Wordpress Themes

نوشدارو و مرگ سهراب

ماهنامه زندگی سالم-ایمان حجتی: شاید سن من و دوستانم آن قدر نباشد که نابودی “حمام خسروآقا” را به چشم دیده باشیم؛ ولی شنیده ایم و خوانده ایم که می گفتند حمام را برای احداث یک خیابان در دل بافت تاریخی شهر خراب کردند.برای نابودی حمام خسرو آقا، یک بار در سال ۱۳۵۸، در سرستون های سنگی این حمام ماده منفجره کار گذاشتند که بعد از انفجار، ستون ها ریخت ولی به واسطه مرمت صورت گرفته در این حمام، سقف آن ریزش نکرد. به نظر اتفاق خوبی نمی رسید چون مدیران شهری وقت را مجبور به استفاده از لودرها و ماشین های سنگین در مرحله دوم تخریب در سال ۱۳۷۴ برای تکمیل پروژه کرد و همه چیز تمام شد. آری سهراب زخمی شده در مرحله اول، در مرحله دوم بدون نوشدارو قربانی احداث یک خیابان در بافت تاریخی شهر شد.
سال ها گذشت و سنت کهن مرگ سهراب و رسیدن نوشدارو پس از مرگ آن، در خفا و یا آشکارا درگوشه گوشه این شهر کهن اجرا شد. حالا ما هم بزرگتر شده ایم و چشمان خود را باز کرده ایم تا بر حسب رسالتی که داریم، از جان سهراب های شهر دیده بانی کنیم. به آنجا رسیدیم که صحبت از پروژه احداث مترو اصفهان به میان آمد. بدون تردید خبر خوشایندی برای همه مردم بود، چون با وجود مترو تحولات چشمگیری در حمل و نقل شهری بوجود می آمد.
تا اینکه مسیر عبور مترو مشخص شد و اولین نکته مشهود در آن، هدف گرفته شدن بافت تاریخی شهر اصفهان توسط این مار آهنین بود. آری مترو اصفهان طبق نقشه طراحی شده مسئولین شهری باید چهارباغ عباسی تا هزارجریب را که محور تاریخی شناخته شده ای بود و شامل ده ها اثر تاریخی می شود، درنوردد.
از همان ابتدا در خصوص آسیب دیدن چهارباغ و بافت تاریخی آن با حفرتونل مترو و عبور آن، گفتیم و گفتیم و گفتیم تا با تصویب مصوبه ای در شورای عالی ترافیک در سال ۸۱، عبور مترو از خیابان چهارباغ عباسی منتفی شد.
مصوبه ای که حتی اصلاحیه آن در سال ۸۵ نیز ماهیت آن را تغییرنداد. خوشحال و سرمست بودیم که به موفقیتی بی نظیر و دُری گران بها دست یافته ایم چون با عبور مترو از خیابان شمس آبادی، هم خیابان چهارباغ عباسی و آثار ارزشمند تاریخی موجود در آن مانند مدرسه چهارباغ و غیره از آسیب مصون می ماند و هم مترو با فاصله ای مناسب از پل تاریخی سی و سه پل عبور می کرد. ولی اینگونه نشد، در مورد دلایل آن زیاد فکر کردم و اشتباهاتی که در این بین رخ داد. باید اعتراف کنم نمی دانستم اراده ای مافوق اراده شورای عالی ترافیک که ریاست آن را رییس جمهور بر عهده دارد، در شهر اصفهان وجود دارد و مصوبات این شورا را، آنگونه که می خواهد تفسیر می کند.
مصوبه شورای عالی ترافیک را آن گونه که خواستند، خواندند و حفاری در چهارباغ عباسی را آغاز کردند. تعدادی از دوستداران میراث فرهنگی به دادگاه شکایت بردند که این دادگاه، حکم توقف عملیات حفاری را صادر کرد. اعتراف می کنم که در اینجا هم نمی دانستم اراده ای وجود دارد که حتی از نقض حکم مقام قضایی نیز ابایی ندارد!
سر برنده دستگاه حفار، تراشیدن خاک قدیمی ترین و تاریخی ترین خیابان کشور و اولین خیابان دو طرفه جهان را آغاز کرد و علیرغم همه اعتراض ها، به پایان رساند تا پرونده مربوط به آن به تاریخ سپرده شده و قضاوت در خصوص آن نیز به تاریخ ارجاع شود.
چهارباغ عباسی توسط ماشین حفار درنوردیده شد و پروژه مترو خطر شمال- جنوب اصفهان به حساس ترین نقطه در طول مسیر خود رسید. جایی که مشهورترین پل ایران یعنی الله وردی خان(سی و سه پل) با بیش از ۴۰۰ سال سبقه تاریخی محکم و استوار ایستاده است.
اهمیت و حساسیت مساله در حدی بود که افکار عمومی انتظار داشته باشند حفاری در این نقطه با دقت و حساسیت فراوان و نظارت کارشناسان ملی و بین المللی صورت گیرد.

در اینجا باز هم باید اعتراف کنیم!
اعتراف می کنم بیش ترین دغدغه ای که در خصوص عبور مترو از نزدیکی سی و سه پل داشتیم، ایجاد لرزه توسط دستگاه حفار در زمان حفاری و حرکت مترو در زمان راه اندازی بود که این لرزه ها را برای این پل تاریخی مناسب نمی دانستیم.
نمی دانستم سوء مدیریت پی سی و سه پل را هدف گرفته است! نمی دانستیم در این نقطه حساس به قدری با دقت عمل می شود که ۳۰ رینگ(معادل ۴۰متر) اشتباه حفاری می شود! و رییس سازمان قطار شهری اصفهان این انحراف را امری طبیعی دانسته و حفاری در کنار سی و سه پل را با حفاری در تونل های آب و فاضلاب مقایسه می کند!
نمی دانستم دستگاه حفار که باید حفاری هر رینگ از مسیر را در شرایط عادی در این شرایط، حداکثر در دو ساعت انجام دهد، حفاری یک روزه داشته و با مصالحی شبیه پی یک سازه مواجه شده است تا حدی که سر برنده آن خم شده و کسی نبوده که بگوید چرا؟
نمی دانستم حفاری در این نقطه برای این مدیران به قدری مهم بوده است که بر اساس گزارش شرکت نقشه بردار آلمانی پروژه یعنی VMT، مانیتور نقشه برداری دستگاه حفار تونل شرقی معیوب و ویروسی بوده است و عیب های فنی دیگر که همه ناشی از بی توجهی مدیران است!
نمی دانستم حضور و نظر بازرسان و کارشناسان سازمان میراث فرهنگی به قدری جدی بوده است که در زمان بازدید آنان، کارگاه را تعطیل می کرده اند و حتی به دلیل حضور این بازرسان، شماره و تاریخ سگمنت ها را پاک می کرده اند تا به این بازرسان بگویند اینجا کار تعطیل است و پیش روی نداریم که نیازی به بازرسی شما باشد!

