نوشدارو و مرگ سهراب
ماهنامه زندگی سالم-ایمان حجتی: شاید سن من و دوستانم آن قدر نباشد که نابودی “حمام خسروآقا” را به چشم دیده باشیم؛ ولی شنیده ایم و خوانده ایم که می گفتند حمام را برای احداث یک خیابان در دل بافت تاریخی شهر خراب کردند.برای نابودی حمام خسرو آقا، یک بار در سال ۱۳۵۸، در سرستون های سنگی این حمام ماده منفجره کار گذاشتند که بعد از انفجار، ستون ها ریخت ولی به واسطه مرمت صورت گرفته در این حمام، سقف آن ریزش نکرد. به نظر اتفاق خوبی نمی رسید چون مدیران شهری وقت را مجبور به استفاده از لودرها و ماشین های سنگین در مرحله دوم تخریب در سال ۱۳۷۴ برای تکمیل پروژه کرد و همه چیز تمام شد. آری سهراب زخمی شده در مرحله اول، در مرحله دوم بدون نوشدارو قربانی احداث یک خیابان در بافت تاریخی شهر شد.
سال ها گذشت و سنت کهن مرگ سهراب و رسیدن نوشدارو پس از مرگ آن، در خفا و یا آشکارا درگوشه گوشه این شهر کهن اجرا شد. حالا ما هم بزرگتر شده ایم و چشمان خود را باز کرده ایم تا بر حسب رسالتی که داریم، از جان سهراب های شهر دیده بانی کنیم. به آنجا رسیدیم که صحبت از پروژه احداث مترو اصفهان به میان آمد. بدون تردید خبر خوشایندی برای همه مردم بود، چون با وجود مترو تحولات چشمگیری در حمل و نقل شهری بوجود می آمد.
تا اینکه مسیر عبور مترو مشخص شد و اولین نکته مشهود در آن، هدف گرفته شدن بافت تاریخی شهر اصفهان توسط این مار آهنین بود. آری مترو اصفهان طبق نقشه طراحی شده مسئولین شهری باید چهارباغ عباسی تا هزارجریب را که محور تاریخی شناخته شده ای بود و شامل ده ها اثر تاریخی می شود، درنوردد.
از همان ابتدا در خصوص آسیب دیدن چهارباغ و بافت تاریخی آن با حفرتونل مترو و عبور آن، گفتیم و گفتیم و گفتیم تا با تصویب مصوبه ای در شورای عالی ترافیک در سال ۸۱، عبور مترو از خیابان چهارباغ عباسی منتفی شد.
مصوبه ای که حتی اصلاحیه آن در سال ۸۵ نیز ماهیت آن را تغییرنداد. خوشحال و سرمست بودیم که به موفقیتی بی نظیر و دُری گران بها دست یافته ایم چون با عبور مترو از خیابان شمس آبادی، هم خیابان چهارباغ عباسی و آثار ارزشمند تاریخی موجود در آن مانند مدرسه چهارباغ و غیره از آسیب مصون می ماند و هم مترو با فاصله ای مناسب از پل تاریخی سی و سه پل عبور می کرد. ولی اینگونه نشد، در مورد دلایل آن زیاد فکر کردم و اشتباهاتی که در این بین رخ داد. باید اعتراف کنم نمی دانستم اراده ای مافوق اراده شورای عالی ترافیک که ریاست آن را رییس جمهور بر عهده دارد، در شهر اصفهان وجود دارد و مصوبات این شورا را، آنگونه که می خواهد تفسیر می کند.
مصوبه شورای عالی ترافیک را آن گونه که خواستند، خواندند و حفاری در چهارباغ عباسی را آغاز کردند. تعدادی از دوستداران میراث فرهنگی به دادگاه شکایت بردند که این دادگاه، حکم توقف عملیات حفاری را صادر کرد. اعتراف می کنم که در اینجا هم نمی دانستم اراده ای وجود دارد که حتی از نقض حکم مقام قضایی نیز ابایی ندارد!
سر برنده دستگاه حفار، تراشیدن خاک قدیمی ترین و تاریخی ترین خیابان کشور و اولین خیابان دو طرفه جهان را آغاز کرد و علیرغم همه اعتراض ها، به پایان رساند تا پرونده مربوط به آن به تاریخ سپرده شده و قضاوت در خصوص آن نیز به تاریخ ارجاع شود.
چهارباغ عباسی توسط ماشین حفار درنوردیده شد و پروژه مترو خطر شمال- جنوب اصفهان به حساس ترین نقطه در طول مسیر خود رسید. جایی که مشهورترین پل ایران یعنی الله وردی خان(سی و سه پل) با بیش از ۴۰۰ سال سبقه تاریخی محکم و استوار ایستاده است.
اهمیت و حساسیت مساله در حدی بود که افکار عمومی انتظار داشته باشند حفاری در این نقطه با دقت و حساسیت فراوان و نظارت کارشناسان ملی و بین المللی صورت گیرد.
