمیز مردم و اعمال خشونت علیه آنان که تاکنون به شهادت دهها تن از هم وطنان و آسیب دیدن تعداد زیادی از آنان انجامیده است

۲- بازداشت گسترده ی فعّالان سیاسی و شهروندان عادّی بدون ارائه حکم قضایی

۳- بدرفتاری و آزار و اذیّت بازداشت شدگان و نقض حقوق قانونی آنان و اعمال فشار و محدودیت بر خانواده ها

۴- قطع ارتباطات، سانسور و فیلترینگ بی سابقه و بدون مبنای قانونی

۵- جلوگیری از فعّالیّت احزاب و جمعیّت های قانونی کشور و اعمال محدودیت های غیر قانونی آنچنان که عملا ً به تعطیل و تعلیق آنها منجر شده است

۶- طرح اتّهام نسبت به اصلاح طلبان و معترضان به نتایج اعلام شده، از تریبون های رسمی کشور که غالبا از بودجه بیت المال اداره می گردند به ویژه رسانه ی به اصطلاح ملّی، و عدم ایجاد فرصت برابر به منظور پاسخ گویی افراد مورد اتهام واقع شده در جهت دفاع از خویش و تنویر افکار عمومی.

۷- گرفتن اعتراف و اقرار از فعالان سیاسی و اجتماعی زیر فشار و ارعاب که ناقض نص صریح میثاق ملی ایرانیان یعنی قانون اساسی جمهوری اسلامی است که در اصل سی و هشتم به صراحت بدان اشاره شده است .

با توجّه به نقض گسترده ی حقوق شهروندی می توان گفت تمام مردم ایران در رخدادهای اخیر مورد ستم قرار گرفته اند، امّا به باور ما این انتخابات یک “مظلوم مضاعف” داشت و آن “جوان ایرانی” بود. او که صادقانه و خالصانه به میدان آمده بود، تمام توان خود را وقف ایجاد موج نشاط سیاسی و شادابی در جامعه و تشویق مردم به مشارکت سیاسی در تعیین سرنوشت سیاسی خویش کرده بود. او که بیشترین نقش سازنده را در تحقّق مشارکت حدّاکثری ملّت ایفا کرد و اکنون به جفا و نامردمی گرفتار حبس و تعدّی و تهدید است!

گناه جوانان میهن ما چیست ؟آنان که صادقانه و بی ریا، با شور و شوقی وصف ناپذیر، خیابان های میهن را در سی امین سالگرد انقلاب اسلامی به تابلوی تمام عیار مردم سالاری در پیش چشم جهانیان بدل ساختند، امروز به کیفر کدام گناه ناکرده باید در سلول های انفرادی و به دور از خانه و خانواده خویش باشند؟ دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران به کدامین گناه هدف حمله ددمنشانه نیروهای لباس شخصی که یادآور عربده کشان و قداره بندان تاریخ معاصر این سرزمین چون شعبان جعفری ها هستند، قرار گرفته، کشته و زخمی شدند و هم اکنون با اهمال و سهل انگاری مسئولان در برخورد با عاملان و آمران این فاجعه مواجهند؟

شهاب الدین طباطبایی، محمدرضا جلایی پور، حمزه غالبی، رضا همایی، عباس کوشا، سعید نور محمّدی، زویا حسنی، سعیده کردی نژاد، محمّد رضا یزدان پناه، سمیّه توحید لو، هنگامه شهیدی، مجید سعیدی، عماد بهاور، حسین موسوی و دهها دانشجو و جوان فعّال در ستادهای کاندیداهای اصلاح طلب به کدام گناه گرفتار زندان هستند؟ آیا این است بهره گیری از تمام ظرفیت ها و پتانسیل ها؟ آیا این بود مهرورزی وعدالت گستری تان؟ آیا به راستی امروز ما مصداق همان جامعه نخبه کش نیستیم؟ آیا جای جوانان پاکدل و عاشق این کشور در زندان است ؟

مسئولان کشور که در سخنان و بیانیه های خود شرکت پرشور مردم در انتخابات را ستوده اند، با چه توجیهی مهمترین زمینه سازان و مشوّقان این حرکت فراگیرملّی را مستحقّ محرومیّت از آزادی و خانواده های این عزیزان را سزاوار نگرانی و وحشت و اضطراب دانسته اند؟

مبادا کسانی در این خیال باطل و طمع خام باشند که با زندانی کردن جوانان علاقه مند به عرصه سیاست و اعمال فشار و محدودیّت بر آنها، این نخبگان را وادار به رها کردن سرنوشت سیاسی کشور و گوشه نشینی و بی تفاوتی نسبت به عرصه ی عمومی کنند و در غیاب روحیّه نقّاد و اندیشه تیزبین دوستان ما، خود یکّه تاز میدان شوند. این اراده شوم متعلّق به کسانی است که گویا مصلحت و منفعت خود را در هجرت اجباری جوانان میهن ما و خالی ماندن فضای سیاسی کشور از نشاط و پویایی آنان می بینند!

ما ریشه در خاک این دیار کهن داریم! ایران، وطن ما، معنای ما، دیروز و امروز و فردای ماست!

جوانان ایرانی هر کجای این جهان که باشند یکدیگر را خواهند یافت، دست به دست هم خواهند داد و در راه هدف مقدّس ملّت خود، پایداری خواهند کرد.

در عصر رسانه و ارتباط، در عصر همراهی و پیوند، … نخواهند توانست مردمانی همدل و همدرد و هم سرنوشت را از یکدیگر جدا کنند و پیوند میان دلها و اندیشه ها رابگسلند. در انتخابات دهم شاهد بودیم که نبوغ و خلّاقیّت محمد رضا جلایی پور، اندیشه شهاب طباطبایی، تدبیر و مدیریت حمزه غالبی و سعید نورمحمدی و انضباط، تعهّد و مسئولیّت پذیری رضا همایی و در یک کلام وطن دوستی و عشق و ابتکار همه ی جوانان اصلاح طلب؛ با گرایش ها و سلایق متفاوت، با همدلی و همراهی در کنار یکدیگر قرار گرفت و در قالب پویش های اصیلی چون ستاد جوانان ۸۸، موج سوم، ستاد جوانان مهندس موسوی، ستاد موج نو و…. سایر حرکتهای خود جوش دانشجویی سرود “تغییر” را در سرتاسر این دیار طنین انداز کرد. این تجربه ی غنی و پربار گویا عدّه ای را خوش نیامده است که در سودای محال ِ نا امید کردن و منفعل ساختن ما و دوستانمان هستند. ما به دستور و اجازه نیامده بودیم که با غضب و تهدید برویم. آنچه ما را به حضور فراخوانده بود، مهر و علاقه به میهن و ملّت بود و با همین انگیزه نیز در صحنه خواهیم ماند.