اینجا اصفهان است. شاید اینجا اصفهان بود!
نوشتند که مترو سی و سه پل را تهدید نمی کند و شایعات افراد غیر مسئول است که تهدید کننده سی و سه پل است. به آنان باید گفت چرا مقامات مسئول دو ماه سکوت کردند و در خصوص این انحراف و این مشکل بزرگ هیچ سخنی به زبان نیاوردند و فقط پنهان کاری کردند تا امروز به قول شما “افراد غیر مسئول” مجبور به پرده برداشتن از قضیه شوند. چرا اگر عبور مترو تهدید کننده سی و سه پل نبوده، رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از کار خود برکنار می شود.
نوشتند “اعضای شورای اسلامی شهر اصفهان بر روی عملیات حفاری مترو اصفهان نظارت داشته اند و دارند” به آنان باید گفت پس چرا تا قبل از انتشار اخبار مربوط به این قضیه توسط افراد به اصطلاح شما “غیر مسئول”، بسیاری از اعضای شورای شهر اصفهان از این مساله کاملاً بی اطلاع بودند؟ و حتی یک روز بعد از انتشار خبر، این قضیه از سوی سخنگوی کمسیون عمران شورای شهر اصفهان تکذیب شد؟
با فرض درست بودن این صحبت، این نظارت در چه سطح کیفی بوده است که از ایجاد این همه مشکل فنی جلوگیری نشده است؟ چرا فقط آموخته ایم که همه چیز را توجیه کنیم؟
به خبرنگاران در کنفرانس مطبوعاتی رییس سازمان قطار شهری گفتند شما در جایگاهی نیستید که ما را متهم کنید. به آنان باید گفت خبرنگار چشم و گوش مردم است و وظیفه دیده بانی و دفاع از حقوق مردم را به عهده دارد. او به عنوان زبان مردم آزاد است در برابر سوء مدیریت ها بایستد و فریاد بزند “من متهم می کنم”. پس اگر جایگاهی برای او تعریف نمی کنید یعنی حقی برای دیده بانی مردم قائل نیستید و به بالادست بودن مردم در نظام اسلامی بی اعتقادید.
دیگر رمقی برای ادامه دادن این خواندن ها و نوشتن ها نمانده است. به یاد “حمام خسرو آقا” افتادم و سهراب نوشدارو نیافته.
این بار، سهراب داستان ما یعنی سی و سه پل، دو ماه است در دل خاک اصفهان زخمی شده است، ولی زخمی شدن او را از دیدگان مردم پنهان کردند و می کنند. بیایید تا سنت قدیمی نوشدارو نرسیدن به سهراب را بشکنیم و این بار زودتر از لودرها به سهراب برسیم!
دریغ است ایران که ویران شود…

منبع: ماهنامه زندگی سالم

پایگاه خبری خلیج فارس

نامه به خدا/برای آزادی شهاب و سایر جوانان دربند

یا مُطلِقَ الاُساری
بیش از صد روز است که “شهاب” ما را به اسارت گرفته اند و هرروز به تاراج گلی از گلستان ما می آیند؛ دست برنمی دارند ابرهای تیره، دست برنمی دارند از تیره کردن ماه! الهم انا نشکو الیک… این بار به تو شکایت آوردیم ای خدای رحمان، ای خدای رحیم، به تو شکایت آوردیم در زیر آسمان سرزمینی که قدر پاک ترین، تلاش گرترین و دلسوزترین جوانانش را در سلول های تاریک انفرادی و پشت دیوارهای بلند ارج می گذارد. به تو شکایت می کنیم با زبان روزه و دلهای آکنده از درد، خشم و بی پناهی که اینجا هیچ کس جواب مارا نمی دهد؛ ساده ترین پرسش ما اینجا بی پاسخ مانده! ای خدای عدل پاسخمان نمی دهند که : ” به کدامین گناه؟” به کدامین گناه شهاب های مارا دربند کرده اند؟ به پاداش سهم آنها از حماسه بزرگ؟ پاسخ نمی دهند خدایا، پاسخ نمی دهند که گناهشان جز تلاش بی دریغ برای به صحنه در آوردن مردم پای صندوق های رای چه بود؟ گناهشان چه بود جز اینکه کور و کر و لال نبودند؟ جز اینکه دلسوزترین های سرزمینشان و پاکبازترین عاشقان آرمان استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی همین جوانان دربند ما هستند.
به کجا شکایت بریم بی گناهی و دربندی دوستانمان را جز به درگاه تو؟ الهم انا نشکو الیک .
اگر بنویسیم، مزدوریم. اگر در صحنه نباشیم فریب خورده ایم، اگر در صحنه باشیم بر اندازیم، اگر اعتراض کنیم پاسخمان سنگینی تهمت های بی اساس است و بیدادگاه های شرم آور. خدایا ما به امید عدالت و رحمت به تو پناه آوردیم که جز درگاه تو پناهگاهی نمانده یا غیاث من لا غیاث له ( ای فریاد رس آنکس که فریاد رسی ندارد)و دوستانمان در سراسر این سرزمین همراهمان می شوند، به این امید که تو نذر ما را برای آزادی سید شهاب الدین طباطبایی و سایر جوانان دربند بپذیری و در این روزگار غریب روزه بودنمان جرمی بر جرایم ما نیافزاید.

