Wordpress Themes

۱=۱ ؟؟؟

در دنیای ما انسان ها

یک با یک

نه برابر است

نه به برابری فکر کرده

و نه یارای برابری دارد!

در دنیای ما انسان ها

یک فقط در عالم ریاضیات با یک برابر است!

وقتی فقط می توانیم افسوس بخوریم

لطفا بلند بلند گریه کنید

تا شاید

فقط شاید…

در پای گونه های من و تو

در ذهن من و تو

در روح من و تو

یک با یک برابر شود

در پرانتز: تلخ ترین کارتونی که دیدم…

تولد

زندگی روایت تلخ و شیرینی است که تولد شوخی آغازینش بود.

حالا شوخی شوخی ۲۴ سالمون شد…

تولدم مبارک

پرونده ویژه میدان نقش جهان در “همشهری ماه”

شماره ۶۴ نشریه همشهری ماه با پرونده ویژه ای در خصوص “میدان نقش جهان” منتشر شد.

در پرونده مطالبی در خصوص آخرین وضعیت مرمتی میدان، عمارت عالی قاپو، وضعیت صنایع دستی اطراف میدان و سایر مسائل مرتبط به چشم می خورد.

این پرونده با همکاری همکاران تلاش گر جناب آقای محمد قاسمی، احسان مرادی، رضا صالح پژوه و سرکار خانم نفیسه قانیان، لیلا شکوه فر، سمیه قنبری و دریا قدرتی پور تهیه و منتشر گردید.

فرجام یک رویا

طبقه متوسط شاخ و دم ندارد. درگیر هزار تعریف پیچ در پیچش نکنید. موجودیت واحد و یکدستی هم ندارد ولی این روزها پیدا کردنش در این حوالی آسان تر شده است. به دنبال اعتقادات روشنفکرانه اش نگردید. این قدر مشکلات هزار رنگ دارد که “خرداد” و “صبح امروز” را کف زمین پهن می کند. فکر منظمی ندارد، انگار طرحی برای آینده هم ندارد یعنی بقدری مشکلات هزار رنگ دارد که مجالی برای کشیدن این طرح نیست. ولی افسوس گذشته را زیاد می خورد شاید زمان برای این کار به قدر کافی داشته باشد.
که برگردم به گذشته…
به ده سال قبل…
شاید راه بهتری بروم… ولی نمی داند راه ها برایش به همین سو ختم می شود…یا بهتر بگوییم راه برای طبقه متوسط به این سو ختم می شود.
اقتصاد ما این طبقه را به قدری محدود کرده که طبقه ای که باید موتور و مولد توسعه باشد، صبح تا شب در دالان روزمرگی گرفتار شده است.
شاید “رویا” زیاد “رویایی” است، فیلم نامه نویس هم به خوبی میدانسته که اینگونه نامی برایش انتخاب کرده است.
و اما آن سو جهان… زمانی برای رویا یک “جهان” بوده و حالا نمی داند چگونه از او بنویسد… استاد فیلمنامه نویس برای تعلیم فیلمنامه نویسی به رویا از او می خواهد به اطرافش بنگرد و مشکلات خودش را بنویسد… ولی انگار همه مشکلاتش به یک نفر ختم می شود..یک نفر که دیگر به قدری مسئولیت این مشکلات را پذیرفته و از این کار خسته شده که حاضر است مسئولیت “قتل های زنجیره ای” را هم تقبل کند!
جهان نماد طبقه متوسط آشفته امروز است. از نظر تحصیلات و تجربیات در سطحی است که کشور در مسیر توسعه به فکر او احتیاج دارد. ولی فکرش در “روزمرگی و غم نان شب” متوقف شده است. منتظر رسیدن روزهای بهتر است تا بتواند به رویاهای “رویای” بسیار رویایی نزدیک شود. ولی تلاش برای این فردا، امروزش را گم کرده. ارتباطش با خانواده ضعیف است. فرزندانش او را “گرگ” قصه می بینند و شاید همسرش هم چنین تصوری از او داشته باشد. البته او نیز ناراضی است و این نارضایتی را با انتقال نقاشی مردی که نردبانی بر دوش دارد، از داخل اتاق به روبروی دید همه نشان می دهد.
زندگی او به گونه ای است که خود را “نردبان” می بیند.
از آن سو رویا هم اسیر روزمرگی است. می خواهد از “بشورم و بسابم و..” فرار کند.
شاید این فیلم به زبانی جامعه در حالت گذار ایران را نیز به تصویر می کشد. گذار از سنت به مدرنیته که طبقه متوسط پیشانی این گذار است. رویا از یک سو از “بشورم و بسابم” به ستوه آمده و از این نگاه سنتی به زن بیزار است و از سوی دیگر هنوز نگاه سنتی به مرد خود را دارد و او را “نردبانی” برای عبور از مشکلاتش می داند.
در این زمان نویسندگی و فیلمانه نویسی را انتخاب کرده و از این زمان مشکلات ذهنی حادتری هم پیدا می کند. چون شاید باعث شده خیلی عمیق تر به مشکلاتش فکر کند. رویاهایش اذیتش می کند. با خوردن قرص های آرام بخش از این فضا فرار می کند ولی از این آرامش مجازی هم بیزار است. تا جایی پیش می رود که به مرز خودکشی هم میرسد.
او راضی نیست و این نارضایتی او، از جنس “نارضایتی” بسیاری از زنان طبقه متوسط امروز ماست. رویا نماد رویاهای آنان است. در پس ذهن خود به گذشته می نگرد. به ده سال قبل. چرا ازدواج با مردی “نقشه کش” که نماد مردی از جنس طبقه متوسط است و این فرجام؟ شاید برای او در آن زمان ازدواج با مردی از طبقه بالا راهگشا بود. چیزی که امروز در ذهن دختران و زنان طبقه متوسط شاید کم نمی گذرد تا مجبور نشوند بر روی “کاغذ بی خط” بی نقص و صاف بنویسند. البته به این نمی اندیشند که شاید مثل رویا در نوشتن روی کاغذ خط دار هم مشکل داشته باشند!