در وجدان جمعی مردم ایران تردید و ابهام جدّی نسبت به نتایج اعلام شده انتخابات وجود دارد. این تردید و ابهام با صدور امریّه و دستور، با ارعاب و خشونت و با حبس و آزار جوانان مظلوم کشور قابل رفع نیست.متاسّفانه نهادهای قانونی که بر مبنای روح حاکم بر قانون اساسی می بایست خود را از دعواهای سیاسی دور نگاه دارند و در نگاه ملّت داورانی بی طرف جلوه کنند، با حمایت غیر قانونی از یک کاندیدا و نقض بی طرفی، این بدبینی و تردید را دامن زده اند و ضابطان و متصدّیان نظم جامعه، در نگاه مردم سرکوبگرانی بی رحم جلوه کرده اند. برای بازگرداندن اعتماد مخدوش شده مردم و جلوگیری از تعمیق بدبینی آنها نسبت به حاکمان خود، هرچه زودتر باید چاره ای اندیشید.

صادقانه و مشفقانه از تمام دلسوزان انقلاب و میهن تقاضا می کنیم خطر تسلّط فضای امنیّتی و پلیسی بر کشور، و نا امیدی و قهر سیاسی مردم را جدّی بگیرند.

از مقامات نظام استدعا می کنیم اجازه ندهند کوشاترین و فرهیخته ترین جوانان ایران زمین بیش از این طعم تلخ زندان را بچشند و خانواده های آنان تصوّری منفی و مخاطره آمیز نسبت به فعّالیّت های انتخاباتی در ایران را در ذهن خود جای دهند. همان مردمی که حق شرکت در انتخابات را داشته اند، از حق اعتراض به نتیجه به آن نیز برخوردارند. برای بازگرداندن اعتماد عمومی، زندانیان وقایع اخیر را آزاد کنید!

کسانی را که سرمست از قدرت زودگذر و بی وفای این دنیا، بر طبل استبداد و اختناق می کوبند و چهره ای خشن و سرکوبگر از نظام و کشور را در دید مردم دنیا ثبت می کنند، از زبان مولای آزادگان علی(ع) اندرز می دهیم که:

“در برابر مردمان بال تواضع و خاکساری بگستران و بر ایشان آسان گیر و مهربان باش. مبادا بر مرکب چموش قدرت سوار شوی و دست تعدّی برمردمان گشایی: مبادا بگویی: فرمان من همین است، باید اطاعت کنید! که استبداد ورزی خرد را زائل و قلب را تیره می سازد. آگاه باش که برتر از قدرت هر صاحب قدرت، خواست و اراده ی پروردگار بر قرار است”

این روزهای سخت سپری خواهد شد امّا نیاز جامعه ی ما به دانش و هوش و صداقت جوانان، همواره تداوم خواهد یافت. دوستان ما باید در دانشگاهها و نهادهای مدنی و احزاب و مطبوعات، پاسدار آزادی و پیشرفت کشورباشند، زندان جای خشونت طلبان بی منطق است نه دلبستگان ایران. جوانان سبز را آزاد کنید.

خداوندا، در این روزگار بی فریاد، در روزهای بلا و دهشت، نا امیدی و ستمگری، روی نیایش و دادخواهی به سوی توست، یاران و رفیقان خود را از تو می خواهیم:

الهی عَظُم البلاء، و بَرِح الخَفاء، وانکشف الغِطاء، وَانقطع الرّجاء، و ضاقت الارضُ و مُنعت السّماء، و انت المستعان ُ و الیک المشتکَی، و علیک المعوّل فی الشدّه و الرّخاء ……

شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی
تیرماه ۱۳۸۸

دیدگاه‌ها

این نوکیا صهیونیست!!!

در جریان حمله اسرائیل به غزه سایت ها و رسانه های اصول گرا از جمله فارس نیوز، رجانیوز، برنانیوز، عدالتخانه و روزنامه کیهان با انتشار لیستی از شرکت های حامی اسرائیل، خواستار تحریم این شرکت ها از سوی دولت و ملت ایران شدند.سایت عدالتخانه در خبری که با این کلام امام علی(ع) یعنی ” کونوا لظالم خصما و للمظلوم عونا” ( مخالف ظالم و یاری کننده مظلوم باشید) آغاز می شد، به انتشار لیست شرکت ها و توضیح فعالیت های آنان پرداخت.

در آن زمان هیئت دولت جمهوری اسلامی ایران لایحه ای را به تصویب رساند که برمبنای آن، به منظور حمایت از مردم مظلوم غزه، شرکت های طرف قرارداد با رژیم صهیونیستی شناسایی خواهند شد و فعالیت آنها به تعلیق در می آید. وزیر صنایع و معادن دولت نهم نیز دستور تعلیق فعالیت‌های کلیه شرکت‌هایی که ممکن است صهیونیست‌ها بخشی از سهام آن را در خارج از کشور در اختیار داشته باشند، صادر کرد.

یکی از شرکت هایی که در این لیست از آن به عنوان شرکتی صهیونیستی که طبق لایحه هیئت دولت باید تحریم و تعلیق شوند نام برده می شد، شرکت نوکیا بود. در یکی از اخبار سایت عدالتخانه پیرامون شرکت نوکیا آمده است: متأسفانه شرکت نوکیا در بسیاری از پروژه‌های مخابرات، همراه اول و ایرانسل، طرف قرارداد دولت جمهوری اسلامی ایران بوده و این همکاری‌ها هم‌اکنون نیز ادامه دارد! به خوبی به یاد دارم که یکی از دوستان من که از حامیان جریان اصولگراست، در آن زمان می گفت: “علاقه زیادی به خرید گوشی نوکیا دارم، حیف که صهیونیستی است!!”

علی مطهری، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی نیز در آن زمان در گفتگو با برنا گفته بود: در حال حاضر بعضی از شرکت‌های صهیونیستی مانند «نوکیا» هستند که در ایران بازار خوبی دارند، لذا مجلس باید طرحی دهد که آن شرکت‌ها محدود شوند.