۱- امیر آریازند
۲- علی رضا آقاعمو
۳- مریم آقاجری
۴- سمانه ابولپور
۵- آسیه ابولپور
۶- ایمان امیرتیمور
۷- فاطمه امامی
۸- پریسا امامی
۹- محمد امینی
۱۰- حمید الماسی
۱۱- عبدالرضا ابراهیمی
۱۲- مهدی افروز منش
۱۳- یاشار انتظار
۱۴- الهام بابایی
۱۵- رضا باوفا
۱۶- سعید بدخش
۱۷- سامان بختیاری
۱۸- صدیقه بهزادی
۱۹- عماد بهاور
۲۰- سیروس بنه گزی
۲۱- علی بحرانی
۲۲- احمد بحرانی
۲۳- مریم بهرمند
۲۴- نسیم بیت صیاح
۲۵- عباس پازوکی
۲۶- مسلم پروین
۲۷- علی پورحسن
۲۸- خسرو پور مفرد
۲۹- حسین حاجی
۳۰- فاطمه حاجی
۳۱- محبوبه حقیقی
۳۲- ایمان حجتی
۳۳- علی تارخ
۳۴- پیمان جمشیدی
۳۵- صهبا جمشیدی
۳۶- علی جمشیدی
۳۷- احمد حاتمی
۳۸- زویا حسنی
۳۹- عاطفه حسینی
۴۰- احسان حضرتی
۴۱- فاروق حلاج
۴۲- سعید حقیقت
۴۳- رشید حیدریان
۴۴- علیرضا خامسیان
۴۵- حامد خوانساری
۴۶- بابک خوشنام وند
۴۷- مریم خندان
۴۸- شهریار خسروی
۴۹- محمد درویش
۵۰- صادق درویش
۵۱- خلیل درخورد
۵۲- فائزه دولتی
۵۳- علی دشتی
۵۴- عباس دودانگه
۵۵- میثم رستملو
۵۶- متین رحیمی
۵۷- داور روشنی
۵۸- داوود روشنی
۵۹- حوا رحیمی
۶۰- فاطمه رضایی
۶۱- نادره رضایی
۶۲- رحمانیان
۶۳- مسعود رهبری
۶۴- محمد رضا زارع
۶۵- نگار سایه
۶۶- علی سحرخیز
۶۷- جلال سعیدی
۶۸- امید سعیدی
۶۹- مرتضی سیدمحمدی
۷۰- فاطمه شعبانی
۷۱- الاهه شعبانی
۷۲- شهرام شریفی
۷۳- مجتبی شادمان
۷۴- علی شبزنده دار
۷۵- محمد شکوهی
۷۶- مریم شمسایی
۷۷- روح الله شهسوار
۷۸- محسن شهریاری
۷۹- محمد شفیعی
۸۰- ابراهیم شیرکوند
۸۱- رضوان صالحی
۸۲- اسماعیل صحابه
۸۳- سیده ریحانه طباطبایی
۸۴- عطا طهرانچی
۸۵- علی رضا طاهری
۸۶- علی ظهوری
۸۷- سمانه عابدی
۸۸- الهام عبادی
۸۹- احمد عبادی
۹۰- محمد صابر عباسیان
۹۱- امیر عباس بیگی
۹۲- مریم عباس بیگی
۹۳- ضحی عباسی
۹۴- حمیدرضا عباسی
۹۵- فاطمه عرب سرخی
۹۶- ساجده عرب سرخی
۹۷- زهرا عسکری
۹۸- پویا علی پناه
۹۹- زهرا علیخانی
۱۰۰- حمیده غالبی
۱۰۱- سعیده غالبی
۱۰۲- آرش غفوری
۱۰۳- غلامی
۱۰۴- امید غضنفر
۱۰۵- اردشیر فاضلی
۱۰۶- حسین فرهادی
۱۰۷- سعید فکوری
۱۰۸- جاوید فخریان
۱۰۹- احسان قاسمی
۱۱۰- کورش قادری
۱۱۱- سید سعید قریشی
۱۱۲- محمد قدسی
۱۱۳- فرشید قیطاسی
۱۱۴- سعیده کردی نژاد
۱۱۵- مطهره کشاورز
۱۱۶- مسعود کلاهی
۱۱۷- مسلم کیانی
۱۱۸- زهرا گنجی
۱۱۹- ستاره گنج دوست
۱۲۰- سحر گلکاری حق
۱۲۱- محمد لکی
۱۲۲- سیده زهرا مبلغ
۱۲۳- عادل محمدحسینی
۱۲۴- حسن محمدی
۱۲۵- حسام محمدزهی
۱۲۶- محمد مرعشی
۱۲۷- مهدی محسنی
۱۲۸- مسعود منشوری
۱۲۹- ناهید مولوی
۱۳۰- لیلا مهربان
۱۳۱- شهاب مباشری
۱۳۲- علی اکبر مهربان
۱۳۳- پوریا موسوی
۱۳۴- محمد علی مختاری
۱۳۵- خلیل موحد
۱۳۶- حمید موذنی
۱۳۷- حمید متقی
۱۳۸- جلیل محمدیان
۱۳۹- مهدی مظلوم
۱۴۰- مهرک میراب زاده
۱۴۱- مهدیه مینوی
۱۴۲- مهدیه میر ناصری
۱۴۳- میر احسان میرناصر
۱۴۴- میلاد ملکی
۱۴۵- یاسر معین
۱۴۶- سعید نورمحمدی
۱۴۷- کاظم نجفی
۱۴۸- علی نجفی
۱۴۹- محمد نیمایی
۱۵۰- منصور هوشنگی
۱۵۱- هخامنش یونسی

آقای شهردار، مردم قضاوت کردند!/۸۱ درصد مردم مسئولین را مقصر آسیب دیدن سی و سه پل دانستند

جبهه همبستگی خلیج فارس: روز گذشته در کنفرانس مطبوعاتی شهردار اصفهان، زمانی که مرتضی سقائیان نژاد به خبرنگار مهر گفت که برای بررسی عوامل انحراف مترو اصفهان و آسیب دیدن پل تاریخی سی و سه پل ، “دو نفر را برای قضاوت بین من و خودت انتخاب کن” با این درخواست یکی از خبرنگاران مواجه شد که از او خواست ” قضاوت را به مردم بسپارید”. هرچند مرتضی سقائیان نژاد و مدیر روابط عمومی شهرداری اصفهان از این خبرنگار خواستند “به جای مردم قضاوت نکند” ولی واقعیت این بود که امروز مردم قضاوت کردند.