در اینجا باز هم باید اعتراف کنیم!
اعتراف می کنم بیش ترین دغدغه ای که در خصوص عبور مترو از نزدیکی سی و سه پل داشتیم، ایجاد لرزه توسط دستگاه حفار در زمان حفاری و حرکت مترو در زمان راه اندازی بود که این لرزه ها را برای این پل تاریخی مناسب نمی دانستیم.
نمی دانستم سوء مدیریت پی سی و سه پل را هدف گرفته است! نمی دانستیم در این نقطه حساس به قدری با دقت عمل می شود که ۳۰ رینگ(معادل ۴۰متر) اشتباه حفاری می شود! و رییس سازمان قطار شهری اصفهان این انحراف را امری طبیعی دانسته و حفاری در کنار سی و سه پل را با حفاری در تونل های آب و فاضلاب مقایسه می کند!
نمی دانستم دستگاه حفار که باید حفاری هر رینگ از مسیر را در شرایط عادی در این شرایط، حداکثر در دو ساعت انجام دهد، حفاری یک روزه داشته و با مصالحی شبیه پی یک سازه مواجه شده است تا حدی که سر برنده آن خم شده و کسی نبوده که بگوید چرا؟
نمی دانستم حفاری در این نقطه برای این مدیران به قدری مهم بوده است که بر اساس گزارش شرکت نقشه بردار آلمانی پروژه یعنی VMT، مانیتور نقشه برداری دستگاه حفار تونل شرقی معیوب و ویروسی بوده است و عیب های فنی دیگر که همه ناشی از بی توجهی مدیران است!
نمی دانستم حضور و نظر بازرسان و کارشناسان سازمان میراث فرهنگی به قدری جدی بوده است که در زمان بازدید آنان، کارگاه را تعطیل می کرده اند و حتی به دلیل حضور این بازرسان، شماره و تاریخ سگمنت ها را پاک می کرده اند تا به این بازرسان بگویند اینجا کار تعطیل است و پیش روی نداریم که نیازی به بازرسی شما باشد!
اینجا اصفهان است. شاید اینجا اصفهان بود!
نوشتند که مترو سی و سه پل را تهدید نمی کند و شایعات افراد غیر مسئول است که تهدید کننده سی و سه پل است. به آنان باید گفت چرا مقامات مسئول دو ماه سکوت کردند و در خصوص این انحراف و این مشکل بزرگ هیچ سخنی به زبان نیاوردند و فقط پنهان کاری کردند تا امروز به قول شما “افراد غیر مسئول” مجبور به پرده برداشتن از قضیه شوند. چرا اگر عبور مترو تهدید کننده سی و سه پل نبوده، رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از کار خود برکنار می شود.
نوشتند “اعضای شورای اسلامی شهر اصفهان بر روی عملیات حفاری مترو اصفهان نظارت داشته اند و دارند” به آنان باید گفت پس چرا تا قبل از انتشار اخبار مربوط به این قضیه توسط افراد به اصطلاح شما “غیر مسئول”، بسیاری از اعضای شورای شهر اصفهان از این مساله کاملاً بی اطلاع بودند؟ و حتی یک روز بعد از انتشار خبر، این قضیه از سوی سخنگوی کمسیون عمران شورای شهر اصفهان تکذیب شد؟
با فرض درست بودن این صحبت، این نظارت در چه سطح کیفی بوده است که از ایجاد این همه مشکل فنی جلوگیری نشده است؟ چرا فقط آموخته ایم که همه چیز را توجیه کنیم؟
به خبرنگاران در کنفرانس مطبوعاتی رییس سازمان قطار شهری گفتند شما در جایگاهی نیستید که ما را متهم کنید. به آنان باید گفت خبرنگار چشم و گوش مردم است و وظیفه دیده بانی و دفاع از حقوق مردم را به عهده دارد. او به عنوان زبان مردم آزاد است در برابر سوء مدیریت ها بایستد و فریاد بزند “من متهم می کنم”. پس اگر جایگاهی برای او تعریف نمی کنید یعنی حقی برای دیده بانی مردم قائل نیستید و به بالادست بودن مردم در نظام اسلامی بی اعتقادید.
دیگر رمقی برای ادامه دادن این خواندن ها و نوشتن ها نمانده است. به یاد “حمام خسرو آقا” افتادم و سهراب نوشدارو نیافته.
این بار، سهراب داستان ما یعنی سی و سه پل، دو ماه است در دل خاک اصفهان زخمی شده است، ولی زخمی شدن او را از دیدگان مردم پنهان کردند و می کنند. بیایید تا سنت قدیمی نوشدارو نرسیدن به سهراب را بشکنیم و این بار زودتر از لودرها به سهراب برسیم!
دریغ است ایران که ویران شود…