در این میان کسی نمی دانست کمتر از شش ماه از آن وقایع دولت ایران به صورت رسمی از این شرکت به خرید کلانی دست بزند. شرکت مخابراتی نوکیا-زیمنس (NSN) فروش تجهیزات شنود مکالمات تلفن همراه به دولت ایران را تایید کرد. یک سخنگوی این شرکت گفت: «بخشIntelligent Solutions که تا ماه مارس سال جاری بخشی از شرکت نوکیا- زیمنس بود، نسخه محدود شده محصولی با نام Monitoring Centre را در نیمه دوم سال ۲۰۰۸ به ایران فروخته است.» به گفته این سخنگو، محصولی که در اختیار ایران قرار گرفت تنها امکان شنود مکالمات تلفن همراه را فراهم می کند.

بزرگترین سوالی که این روزها پس از انتخابات به ذهن من خطور می کند این است که به راستی در اندیشه حاکمان این کشور، هدف وسیله را توجیه می کند یا نه؟

http://i.zdnet.com/blogs/nokia_logo.JPG

۵ نظر

همه جای ایران “ستاد” من است

دکترمحمود احمدی‌نژاد، پس از ثبت‌نام در انتخابات ریاست جمهوری دهم در وزارت کشور در جمع خبرنگاران گفته بود:  بنده از طرف خودم هیچ ستاد تبلیغاتی ندارم، ستادی که رسما مدیریت و هدایت آن برعهده بنده باشد ندارم و وظیفه من اعلام آمادگی برای خدمت به مردم است و هیچ منابع مالی برای تبلیغات ندارم و اگر هم داشتم ضرورتی نمی‌دیدم درتبلیغات هزینه شود. رییس‌جمهور در ادامه در مورد فعالیت های انتخاباتی خود گفته بود:‌« اما عزیزانی هستند که به صورت داوطلب و مردمی به دنبال برنامه‌ریزی برای مدیریت تبلیغات انتخاباتی هستند.»
البته رییس جمهور در مورد کیفیت و چگونگی حضور و فعالیت “عزیزان” ذکر شده اشاره ای نکرده بود ولی فعالیت های تبلیغاتی این “عزیزان” در روزهای قبل و بعد از این صحبت بسیاری از مسائل را روشن کرد. در ادامه گوشه ای از فعالیت های این “عزیزان” ذکر شده است:

هر دانشجو، ۵۰ هزار تومان

دولت نهم در ادامه توزیع بن و هدیه نوروزی در میان دانشجویان در آستانه انتخابات، توزیع بن در کوی دختران شهید چمران دانشگاه تهران را آغاز کرد که با واکنش تند دانشجویان روبه‌رو شد.
مسئولان کوی شهید چمران دانشگاه تهران، قصد توزیع سه هزار قطعه بن پنجاه هزار تومانی را در میان دانشجویان داشتند که با واکنش و اعتراض دانشجویان دختر روبه‌رو شدند. گفتنی است، رئیس دانشگاه تهران در گفتگو با خبرگزاری مهر، اهدای کارت بانک با اعتبار ۵۰ هزار تومان به دانشجویان دختر خوابگاهی را تائید کرده است.

پاسخ ۱۰۰هزار تومانی احمدی‌نژاد به نامه‌های مردم پیش از آغاز انتخابات
درست یک ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری دستگاه پاسخگویی نهاد ریاست جمهوری با سرعت عمل دست به کار شده و در پاسخ هر نامه و صرفنظر از نوع تقاضا و یا میزان کمک درخواستی مبالغی بین ۱۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان پرداخت می‌‌کند.به گزارش قلم نیوز، یکی از زنان روستایی می‌گوید درخواست وام دومیلیونی کرده بودم اما قرار است یکصدهزار تومان به من بدهند.دیگری می‌گوید برای جهیزیه دخترم نامه نوشته‌ام اما نمی‌دانم با دویست‌هزار تومان چکار کنم…ماموران انتظامات پست که در مقابل فشار جمعیت، دیگر توان ایستادگی ندارند، سعی دارند به صفوف جمعیت شکلی دهند تا کارمندان به ترتیب نامه هر کس را در اختیارش قرار دهند. بسیاری از مردم در شگفت هستند که چگونه شده است که پس از چندسال سکوت در مقابل این نامه‌ها، حالا یکباره دولت لطف کرده و همه را یکجا پاسخ می‌دهد.

افزایش حقوق کارمندان قبل از انتخابات
دولت در آستانه انتخابات تصمیم گرفت قانون مدیریت خدمات کشوری که از یک سال و نیم پیش از سوی مجلس به دولت ابلاغ شده بود ولی تاکنون اجرایی نشده بود را اجرایی کند.
معاون توسعه مدیریت سرمایه انسانی ریاست جمهوری آئین نامه های اجرایی قانون مدیریت خدمات کشوری را ابلاغ کرد که بر اساس آن حقوق فروردین و اردیبهشت ماه کارمندان براساس این قانون حداکثر تا ۲۸ اردیبهشت ماه جاری پرداخت می شود. شایان ذکر است به همه سازمان ها و ادارات دولتی تاکید شده که این مبلغ حتماً در حقوق اردیبهشت ماه کارمندان لحاظ شود. این در حالی است که تصمیم گیری برای حذف برخی یارانه ها از جمله یارانه برق به بعد از انتخابات موکول شده است.

ارسال اس ام اس های انبوه تبلیغاتی به نفع احمدی نژاد
بسیاری از مردم در روزهای گذشته اس ام اسی از شماره ۵ رقمی دریافت کردند که در آن با ارایه آمار سفرهای استانی احمدی نژاد، به دفاع از عملکرد ۴ساله دولت نهم پرداخته بود. شنیده ها از ارسال انبوه این پیام به وسیله دستگاه های دولتی بر اساس دستور از بالا حکایت دارد.
شنیده شده در جدیدترین سلسله از این تلاش‌ها اس ام اسی، روابط عمومی وزارت نفت نیز دست به کار شده و در پیامک‌هایی که معمولا به صورت روزانه برای خبرنگاران و مدیران ارسال می‌شود، هر روز از موفقیت‌ها دولت نهم در بخش‌های مختلف این صنعت پرده بر می‌دارد ! درحالی که در ماه‌های گذشته روزانه دو تا سه خبر به صورت پیامک از سوی روابط عمومی وزارت نفت ارسال می‌شد در روزهای گذشته حجم این اخبار به شدت افزایش یافته و اوج این رویکرد را می‌توان رد سفر اخیر رییس جمهور به استان فارس دید که وزارت نفت در ارسال پیامک‌ها مثبت که شائبه انتخاباتی به خود می‌گرفت تلاش‌هایش را به حداکثر رسانده ‌بود.