ظهر امروز در برنامه “تیتر یک” که از شبکه اول صداوسیما پخش شد و به بررسی مساله انحراف مترو اصفهان و احتمال آسیب دیدن سی و سه پل اختصاص داشت، یک نظرسنجی از بینندگان این برنامه به صورت اس ام اسی صورت گرفت که ۱۶۵۸۳ نفر شرکت کننده، به پرسش “علت در معرض خطر قرار گرفتن ۳۳پل چیست؟؟؟” به شکل زیر پاسخ دادند:

۸۱ درصد شرکت کنندگان در این نظرسنجی( معادل ۱۳۵۹۳ نفر) معتقدند بی توجهی مسئولین عامل در معرض خطر گرفتن سی و سه پل است.

۳ درصد شرکت کنندگان(معادل ۴۹۸ نفر)  گذشت زمان را عامل این مشکل دانستند.

۹ درصد شرکت کنندگان در این نظرسنجی(معادل ۱۴۹۶ نفر) حوادث پیش بینی نشده را عامل آسیب دیدن سی و سه پل دانستند.

و در نهایت ۶ درصد شرکت کنندگان(معادل ۹۹۷ نفر) سهل انگاری شهروندان را عامل در معرض خطر قرار گرفتن سی و سه پل دانسته اند.

شایان ذکر است در این برنامه، تحویل پور که به عنوان نماینده شهرداری اصفهان در این برنامه حاضر بود، بارها به اشتباهات شهرداری اصفهان در این زمینه اعتراف کرد.

آهای پطرس مقدس! دور روح ما خیط بکش

من صبح روزی به دنیا آمدم که خورشید نور نداشت

بیلم را برداشتم وبه معدن رفتم و شانزده تن ذغال نمره نه بار زدم

رییس ریزه ام گفت : ((ماشالاه خوشم آمد))

تو شانزده تن بار میزنی وبه جایش آن چه داری

این که یک روز پیرتری و تا خرخره در قرض فرورفته تر

آهای پطرس مقدس !دور روح ما خیط بکش

که ماروحمان را به انبار کمپانی سپرده ایم

وقتی می بینید دارم می آیم بهتر است کنار بروید

خیلی ها این کار را نکردند و مردند

من یک مشتم از آهن است آن یکیش فولاد

اگر مشت راست بهتان نگیرد مشت چپم میگیرد

بعضی معتقدند آدم از خاک خلق شده

اما مرد فقیر و دیوانه ای هم هست

که از عضله و خون درست شده

از عضله و خون و  پوست و استخوان

واز مغزی ضعیف و پشتی قوی

تو شانزده تن بار می زنی و بجایش آن چه داری

این که یک روز پیر تری و تا خرخره در قرض فرو رفته تر

آهای پطرس مقدس !ما را به مرگ مخوان

ما نمی توانیم بیاییم

ما روحمان را به انبار کمپانی سپردهاییم

غرب زدگی – جلال آل احمد

شعر از : Merle Travis

خبرنگاران برتر اصفهان با خطر روبرو هستند

شش خبرنگار برتر اصفهان که در مراسم پایانی چهارمین جشنواره‌ی مطبوعات استان اصفهان از نماد سبز استفاده کردند، با خطر دست کم ممنوع‌القلم شدن روبرو هستند. هدف این شش خبرنگار اعلام همبستگی با روزنامه‌نگاران زندانی بود.

شش تن از خبرنگاران برتر اصفهان روز شنبه، ۱۷ مردادماه، در مراسم پایانی چهارمین جشنواره‌ی مطبوعات استان اصفهان در محل نمایشگاه بین‌المللی این استان به هنگام  دریافت جوایز با نماد سبز بر روی سن ظاهر شدند.

 مچ‌بند سبز، تسبیح سبز، لباس سبز 
 فاطمه حاتمی، نفیسه قانیان، علیرضا روحانی، ایمان حجتی، مهسا جزینی و احسان مرادی برای نشان دادن همبستگی خود با روزنامه‌نگاران زندانی از مچ‌بند سبز، تسبیح سبز و لباس سبز استفاده کردند.

پارلمان‌نیوز، پایگاه خبری فراکسیون خط امام مجلس، روز دوشنبه ۱۹ مرداد، در این باره نوشت: « در حالی‌که ده‌ها روزنامه‌نگار و خبرنگار به جرم حمایت از میرحسین موسوی روزها است که در زندان به سر می‌برند و ده‌ها اتهام متوجه آنها شده است، خبرنگاران و روزنامه‌نگاران اصفهان با نشان دادن نماد سبز به دوربین‌های عکاسان، مسئولان استان اصفهان و معاون وزیر ارشاد، همبستگی خود را با روزنامه‌نگاران دربند و حامیان میرحسین موسوی اعلام کردند.»

 پارلمان‌‌نیوز افزود: «اما در این بین حرکت یکی از روزنامه‌نگاران با استقبال گسترده حاضران در سالن مواجه شد. هنگامی که مجری نام این روزنامه‌نگار را خواند، او در حال حرکت به سمت سن، قصد داشت تا نوار سبزرنگی را به دست خود ببندد، اما بلافاصله حراست مانع از این‌کار شد، با این‌حال این روزنامه‌نگار نوار سبز رنگ را بعد از دریافت جایزه بالا برد و دستان خود را به علامت پیروزی نشان داد.»

پارلمان‌نیوز می‌نویسد که حرکت این خبرنگار با تشویق شدید و ممتد حاضران که اکثر آنها را خبرنگاران و روزنامه‌نگاران استان اصفهان تشکیل می‌دادند، روبرو شد.

در مراسم اختتامیه‌ی چهارمین جشنواره مطبوعات استان اصفهان مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان، معاون اجتماعی نیروی انتظامی استان، رئیس بنیاد شهید استان، مهدی فضائلی، مدیر عامل سابق خبرگزاری فارس و برخی دیگر از مسئولان دولتی و منطقه‌ای حضور داشتند.

پارلمان‌نیوز با بیان اینکه این حرکت مسئولان دولتی حاضر در مراسم را «شوکه» کرد، می‌افزاید که مجری برنامه تلاش کرد با اظهارات خود «به میرحسین موسوی اهانت کند، اما اظهارات این مجری صدا و سیما» با واکنش حاضران همراه شد و حاضران این شش خبرنگار را بیشتر تشویق کردند.

در برخی ‌از سایت‌های اصلاح‌طلب از جمله “نوروز” آمده که در طول چند روز گذشته رسانه‌ها و محافل تندروی اصولگرا «در حال پرونده‌سازی برای این روزنامه‌نگاران بوده و به شدت خواستار برخورد با آنها هستند.».

 «تبلیغ اغتشاشگران در نمایشگاه مطبوعات اصفهان»

در مقاله‌ای که با عنوان «تبلیغ اغتشاشگران در نمایشگاه مطبوعات اصفهان» در سایت راسخون، وابسته به جناح راست، منتشر شد، ضمن درج رویداد یادشده، از مسئولان حاضر در مراسم به شدت انتقاد شده است. در این مقاله آمده است: «هنگامی که در این مراسم تعدادی از جایزه‌گیرندگان با نمادهای سبز کاندیدای شکست‌خورده، مخالفت مدنی خود را به نمایش گذاشتند و مسئولان برگزاری جشنواره از جمله ‌آقایان علیرضا حسینی، مدیر کل ارشاد استان اصفهان و مهدی فضایلی، رئیس دیوان محاسبات کشور و شمشیری، مدیر کل امور رسانه‌های وزارت ارشاد عکس‌العملی نسبت به این حرکت نشان ندادند، به کیاست رئیس‌جمهور عزیز، احمدی‌نژاد، آفرین گفتم.»

در این مقاله، به قلم علیرضا لطفی،‌ افزود شده‌‌‌: «چگونه است که آقایان مدعی اصول‌گرایی و خدمتگزار دولت نهم نسبت به این حرکت منافقانه و معاندانه سکوت کردند در حالی که این روزها شاهد محاکمه سبزپوشان اغتشاش‌گر انقلاب رنگی هستیم و همین عملکرد نشان از مظلومیت رئیس جمهور مکتبی دارد که زیر مجموعه وزارتخانه‌هایش در دست افرادی است که هم‌فکر و هم‌نظر او نیستند که ضرورت دقت در انتخاب مدیر کل‌ها و وزیران را برای دولت دهم دوچندان می‌سازد.».

 منبع:دویچه وله

برای اعلام همبستگی با روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب دربند: روزنامه‌نگاران برتر اصفهانی با نماد سبز روی سن آمدند

در اختتامیه جشنواره مطبوعات و خبرگزاری‌های استان اصفهان پنج تن از روزنامه‌نگاران برگزیده جشنواره هنگام دریافت جایزه با نماد سبز به روی سن آمدند.
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، در حالی‌که ده‌ها روزنامه‌نگار و خبرنگار به جرم حمایت از میرحسین موسوی روزهاست که در زندان به سر می‌برند و ده‌ها اتهام متوجه آنها شده است، خبرنگاران و روزنامه‌نگاران اصفهان با نشان دادن نماد سبز به دوربین‌های عکاسان، مسئولان استان اصفهان و معاون وزیر ارشاد، همبستگی خود را با روزنامه‌نگاران دربند و حامیان میرحسین موسوی اعلام کردند.
این روزنامه‌نگاران هر کدام یا مچ‌بند سبز و یا تسبیح سبز به همراه داشتند و یا اینکه لباس سبز بر تن داشتند برای دریافت جایزه به روی سن رفتند.
اما  در این بین حرکت یکی از روزنامه‌نگاران با استقبال گسترده حاضران در سالن مواجه شد.
هنگامی که مجری نام این روزنامه‌نگار را خواند، او در حال حرکت به سمت سن، قصد داشت تا نوار سبزرنگی را به دست خود ببندد، اما بلافاصله حراست مانع از این‌کار شد، با این‌حال این روزنامه‌نگار نوار سبز رنگ را بعد از دریافت جایزه بالا برد و دستان خود را به علامت پیروزی نشان داد.
با این حرکت حاضران در سالن که اکثر آنها را خبرنگاران و روزنامه‌نگاران استان اصفهان تشکیل می‌دادند به شدت به تشویق این روزنامه‌نگار پرداختند و تشویق‌های ممتد تا دقایقی ادامه داشت.
این حرکت، مسئولان دولتی را شوکه کرد و مجری برنامه نیز تلاش کرد تا با اظهاراتی سخیف به میرحسین موسوی اهانت کند که اظهارات این مجری صدا و سیما با تشویق بیشتر حاضران همراه شد.

ma-bishomarim

گفتنی است،از روز گذشته رسانه‌ها و محافل تندروی مدعی اصولگرایی در حال پرونده‌سازی برای این روزنامه‌نگاران هستند و به شدت خواهان برخورد با آنها هستند.

من متهم می کنم!

این مطلب را به سفارش یکی از مطبوعات محلی اصفهان در ۱۷ مرداد سال ۸۷، نوشتم. متاسفانه در آن روزنامه با حذفیان زیاد روبرو شد.به نظر من این مطلب آیینه تمام نمای مطبوعات اصفهان است.