ستاد احمدی نژاد خانه به خانه پول می دهند
یک منبع آگاه در پل دختر به خبرنگار جمهوریت، خبر داد:” اعضای ستاد احمدی نژاد، در این شهر خانه به خانه می روند و به ساکنین آن می گویند که شما نامه به آقای احمدی نژاد داده بودید؟ ‌سپس تراول چک ۵٠ هزار تومانی به آنها تحویل می دهند”.
این منبع آگاه می افزاید:” خانواده هایی که هیچ نامه ای هم به دفتر آقای احمدی نژاد نداده اند، این پول را دریافت می کنند”.گفته می شود اعضای ستاد احمدی نژاد، ضمن تحویل تراول چک ۵٠ هزار تومانی، به خانواده های پل دختر می گویند: ” ‌٨٠ هزار تومان هم بعد از انتخابات به در خانه آنها آورده می شود”.

قول ۳۰۰ هزارتومانی دولت به روستاییان؟
روزنامه اعتماد در ستون شنیده های خود می آورد:« در آستانه انتخابات، شنیدیم دولتی ها فرمی جدید برای روستاییان تحت پوشش کمیته امداد ارسال کرده اند.»
بنابراین گزارش، روستاییان با پر کردن این فرم برای دریافت کمک های ماهانه دولت ثبت نام می کنند.
ظاهرا به خانوارهایی که این فرم را پر می کنند ماهانه ۳۰۰ هزار تومان پرداخت می شود.

حمایت انتخاباتی به شیوه وزیر جهاد
شنیده می شود در جلسه ای که وزیر جهاد و کشاورزی با ۶٠ نفر از مدیران خود در این وزارتخانه داشته، آنها را از حمایت کاندیدهای انتخاباتی نهی کرده است. این در حالی است که پس از سخنان جناب وزیر در پایان مراسم بسته ای شامل بورشور و سی دی انتخاباتی یک کاندیدای خاص بین حضار تقسیم شد. جالب آنکه زمانی که سالن خالی شد تعداد ۴۵ بسته بر روی میزهای سالن جا مانده بود.

یک عضو سایت رجانیوز مجری برنامه انتخاباتی در سیما
حمایت افراطی صداو سیما از محمود احمدی نژاد باعث شده است تا عزت الله ضرغامی رئیس این سازمان تذکر دریافت کند. ظاهراً در پی شکایت مستقیم برخی کاندیداها مانند میرحسین موسوی به مقام معظم رهبری درباره جانبداری افراطی صداوسیما از محمود احمدی نژاد باعث شد تا مقام معظم رهبری هم درباره رعایت عدالت انتخاباتی در صداوسیما به ضرغامی تذکر بدهند. گفتنی است افراط صداوسیما از تبلیغ محمود احمدی نژاد به حدی رسیده است که اعتراض مردم را هم به دنبال داشته است و مردم به طنز صداوسیما را سیمای احمدی نژاد می نامند. شایان ذکر است در ادامه برنامه های جانبدارانه صدا و سیما به سود محمود احمدی نژاد ، این رسانه طی شب های گذشته با دعوت از حامیان دولت در برنامه « ایران ۸۸» به شدت به جانبداری از رئیس جمهور حاکم پرداخته است .
مجری این برنامه « ایران ۸۸» که از اعضای سایت « رجانیوز » است طی مصاحبه هایی جانبدارانه از میهمانانی چون کوثری ، رسایی ، مقدم فر ، میرتاج الدینی به گونه ای برنامه را اداره می کند که هر کودکی می فهمد این رسانه در حال تبلیغ از جیب بیت المال برای رئیس جمهور حاکم است .

نفری ١٠٠ هزار تومان در حساب فرهنگیان
یک منبع آگاه در آموزش و پرورش به جمهوریت گفت: دستور داده شده است تا پایان اردیبهشت به حساب هر یک از فرهنگیان صد هزار تومان واریز شود.
قرار است با واریز این مبلغ، فرهنگیان نیز مانند سایر اقشار دهک پایین جامعه یک ماه مانده به انتخابات از مهرورزی دولت نهم برخوردار شوند.
به گفته این منبع آگاه این دستور از آن جا صادر شده است که وزیر آموزش و پرورش روز چهارشنبه در اردوگاه شهید باهنر نیاوران به اعضای اداری آموزش و پرورش وعده داد که قانون مدیریت خدمات کشوری درباره فرهنگیان از همین اردیبهشت ماه اجرایی خواهد شد اما از ان جا که پرسنل این وزارتخانه خیلی زیاد است و محاسبه افزایش حقوق ها بر اساس قانون مدیریت به زمانی بیش از یک ماه نیاز دارد تصمیم گرفته شد در فیش حقوقی فرهنگیان صد هزار تومان واریز شود تا آنها نیز مانند سایر کارمندان دولتی که سود هشتاد هزار تومانی سهام عدالت را دریافت کردند شامل لطف دولت و رییس جمهور قرار بگیرند.

سعیدلو:دور سوم سفرهای استانی به زودی آغاز می‌شود
معاون اجرایی رییس جمهور از آغاز شده دور سوم سفرهای استانی رییس جمهور در روزهای باقیمانده از عمر دولت خبر داد. این در حالی است که گزارش ها از سفرهای استانی رییس جمهور، نشان دهنده حرکت های تبلیغاتی شدید ارگان های دولتی به نفع این کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دهم است به شکلی که در سفر رییس جمهور به شیراز، شعار معروف انتخاباتی وی در دور قبل یعنی “می شود و می توانیم” به شکل گسترده در شهر نصب شده بود.
منتقدان دولت معتقدند که این سفرها جنبه تبلیغاتی دارد و رییس جمهور قاعدتا باید در آستانه انتخابات، این سفرها را متوقف کند زیرا جایگاه وی به گونه ای است که سایر کاندیداها یارای رقابت با شخص دوم کشور در این عرصه را ندارند و لذا یک نابرابری تبلیغاتی پدیدار می شود.

اعتراض سایت های اصولگرا به تبلیغات پرطمطراق دولت
سایت اصولگرا عصر ایران در گزارشی با بیان اینکه ” سفرهای آقای احمدی نژاد از آن سادگی و صمیمیت دوران تبلیغات انتخاباتی ایشان فاصله گرفته است.” تصریح کرد: سخن بر سر خوب یا بد بودن این تبلیغات گسترده و آن بنرهای بزرگ نیست بلکه نقد اصلی، فاصله گرفتن  از آن سادگی و کم خرج بودن اولیه است والا اگر ایشان از همان بدو امر، با تبلیغات پرطمطراق بر روی کار آمده بود، اکنون چنین نقدی چندان وارد نبود.

این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای “ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران” است، ندارد.
با ذکر این موارد باید به صحبت های احمدی نژاد در خصوص نداشتن ستاد انتخاباتی بیشتر دقت کنیم در می یابیم احمدی نژاد معتقد است ستادی ندارم، چون همه جای ایران “ستاد” من است.

یک نظر

سردار و افشا کردن همزمان ۳ طرح انتخاباتی

این روزها صحبت از گشت های ارشاد بار دیگر طرح امنیت اجتماعی را به فضای رسانه ای کشور وارد کرد.آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی در اولین کنفرانس مطبوعاتی خود پس از اعلام حضور در انتخابات، از حذف گشت های ارشاد سخن گفت و شیخ اصلاحات با نگاهی دیگر، پیروزی خود در انتخابات ریاست جمهوری را به منزله حذف این گشت ها دانست که این سخنان، واکنش فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران را در پی داشت.
سردار احمدی‌مقدم در اظهارنظری، صحبت های مطرح شده در خصوص تعطیل شدن طرح امنیت اجتماعی را تبلیغات انتخاباتی دانست که نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری از این روش برای رای آوری استفاده می کنند.
ولی سخنان سردار حاوی نکات دیگری بود که پرونده “افشاگری انتخاباتی” وی را کامل کرد. احمدی مقدم نیروی انتظامی را مجری قوانین وضع شده دانست و تأکید کرد:«تمام اقدامات ناجا دارای عقبه قانونی است و مبتنی بر سیاستگذاری‌ها و قانونی است که در مراجع تصمیم گیری مصوب می‌شود.»
این در حالی است که رییس دولت نهم چندی پیش در نامه ای به صادق محصولی، پس از گذشت سه سال از اجرای طرح امنیت اجتماعی و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری از شیوه اجرای طرح امنیت اجتماعی انتقاد کرده بود و دستور بررسی بیشتر این طرح را صادر کرده بود.
در بخش هایی از نامه احمدی نژاد آمده است:حفظ و حراست از حقوق و کرامت شهروندان از وظایف اصلی حکومت است. در هر اقدام باید احترام و کرامت آحاد جامعه در حد کامل و اجرای دقیق قانون به صورت اکید مورد توجه قرار گرفته و رعایت گردد. احدی حق ندارد بدون حکم قضایی و یا شاکی حقوقی در امور شخصی مردم دخالت و یا از رابطه آنان با یکدیگر استفسار نماید که در غیر این‌صورت خود امری خلاف و نوعی اشاعه فحشا خواهد بود.
انتشار این نامه و به دنبال آن، انتقاد رییس جمهور از نحوه اجرای طرح امنیت اجتماعی در یک برنامه زنده تلویزیونی از یک سو و سخنان سردار احمدی مقدم که نیروی انتظامی را تنها مجری این طرح که از آغاز دولت نهم اجرا شد، دانسته بود، حکایت از افشای سومین طرح انتخاباتی توسط فرمانده نیروی انتظامی دارد.
احمدی نژاد با نوشتن این نامه و اظهار نظر در مورد این موضوع در صداوسیما خیلی زودتر از رقبای خود، سعی در جذب آرای ناراضیان از ایجاد گشت های ارشاد و طرح امنیت اجتماعی داشت.
حال با نگاهی جامعه تر به این موضوعات، این سوال مطرح می شود که علت اصلی توجه کاندیداهای دو جناح سیاسی کشور به این موضوع چیست؟ رفتار کاندیداهای دو جناح سیاسی در مورد این موضوع، نشان دهنده رضایت بدنه جامعه از طرح امنیت اجتماعی است یا نارضایتی آنان را نشان می دهد؟ آیا این سخن فرمانده نیروی انتظامی که “ممکن است بخش کوچکی از مردم از طرح گشت‌های ارشاد راضی نباشند اما اکثریت جامعه از اجرای آن راضی هستند” با این رفتار سیاسی قابل توجیه است؟ آیا…………

مطالب مرتبط:

سردار احمدی‌مقدم:تعطیل شدن طرح امنیت اجتماعی تبلیغات انتخاباتی است

نامه احمدی‏نژاد به وزیرکشور درباره شخصیت شهروندان

۴ نظر

پیک عدالت یا رانت احمدی نژادی؟

روایت حضور احمدی نژاد در اصفهان هم روایتی خواندنی است. شنیدنی های این سفر از استقبال مردم شهر اصفهان با لباس های محلی از رییس جمهور!! که توسط خبرگزاری مهر مخابره شد گرفته تا بازار داغ نوشتن نامه ادامه دارد. البته داغ تر از بازار نامه نویسی، بازار فروش کاغذ و پاکت نامه بود که نمد سفر احمدی نژاد برای هرکس کلاه نشد، برای آنان شد! درراه چند نفر هم از من خواستند که برای آنان عریضه ای بنویسم.

پیک عدالت، عنوانی بود که توسط دولت نهم و شرکت پست جمهوری اسلامی ایران برای این نامه ها انتخاب شده بود که این نام بر روی ماشین های حمل نامه، کیسه های حمل نامه و افراد دریافت کننده نامه دیده می شد. ولی به راستی این نامه ها تا چه حد عدالت محور بود؟ یا به عبارت بهتر با فرض اینکه رییس جمهور به همه این نامه ها پاسخ دهد و همه درخواست ها اجرایی شود(در این نوشتار فرض شده است که همه نامه ها خوانده می شود و به تمام درخواست ها رسیدگی می شود) چقدر رفتار عادلانه ای از سوی دولت مردان صورت گرفته است.