من متهم می کنم!
چهار سال پس از محکومیت  کاپیتان آلفرد درفویس (Alfred Dreyfus) به “خیانت بزرگ”، امیل زولا (Émile Zola) نویسنده بزرگ فرانسوی در ۱۳ ژانویه ۱۸۹۸ از طریق انتشار در روزنامه اورور (Aurore) نامه ای سرگشاده با عنوان “من متهم می کنم” به رئیس جمهور فرانسه نوشت و در آن مقامات نظامی، مقامات سیاسی و قضات را به توطئه چینی برای محکومیت درفویس متهم کرد. نامه سرگشاده زولا، تیتر بزرگ روزنامه اورور شد و اکنون انتشار این نامه در فرانسه نماد آزادی رسانه ها و نقش مهم آن در نظارت بر حکومت است. امروزه از رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسی در دیده بانی و دفاع از حقوق مردم یاد می شود، رسانه ها از یک سو باید به نظارت در برابر قدرت حاکمیت بپردازد و از سوی دیگر نقشی در کمک به شهروندان در بهبود اجرای نقششان در انتخاب برنامه های شایسته برای حکومتگری و داوطلبان اجرای این برنامه ها به عهده دارند و باید با انتقال آگاهی های لازم به شهروندان، آنان را در دستیابی به حقوق شهروندی یاری نماید. به مناسبت فرارسیدن روز خبرنگار و با ذکر این پیش زمینه در مورد رسالت و نقش عمومی رسانه ها در جامعه مدنی و جایگاه رسانه ها در دنیای مدرن امروز، با نگاهی به وضعیت کنونی رسانه های اصفهان پی به نکاتی در باب فدرت و ضعف این رسانه ها می بریم که در ادامه مطلب به آن می پردازیم. اولین نکته ای که درباره وضعیت رسانه ها در شهر اصفهان  به چشم می آید، نوپا بودن و یا به عبارتی قرار گرفتن رسانه های اصفهان در وضعیتی جنینی است و این مساله حتی با  وجود قدمت داشتن بعضی رسانه ها به دلیل مستمر نبودن فعالیت ها آن ها مشهود است. البته با دقت در وضعیت چند سال اخیر مطبوعات اصفهان پی به پیشرفت های خوبی نسبت به آنچه انتظار می رفته می بریم که صاحب این قلم دلیل این امر را توسعه رسانه های اصفهان در زمینه های مختلف و همچنین ایجاد نشاط مطبوعاتی به واسطه پیدایش فضای رقابت آمیز رسانه ای می داند که باعث شده، مدیران به دنبال کشف استعدادهای تازه، نویسندگان جدید و ایده های نو در نشریه خود بروند و تلاش کنند مخاطبان بیشتری را جذب کنند و این ایجاد این فضای رقابتی از مهمترین نقاط مثبت فضای رسانه ای اصفهان است. اما در کنار این نقاط مثبت و مطلوب، بزرگترین عنصر تهدید کننده و نامطلوب فضای رسانه ای در اصفهان، مشکلات اقتصادی رسانه هاست که آنان را از جهات مختلف تهدید می کند. خبرنگار ؛ به عنوان قطعه اصلی پازل رسانه و فردی که در اصل تولید کننده فکر و اندیشه در مطبوعات ، وظیفه رصد کردن حقوق شهروندان را در زمینه های مختلف بر عهده دارد و نماینده مردم در بررسی اجرای قانون و مرجعی برای پاسخگو کردن مسئولان در زمینه های مختلف محسوب می شود. حال با بررسی وضعیت اقتصادی خبرنگاران در اصفهان  پی به این نکته می بریم که اکثر خبرنگاران و کارمندان رسانه ها در اصفهان از حداقل های حقوق و مزایای اقتصادی تعیین شده توسط اداره کار برخوردار نیستند و وضعیت اقتصادی خبرنگاران در اصفهان وضعیتی نگران کننده و بحرانی است و ضرب المثل « هر چه بگنند نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک» مصداق واقعی یافته است!! . نکته دیگری که در بعضی رسانه ها به دلیل مشکلات مالی و اقتصادی مشهود است  صرف شدن کامل وقت مدیران به جذب تبلیغات و اخبار تبلیغاتی است که باعث شده فرق بین خبرنگار و بازاریاب در بعضی  نشریات استان از بین برود و بعضی رسانه های استان به جای رکن چهارم دموکراسی به رکن چهارم بازار سرمایه و تبلیغات تبدیل شوند. این مسائل این رسانه ها را از محتوا تهی و نسبت به اهمیت رسالت اصلی مطبوعات یعنی تولید فکر و اندیشه و رسیدگی به حقوق مردم بی تفاوت کرده است و پیدایش این مساله در این رسانه ها، منجر به از دست رفتن مخاطبین قبلی و عدم پیدایش مخاطبین جدید برای این رسانه ها شده است که با پیدایش این حلقه، چرخه مشکلات رسانه ها با رسیدن مجدد به مشکلات اقتصادی کامل می شود. با در نظر گرفتن تمام این مسائل بزرگترین مشکل محتوایی تمام رسانه های شهر اصفهان، وجود نداشتن گفتمان انتقادی در سطح تمام رسانه های اصفهان است. به نظر می رسد هنوز مسئولین استانی در عمل به وجود چنین شان نظارتی برای مطبوعات به عنوان رصد کننده حقوق مردم قائل نیستند و نبود این گفتمان انتقادی محتوای رسانه ها را تحت تاثیر قرار داده است و کمابیش به بی اعتمادی مردم به رسانه ها و یا حداقل عدم اعتماد آن ها به رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسی و مرجعی برای پاسخگو کردن مسئولین کمک کرده است. چون در کشوری که قدرت متعلق به مردم باشد، رسانه ها به عنوان زبان مردم آزادند. شهروند باید بتواند در برابر دولت ایستاده و بگوید “من متهم می کنم” و مردم باید از ابزار رسانه ای آزاد و تضمین شده برای بیان اندیشه ها و نقطه نظرات خود بهره مند باشند.

تقدیم به پاسداران آزادی!

چند سالی از حضور من در عرصه مطبوعات می گذرد. این مدت تلخی و شیرینی های زیادی را گذراندم. ولی روز خبرنگار امسال نسبت به سال های گذشته برای من بسیار متفاوت تره. شاید از یک نظر دلیل این تفاوت، کم رنگ شدن حضور من در مطبوعات محلی اصفهان است. امیدوارم این مساله به پررنگ شدن فعالیت هام در مطبوعات ملی ختم بشه. به امید آزادی روزنامه نگاران و خبرنگاران دربند از جمله محمد قوچانی، محمد عطریان فر، مهسا امرآبادی، مسعود باستانی، مهدی یزدانی خرم، ژیلا بنی یعقوب و سلامت و بهروزی همه پاسداران آزادی.