شاید در اینجا اگر به مفهوم کلمه عدالت بازگردیم می توانیم درک بهتری پیدا کنیم. عدالت جز کلمات و مفاهیمی است که مفهوم آن بیشتر اعتباری بوده و بیشتر مصداق ها در ایجاد مفهوم مشخصی از این واژه به یاری ما می آیند و یا به قول مهندس عبدی، درک مشترکی از  چنین مفاهیمی(مانند عدالت) زمانی بوجود می آید که یک جمع  درباره این مفهوم در یک کنش جمعی مشارکت داشته و تجربه جمعی داشته باشند. به نظر من در خصوص معنای  واژه عدالت در سطح اجتماعی و سیاسی، در ژرفای ذهن اکثر ایرانیان، “توزیع امکانات و فرصت ها به صورت برابر برای همه افراد یک جامعه” به عنوان معنای عدالت جای گرفته است. به عبارتی عدالت اجتماعی یعنی طراحی و اجرای نظام حقوقی به گونه ای ست که هر کس به حق عقلانی اش برسد و در مقابل آن حقوق وظایفی را انجام دهد یا مسئولیت و عواقب تخلف از آن را بپذیردیعنی وقتی مردم سابقه خوبی از شهید رجایی به عنوان فردی عدالت محور در ذهن می پرورانند، به این دلیل است که ایشان سیاست هایی در این جهت اتخاذ کرده اند.

اگر با این تفسیر به موضوع عدالت نگاه کنیم در می یابیم با توجه به مشکلاتی که در اغلب نامه های ارسالی به رییس جمهور مطرح می شود از جمله درخواست شغل، وام، مسکن و حتی پول و یا مشکلاتی که در اثر افزایش تورم برای مردم ایجاد شده است، اگر مخاطب این نامه ها فردی عدالت محور باشد، به اعتقاد نگارنده باید با اتخاذ سیاست های کلان اقتصادی، سیاسی و غیره تلاش های خود را در جهت حل این مشکلات به صورت ساختاری انجام دهد. به عنوان مثال اگر مجموعه دولت موفق شود نرخ تورم را به زیر ده درصد برساند، فرصت رفاه و امنیت اقتصادی را برای همه قشرهای جامعه به خصوص قشر کم درآمد و محروم که بیشتر نویسنده این نامه ها هستند، فراهم کرده است و از سویی با کاهش تورم، فرصت سو استفاده را از مفسدان اقتصادی که تورم بالا، بستر مناسبی برای استفاده آنان فراهم می شود، گرفته است و عدالت با مفهوم “توزیع امکانات و فرصت ها به صورت برابر برای همه افراد یک جامعه” فراهم شده است. در سایر زمینه ها نیز چنین موضوعی مصداق دارد.

از سوی دیگر با در نظر گرفتن این فرض که تمام مطالبات مردمی که از طریق نامه ها به رییس جمهور منتقل می شود، تحقق یابد(که محال است) با نگاهی مجدد به واژه عدالت که “توزیع امکانات و فرصت ها به صورت برابر برای همه افراد یک جامعه” است، می توان پیک های عدالت سفر رییس جمهوری و رفتار رییس جمهور در این سفرها را مصداق بی عدالتی دانست و پیک عدالت را نوعی ایجاد رانت جدید در ساختار حکومتی دانست . به اعتقاد صاحب این قلم، دولت نهم که با گفتمان عدالت محوری اداره کشور را به دست گرفت، درک درستی از مفهوم عدالت ندارد و یا مفهومی که از عدالت در ذهن می پروراند، با باور جمعی از عدالت فاصله ای طولانی دارد.

یک نظر

آقای رییس جمهور، گوش بپیچانید!

همزمان با سفر استانی رییس جمهور به اصفهان، جمعی از خبرنگاران میراث فرهنگی اصفهان درنامه ای سرگشاده به وی، خواستار بررسی پرونده مترو اصفهان توسط این مقام حقوقی و ورود رییس دولت به این پرونده برای بررسی تخلفات صورت گرفته و انحراف از مصوبات شورای عالی ترافیک شدند.

متن کامل این نامه به شرح زیر است:
به نام خداوند جان و خرد
جناب آقای احمدی نژاد
ریاست محترم جمهو ر
اینجا اصفهان، جام هزار نقش هنرنمای ایرانی _ اسلامی بود که هر بینده‌ای را به شگفتی وا می‌داشت و دل از بیگانگان می‌ربود. اینجا نصف جهان بود پیش از آنکه دل‌باختگانِ آسمانخراش‌ها و غولهای آهنی، خشت خشتش را کوچک شمارند و کمان‌هایشان را برای نابودی کاشی‌های لاجوردی‌، گنبدهای فیروزه‌ای و نمادهای هویت ملی زه کنند؛ تا نیوریک رویاهایشان را بر پایه‌های بی‌دفاع‌ترین نمادهای غرور ملی استوار سازند.

آقای رییس جمهور چندی است که اصفهان مهد هنر ایرانی _ اسلامی قربانگاه کج سلیقگی در مدیریت شده و هر روز قطعه‌ای از این شهر در پیشگاه به اصطلاح مدرن شدن قربانی می‌شود. یک روز نقش جهان فدا می‌شود و روز دیگر سی وسه پل و مدرسه چهارباغ در صف قربانیان قرار می‌گیرند، و آهسته آهسته با ادامه این روند دیگر اصفهان بهشت ثانی نخواهد بود بلکه مفتخر خواهیم بود که آن را نیویورک ثانی بنامیم و در کتاب‌ها و موزه‌ها بدنبال آن باشیم! آن هم در میان دست نوشته‌ها و موزه‌های بیگانگانی که عظمت هنر پارسی را درک کرده و در حسرت داشتن چنین پیشینه‌ای می‌سوزند.

چه نازیباست در عصری که بسیاری از کشورها  برای توسعه خود تاریخ را به نفع خویش جعل می‌کنند و برای خود پیشینه دروغین می‌سازند، برخی از مسولان ما چنان شیفته ساخته‌های دست بیگانگان باشند و توانایی تشخیص منافع ملی را نداشته باشند که نمادهای هویت ملی را به هیچ گرفته و حاضر باشند برای رسیدن به هدف‌های پیش پا افتاده خویش که هزاران راه دیگر برای اجرای آن وجود دارد، این نمادها را نابود سازند. شبانه با بلدوزر به جان یک بنا افتاده و آن را با خاک یکسان کنند تا خیابانی بنا نهند و با این کار به اصطلاح همه را در عملی انجام شده قرار دهند. این  اتفاقی است که در این روزها برای سی‌وسه‌پل و مدرسه چهارباغ نیز در شرف روی دادن است و برخی مسوولان شهر با آن‌ که از تهدید عبور مترو از چهارباغ آگاهند با پافشاری در اجرای برنامه‌های خود و زیرپا گذاشتن مصوبات قانونی قصد عملی کردن برنامه‌های خود حتی به بهای تخریب پایتخت نخستین امپراتوری شیعه را دارند و در این میان دلسوزی دوستداران تاریخ و هویت ملی نیز به هیچ گرفته می‌شود و تجربه نشان داده که گویا تنها صدایی که برخی مسوولان شهری را از خواب بیدار می‌کند صدای بیگانگان است و این باعث شرمساری برای ماست که بخواهیم برای حفظ تاریخ و فرهنگ‌مان  فقط به صدای بیگانگان گوش فرا دهیم و در انتظار گوشزدهای آنان باشیم.
آقای رییس جمهور! شهر اصفهان برای ادامه حیات با عظمت خویش نیازمند توجه بیشتر و تاباندن گوش‌های متخلفانی است که نمی‌خواهند  نوای عظمت هویت ملی‌مان را بشنوند. آنان می‌خواهند تا صدای نصف‌جهان را در میان آهن و دود خاموش کنند. این در حالی است که به راحتی می توان طرح‌هایی چون پروژه مترو را بدون خطر و با صرف اندکی هزینه بیشتر اجرا نمود که هزینه کردن برای امانتی که برای آیندگان آن را باید پاس بداریم، الزامی است.
امیدواریم که با تدبیر و برنامه ریزی مناسب شما در پیشگاه گذشتگانمان که به خون خود ایران را چون جان پاسداری نموده‌اند شرمسار و در نگاه آیندگان منفور و مورد لعن نباشیم.