ای مرغ گرفتار بمانی و ببینی

آن روز مبارک که به عالم قفسی نیست

 

اعتراض روزنامه نگاران اصفهانی به مرمت غیر اصولی پل خواجو

خبرنگاران اصفهانی با امضای نامه‌ای، اعتراض خود را به مرمت غیراصولی پل خواجو و همچنین موضع‌گیری‌های سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان اصفهان در برابر مطبوعات، خبرنگاران، رسانه‌ها و کارشناسان متخصصی که نظری متفاوت از نظر سازمان داشتند، ابراز داشتند.
به گزارش ایلنا، متن این بیانیه به شرح زیر است:
نگون بخت‌ترین ملت دنیا، ملتی است که گذشته خویش را به فراموشی سپارد…
این روزها، مرمت غیر اصولی پل خواجوی اصفهان – که ارزشمندترین میراث برجای مانده دنیاست – نگرانی های زیادی را میان اهل علم و فرهنگ و حتی اکثریت مردم اصفهان برانگیخت، چه خود به چشم دیدیم پیرمردان و پیرزنان اصول مرمت ناخوانده و حتی بی سواد ، که با چشم نگران ، پلکانهای تخریب شده و ماشینهای سنگین مشغول در حریم این اثر تاریخی ! را می نگرند و آشفته می پرسیدند: ” اینها چه می کنند”!
اگرچه از نظر مردم عامه، گنجینه ارزشمندی چون پل خواجو، بسان چشم می ماند در پهنه صورت، که مبادا برای آراستن ابرو، دیده را کور نمایند و مبادا برای درآوردن مژه از چشم، انبردندان کشی دست گیرند، اما صد افسوس که حافظان میراث اصفهان و مسئولان میراث فرهنگی ، تخریب همزمان پلکانها، استفاده از ماشینهای سنگین در محدوده پایین دست پل و عدم رعایت اصل خدشه ناپذیر “حفظ اصالت و سندیت طرح و ماده” درمرمتها را عملی کاملا طبیعی ومرسوم می دانند و دردناکتر آنکه با دفاعی جانبدارانه، صحبت معدود مشاوران جوان و کم تجربه این سازمان را به صحبت های متخصصین با تجربه و کار کشته این مرز و بوم برتری می دهند !
در اینجا چند سوال مطرح می شود :
۱) در تاریخ آمده که در مکان فعلی پل خواجو در گذشته و حتی بنا بر شواهدی پیش از اسلام نیز پلی وجود داشته است که بعد ها پل خواجو در آن مکان بنا نهاده می شود ، این خود نشان می دهد که در طبقه های زیرین بستر و حتی تا دهها متر بالاتر از بالا دست و پایین تر از پایین دست پل ، احتمال وجود آثاری بسیار قدیمی تر از پل عصر صفوی وجود داشت ، چه بسا چنین هم شد و در جریان خاکبرداریها ، سنگهای حجاری شده و سنگ قبرهای قدیمی و نفیس کشف شد ، پس چرا در محدوده حریم پل ماشینهای سنگین مشغول به کار شدند ؟! و چرا به برخی از سنگهای قدیمی کشف شده که علامات حجاران قدیم نیز روی آن بود در جریان عملیات این ماشینهای سنگین آسیب وارد می شود ؟!
۲) چرا برخی ازسنگهای پلکانها به جای مرمت نوسازی و به جای آنها سنگهای نو جایگزین شد ؟ آیا براستی ادعای مسوولان سازمان مبنی بر به سر آمدن عمر مفید این سنگها درست است ؟ اگر عمر مفید برخی از سنگهای پلکانها به سر آمده و باید نو شوند پس لازم می نمود بناهای سنگی روم باستان و یا تخت جمشید ایرانیان هزار باره نو شده باشد !! افزون تر آنکه چرا در مرمت پلکانها طبق اصول مرمت ، کار گام به گام انجام نمی شود و چرا همه پلکانها به یکباره برچیده شد ؟!
۳) چرا سنگهای جدید استفاده شده در پلکانها تفاوتهای چشمگیری با سایر سنگها دارد ؟! آیا گفته مشاوران جوان سازمان صحت دارد که این تفاوت لازم است تا بازدید کنندگان دریابند اینجا مرمت شده است ؟! اگر چنین است تا نیم قرن دیگر پل خواجو وصله وصله خواهد شد ! ضمن آنکه مگر جزو اصول مرمت نیست که تا حد امکان نه تنها باید شکل و ساختار اصلی اثر حفظ شود ، بلکه ماده ساختمانی و سازنده آن نیز باید حفظ گردد ؛ و این
به آن سبب است که ماده و مصالح سازنده اثر نیز دارای ارزش تاریخی و منتقل کننده اطلاعات و دانش ویژه دوران خود است .
۴) چرا پیش از مرمت پل خواجو ، آنگونه که در سراسر دنیا رسم است ، همایش یا جلسه ای با حضور آزاد کارشناسان مختلف ، صاحبنظران ، مطبوعات و رسانه ها برگزار نشد که راه و روشهای مرمت این پل به بحث گذارده شده ، اظهار نظر های مختلف مطرح و از نگرانیها کاسته شود ؟!

بسیار مایه تاسف است که سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان اصفهان با موضع گیری های اخیر خود در برابر مطبوعات، خبرنگاران، رسانه ها و کارشناسان متخصصی که نظری متفاوت از نظر سازمان داشتند، جایگاه خود را تا آنجا تنزل داد که موجی از برچسبها و تهمتها را نثار مخالفین کند و علاوه بر عمیق تر نمودن شکاف میان این قشر فرهیخته و سازمان ، حتی ایشان را تهدید به شکایتهای حقوقی نماید !
اکثریت روزنامه نگاران و اهالی مطبوعات در اصفهان بر این باورند که این خط و نشان کشیدنها و تهدیدهای کودکانه در وهله اول تحمل ناپذیری، عدم ظرفیت در پذیرفتن انتقاد و به تبع آن ناکارآمدی کسانی را به نمایش می گذارد که داعیه حفاظت از فرهنگ این مرز و بوم را دارند و در وهله دوم سبب منزوی شدن بیشتر این سازمان و ادامه خطاهای گذشته در انجام پروژه های بعدی خواهد شد .
اگر قلبتان برای میراث اصفهان می تپد ولو آنکه کسی از سر بی تجربگی اشتباهی را در نقد کارهایتان بروزمی داد، خرسند می شدید و دستش را به گرمی می فشردید که : ” آری … هنوز کسی هست که میراث شهرش برایش مهم باشد و بر آن تعصب ورزد….”
اگر قلبتان برای میراث اصفهان می تپد با تهدید به شکایت، به زعم خود اهالی مطبوعات و کارشناسان را از نقد کارها نمی راندید، ضمن آنکه کارشناسان و اهالی مطبوعات نصف جهان نیز در صورت تکرار هر گونه شکایت ( همچون شکایتهایی که در زمینه مترو صورت گرفت! )، از صف نقد کارها به صف مقابله به مثل، از طریق شکایتهای قانونی، تغییر موضع داده و به صورت دسته جمعی از مسئولان این سازمان به دلیل اهمال و خطا در برخی از حیطه های اجرایی، شکایت خواهد نمود.
روزنامه نگاران و اهالی مطبوعات همچنان معتقدند که مسئولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان اصفهان می توانند با احترام به سلیقه های مختلف، از طریق ارتباط بیشتر با نخبگان و اهالی مطبوعات، فصلی جدید و به یاد ماندنی را در زمینه حفاظت و مرمت گنجینه های ارزشمند اصفهان رقم زنند.
در اینجا بر خود لازم می دانیم، از دقت عمل مطبوعات و رسانه ها در مرمت پل خواجو و اجماع بی نظیر آنها در واکاوی و نقد این مرمت و در راس آن از اقدامات شایسته و حرفه ای ” خبرگزاری مهر” که همواره نگرانی های ویژه ای نسبت به میراث ارزشمند ایران زمین دارد، کمال تشکر را بنماییم .


اسامی برخی از فعالان مطبوعات اصفهان
امیرمسعود ابری – پیمان ابراهیمی – آسیه برهانی – حامد بذرافکن – محمد بکرانی – مهدی تمیزی – سید امین تویسر کانی – مهسا جزینی – احمد رضا جلوه نژاد – سمانه جعفر زاده – ایمان حجتی – دیاکو حسینی – فاطمه حاتمی – مریم خزایلی – خسرو خالقی – پونه خامین – امید خاتون آبادی – عادل دهدشتی – علیرضا رضا خواه – علیرضا روحانی – حمید ربیعیان – سپهر سلیمی – لیلا شکوه فر – وحید شریفی – الهام شهیدان – کامران شیرزادی – شروین شلایی – لیلا شهبازیان – آرشیده شاهنگی – معصومه شهباز – رضا صالحی پژوه – محمد قاسمی – دریا قدرتی پور – نفیسه قانیان – مهدی قانونی – نجمه کرمی – زهرا محمدی – علی موسوی – رضا ماهوشی – شیوا معظمی – سمیه مسرور – محمد رضا محبوب فر – احسان مرادی – مجتبی ندیمی – محمد ناظری – سمیه یوسفیان

زندانیان دیروز، زندانیان امروز

رسانه های اصولگرای ایران روز گذشته در گزارش تصویری خود، چهره های بزرگان اصلاح طلب را که ۴۰ روز در زندان به سر می بردند منتشر کردند. همین طور اعترافات آنان را که بیش از همه چیز مرا به یاد اعترافات گالیله انداخت، آخه گالیله هم اعتراف کرده بود زمین ثابته و مرکز جهان !!

بلافاصله پس از انتشار تصاویر دادگاه، در  اینترنت تصاویری ایجاد و منتشر شد که به مقایسه این تصاویر با تصاویر قبل از زندانی شدن محمد علی ابطحی و محمد عطریان فر می پرداخت. دیروز همه از دیدن چهره پریشان ابطحی و عطریان فر متعجب بودند، گویا تاکنون هرگز این دو نفر را اینگونه ندیده بودند!

ولی من دیده بودم! من هر دو نفر را در همین حال پریشانی دیده بودم! البته بسیار جوان تر از امروز با مو و ریشی که هنوز سیاه بود و جوانی در چهره آنان موج می زد.

به خاطر دارم روزی به اصرار دوستان به موزه ای در میدان توپخانه تهران که نام آن را “عبرت” گذاشته اند و نمی دانم چقدر عبرت گرفته اند، رفتیم.

در اوایل بهمن ماه سال ۱۳۵۰ در اجرای دستور محمد رضا شاه ایران، کمیته مشترک ضد‌خرابکاری ساواک- شهربانی در محل زندان موقت اطلاعات شهربانی تشکیل شد. کمیته مشترک محل استقرار مجرب‌ترین و خشن‌ترین شکنجه‌گران شاه بوده است. سال ۱۳۷۹ در زمان دولت سید محمد خاتمی، این زندان به موزه عبرت تبدیل شد.(گزارش کامل آن بازدید را به زودی در وبلاگم منتشر می کنم)

آن زندان بندی به نام بند(۳) داشت که بعد از تبدیل شدن به موزه به بند “چهره های ماندگار” نام گذاری شده بود. سرتاسر راهرو عکس های چهره هایی که در این بند و این زندان نگه داری می شدند نصب شده بود. در بین نام ها و عکس ها، نام چهره های ماندگاری که در تصویر آنان جوانی موج می زد دیده می شد. محمد بسته نگار، مهدی کروبی، مرتضی حاجی، آیت الله سید علی خامنه ای، سید هادی خامنه ای، آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی، آیت الله منتظری، لطف الله میثمی، عباس دوزدوزانی، محمد هاشمی، عسکراولادی، بادامچیان، غلامحسین کرباسچی از جمله افرادی بودند که عکس آنان در این بند دیده می شد. عکس محمد عطریان فر و محمد علی ابطحی نیز آنجا بودند. اگر به آنجا مراجعه کنید، عکس آنان تقریباً با فاصله اندک روبروی یکدیگر است(اگر تاکنون حذف نکرده باشند)

zendani

دو چهره جوان از این دو مبارز سیاسی علیه ظلم و استبداد در آن موزه دیدم. اجازه عکس برداری نداشتیم ولی عکسی از چهره محمد علی ابطحی در آن زندان دارم. به خاطر دارم سال ها قبل(۴ یا ۵ سال قبل) خود محمد علی ابطحی این عکس را در وبلاگش گذاشت. راهنمای موزه در خصوص وضعیت این زندانیان سخن می گفت: “اینان در رژیم شاه محکوم به اقدام علیه امنیت کشور شده اند” نمی دانم شاید آن زمان هم اعتراف کرده اند چون می دانم آن زمان در آن زندان، حسینی(شکنجه گر معروف ساواک) مامور اعتراف گیری بود! و می دانم در آن زمان هم هرکس اعتراف کرد هیچ کس باور نکرد چون حسینی را می شناختند و طعم تلخ شلاق او را می دانستند. پس تو هم باور نکن برادر……….

اللهم اشغل الظالمین بالظالمین