جمعی از خبرنگاران دوستدار میراث فرهنگی در استان اصفهان
علیرضا روحانی – ایمان حجتی – عادل دهدشتی – مهسا جزینی – لیلا شکوه‌فر – علی حیدری – زهرا محمدی – احسان مرادی – علی موسوی – سپهر سلیمی – محمدرضا محبوب‌فر – سمانه جعفرزاده – فاطمه حاتمی- سمیه قنبری – نفیسه کرمی – مهسا مختاری – لیلا یزدانی – پیمان ابراهیمی – محمد ناظری – زهرا نصیری – پروین امامی – معصومه شهباز – علیرضا رضاخواه – نجمه کرمی – سمیه یوسفیان – سمیه مسرور – کامران شیرزادی – مجتبی ندیمی – مهدی قانونی

دیدگاه‌ها

جشن فـــرخنده فـــرودیـن است

جشن فـــرخنده فـــرودیـن است
روز بازار گـــل و نسرین است

عید امسال هم حکایت جالبی داشت. وقتی تو لحظه تحویل سال در حال ویرایش و آماده سازی ویژه نامه نوروزی باشی و مشکلات دیگه ای که ماشاالله کم هم نبود و…
به قول شاعر، “سالی که نکوست از بهارش پیداست!!”
ولی ویژه نامه نوروزی پایگاه خبری یاران باران که با این همه مشکلات به دست آمد، به نظر خود من کار بسیار خوبی شد و بازتاب خیلی خوبی هم داشت. دوستان در این راه واقعاً کمک کردند.
یک سال از آغاز به کار این وب لاگ هم گذشت. راستش را بخواهید اون چیزی که دلم می خواست نشد. البته از اونجایی که در لحظه تحویل سال من هنوز در حال کار کردن با کامپیوتر بودم، پس تا آخر سال هم باید این کار را ادامه بدم، در نتیجه احتمالاً وبلاگم هم آینده بهتری خواهد داشت!!!

ویژه نامه نوروزی یاران باران را حتماً از لینک زیر با کلیک کردن روی عکس ببینید.

دیدگاه‌ها

در رثای «رسایی»

حدود ۷ ماه پیش زمانی که حجت الاسلام محتشمی پور طی سخنانی در حسینیه اعظم اصفهان، نسبت به گسترش اندیشه فرقه مصباحیه هشدار داده بود، حجت الاسلام حمید رسایی در گفتگویی با رجانیوز  در خصوص دیدار اتفاقی و احتمالاً تخیلی خود با  حجت الاسلام محتشمی پور صحبت کرده و ایشان را به  فقدان پشتوانه علمی و منطقی در صحبت ها متهم کرده بود. وی در پایان گفتگو با رجانیوز مدعی شده بود که آقای محتشمی پور صرفاً توهین کرده اند و تاکید کرده بود ” آقایان به این خاطر که استدلالی ندارند به توهین روی آورده اند”. این مصاحبه از هرچه تهی بود، نشان داد که آقای رسایی هم معتقدند زمانی توهین و افترا آغاز می شود که منطق و استدلال رنگ ببازد. حکایت سخنان امروز آقای رسایی نیز دقیقاً اینگونه است. بدون شک در روزهایی که ناتوانی دولت “ما می توانیم” در تحقق شعارها و وعده های خود آشکار شده و متاسفانه خبرها و فیلم های تبلیغاتی دولت نهم از پایگاه رادیویی-تلویزیونی رایحه خوش خدمت(صداوسیمای سابق) و پایگاه اینترنتی رایحه خوش خدمت(خبرگزاری ایرنا سابق) در حل مشکلات مردم خصوصاً مشکلات اقتصادی آنان تاثیری ندارد، بهترین راه انتخاب شده از سوی این روحانی اخلاق گرا، توهین و افترا است. رسایی در حالی در روزهای پایایی دولت نهم به عملکرد دولت های قبلی حمله کرده و به رییس جمهور سابق کشور توهین می کند که به نظر می رسد در این روزها بهترین زمان برای پاسخگویی دولتی که ادعای “خوب بودن” دارد، فرارسیده است.
اگر آقای رسایی به خاطر ندارند، صاحب این قلم به خوبی به خاطر دارد که یکی از جملات معروف دکتر احمدی نژاد در زمان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری این بود  که ” طی ۸ سال  گذشته بیش از ۶۰۰ میلیارد تومان هزینه کرده اید و به رشد اقتصادی ۵/۸ درصد نیز دست یافتید پس چرا در سفره های مردم تغییری ایجاد نشد؟”(۱)
بهتر بود آقای رسایی در قامت یک نماینده مجلس که در صحبت های خود نمایندگان مجلس ششم را “وکیل الدوله‌” خطاب می کند ولی پیش تر مانند دکتر کوچک زاده به وکیل الدوله بودن افتخار کرده است، از دکتر احمدی نژاد سوال کند، چرا اثرات درآمد افسانه ای ۱۹۸ میلیارد دلاری دولت نهم در عرض سه سال در سفره های مردم تغییری ایجاد نکرد؟
آقای رسایی که امروز اصلاح طلبان را بدون ارایه مدرکی به حمله به دین مبین اسلام در دوران اصلاحات محکوم می کنند از خاطر برده اند در دوران دولتی که ادعای تشکیل دولت اسلامی می کند، یک نهاد دولتی(آموزش و پرورش) به پیامبر اسلام(ص) توهین کرد و رییس جمهور ارزش گرا از کنار ان به سادگی گذشت. بدون تردید ایشان توهین به مراجع تقلید و روحانیت در دوران دولت نهم را نیز فراموش کرده اند.
ازچنین فرد فراموش کاری که خاتمی و یارانش را به غرب‌باوری متهم می کند، بعید نیست که اظهارات رییس سازمان میراث فرهنگی دولت نهم که برای اسرائیل که مردمی جدا از ارتش ندارد، ملت قائل شد و ایران را دوست ملت اسرائیل دانست و هیچ گاه از این بابت عذرخواهی نکرد و همچنین مهر تایید رییس جمهور بر مواضع مشایی که این صحبت ها را”موضع دولت و نظام” دانست را نیز فراموش کرده است.
البته ممکن است رسایی موارد فوق را فراموش نکرده و در گوشه ذهن خود به عنوان حقیقتی آزاردهنده پنهان کرده باشد، ولی با سخنان امروز وی مشخص شد بدون تردید ایشان یک موضوع فراموش شده دارند و آن “وظایف یک نماینده مجلس است”.
۱)خبرگزاری مهر،

وبلاگ پرانتز

۴ نظر

BBC همراه نسل ها

رادیو بی بی سی نامی آشنا برای نسل دیروز ایران است. مادربزرگ ها و پدربزرگ های ما با “لندن” و رادیو آن آشنایی کاملی دارند. این رسانه از گذشته های نه چندان دور همراه آنان بوده و هم اکنون نیز کم نیستند افرادی که اخبار ایران و جهان را از لندن دنبال می کنند. بخش فارسی رادیو بی بی سی در سال ۱۳۱۹ راه اندازی شد و یکی از قدیمی ترین رادیوهای فارسی زبان محسوب می شود. به گفته رئیس منطقه آسیا در سرویس جهانی بی بی سی، ، بیش از ده میلیون نفر در هفته، شنونده برنامه های رادیو بی بی سی هستند، همچنین سایت فارسی بی بی سی با وجود فیلتر بودن روزانه ۷۰۰ هزار بازدیدکننده فارسی زبان دارد. ولی اکنون به نظر می رسد مسئولین این خبرگزاری، با توجه به پیدایش ابزارهای جدید رسانه ای مانند ماهواره و شبکه های ماهواره ای و اشتیاق بیشتر جوانان به استفاده از این رسانه ها به جای رسانه های قدیمی تر مانند رادیو، و مخصوصاً عمومی تر شدن و رایج شدن استفاده از ماهواره در ایران، به ضرورت راه اندازی شبکه تلویزیونی ماهواره ای BBC برای اضافه کردن نسل جوان ایران به شمار بینندگان و مخاطبان خود پی برده اند. این شبکه تلویزیونی که از عصر امروز فعالیت رسمی خود را آغاز کرد با عکس العمل های متفاوتی روبرو شد. وزیر اطلاعات ایران راه اندازی شبکه تلویزیونی BBC را تهدیدی برای امنیت ایران دانسته بود. پیش تر نیز دو تیم از خرنگاران بی بی سی در ایران دستگیر شده اند و مسئولین BBC اعلام کرده اند مقامات ایرانی اجازه فعالیت خبرنگاران BBC  فارسی را در ایران صادر نکرده اند. بهروز آفاق، رئیس منطقه آسیا در سرویس جهانی بی بی سی و مسئول راه اندازی تلویزیون فارسی بی بی سی در رابطه با واکنش دولت ایران به ایجاد این شبکه گفته است: « مقامات ایران به ما اجازه نداده‌اند در ایران خبرنگار فارسی‌زبان داشته باشیم، ولی بی بی سی انگلیسی در آنجا دفتر دارد. ما خیلی مایل بودیم که این امکان به ما داده بشود ولی هنوز چنین امکانی داده نشده است.» آفاق افزوده: «ما نه مقابل کسی هستیم و نه طرفدار کسی. کار ما اطلاع رسانی است و همه دیدگاه ها را پخش می‌کنیم.»این در حالی است که محمود احمدی نژاد در آخرین سفر خود به مقر سازمان ملل در نیویورک  در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران که گفته بود چرا خبرنگاران خارجی نمی توانند به تهران بیایند گفته بود: من از شما دعوت می کنم به تهران بیایید که البته به نظر می رسد موضع فعلی دولت ایران در خصوص تاسیس شبکه تلویزیونی BBCبا این موضع تفاوت های فراوانی دارد.

ولی به راستی فرق BBC با دیگر رسانه هایی که از مدت ها قبل اقدام به تاسیس شبکه های تلویزیونی کرده اند و به نظر می رسد تاکنون توفیقات خبرگزاری BBC را کسب نکرده اند چیست؟ چه علتی باعث شده است تا حتی VOA نیز در چند روز اخیر با تغییر سبک و سیاق برنامه های خود، به نوعی ترس و وحشت خود را از ورود رقیب رسانه ای خود به عرصه رسانه ها نشان داد؟

به نظر می رسد تنها پاسخی که می توان به این پرسش داد برخورد حرفه ای BBC با اتفاقات و رویدادهای مختلف است بطوریکه به خوبی اعتماد مخاطب خود را جلب می کند که شمار شنوندگان رادیو فارسی بی بی سی و بازدیدکنندگان از سایت این رسانه صحت این ادعا را تائید می کند. این رسانه از ادبیات خاص خود برای اطلاع رسانی استفاده می کند به طوریکه به شخصه تاکنون هیچگاه در ادبیات این رسانه جملاتی که نشان دهنده بی احترامی به فرد یا شخصیتی باشد نشنیده ام در حالی که با نگاهی به رسانه های مشابه نتایج دیگری حاصل می شود.

به هر صورت، تلویزیون فارسی BBC از عصر امروز کار خود را به صورت رسمی آغاز کرد و نحوه برخورد مسئولین کشور با این شبکه تلویزیونی جای این علامت سوال را باقی گذاشت که با توجه به درخواست رسمی این شبکه برای اعزام خبرنگار به ایران، دغدغه امنیتی مسئولین کشور با حضور خبرنگاران این رسانه و پوشش وقایع کشور حل می شود یا در غیاب آنان و بررسی وقایع ایران از فاصله لندن تا تهران؟

بی بی سی

دیدگاه‌ها