فیلم “کاغذ بی خط” به کارگردانی “ناصر تقوایی” تصویر روشنی از بحران های طبقه متوسط در کشور ماست. مشکلاتی که چون طوقی بر گردن این طبقه است و شناسایی آن را از هرگونه تعریف عمیق بی نیاز می کند.

پ.ن: یادم میاد زمانی که با یکی از بازیگران فیلم “خانه ای روی آب” در مورد این فیلم حرف می زدم بهم گفتم چرا نقد فیلم نمی نویسی؟ بهش گفتم تاحالا این کار را نکردم. گفت همین هایی را که می گی بنویس ولی خداییش ادعا نکن نقد فیلم نوشتی!

خاموشی نمایشگرهای آلودگی هوا در آلوده ترین روز سال

اصفهان هم به دلیل آلودگی هوا تعطیل شد. ظریفی می گفت، یادش بخیر ما به آسمون نگاه میکردیم تا برف بیاد و مدرسه ها تعطیل بشه، بیچاره بچه هامون که باید نگاه کنند دود بیاد تا تعطیل بشند!

تعطیلی امروز شدت آلودگی هوا را به همه ثابت کرد  ولی نکته جالب خاموش بودن نمایشگرهای آلودگی هوا در دو نقطه از شهر اصفهان بود. احتمالا این کار برای جلوگیری از دوباره کاری صورت گرفته، چون بالاخره استاندار اعلام کردند دیگه!

شاید هم این نمایشگر بی زبان به خاطر آلودگی هوا خیلی بهش فشار اومده، سکته ای چیزی زده فعلا خاموشه.

میدونید کلاً نمایشگر در هر زمینه ای چیز خوبی نیست. چون آلودگی را در هر زمینه ای نشون میده. آلودگی بهتره مخفی بمونه. اصلا ویکی لیکس هم باید می سوخت!! و خاموش می شد تا اون سندها را منتشر نکنه. چلچراغ هم خوب شد بسته شد مثل بقیشون. این نمایشگره هم خوب شد سکته زد خاموش شد.

پ.ن: هوا آلوده است ولی  فضای ذهن من آلوده تره. کاش اونم میشد چند روز تعطیل بشه!

اختلاف سازمان‌های مردم‌ نهاد و شهرداری در نامگذاری روز اصفهان

گزارش من در خصوص روز اصفهان، تاریخچه آن و اختلاف بین سازمان های مردم نهاد و شهرداری اصفهان در این خصوص که در خبرگزاری مهر منتشر شد:

هفته گذشته در شهر اصفهان در حالی “هفته اصفهان” به همت جمعی از اصفهان‌شناسان٬ دوستداران و سازمانهای مردم نهاد برپا شد که برخی دیگر از دستگاه ها روز دیگری را برای اصفهان نامگذاری کرده‌اند.

به گزارش خبرنگار مهر در اصفهان، شاید شنیدن خبر گرامیداشت روز و هفته اصفهان در هفته اول آذرماه٬ بسیاری افراد را متعجب کرد زیرا شهرداری اصفهان با دامنه رسانه‌ای و تبلیغاتی گسترده خود سوم اردیبهشت را روز اصفهان می‌نامند و در آن روز ویژه برنامه‌هایی را نیز برگزار می‌کند.

این درحالی است که سازمانهای مردم‌نهاد در اصفهان روز اول آذر را روز اصفهان می‌دانند و برای انتخاب خود نیز دلایل زیادی دارند.

آنان معتقدند فراخوانی در سال ۸۳ به بسیاری از چهره های فرهنگی و هنری، فرهیختگان، اصفهان شناسان و استادان دانشگاه ها برای نامگذاری روز اصفهان ارسال شد تا این افراد پیشنهادهای خود را برای گزینش روزی برای اصفهان با ذکر دلایل و مستندات کافی و با توجه ریشه های تاریخی و فرهنگی آن بفرستند.

سرانجام در اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۴ همه پیشنهادهای رسیده به دبیرخانه “هم اندیشی برای نامگذاری روز نکوداشت اصفهان” بررسی و به داوری گذاشته شد و پس از گفتگوهای بسیار، اصفهان شناسان به رای اکثریت روز یکم آذر ماه هر سال را به عنوان  روز نکوداشت اصفهان گزینش و تصویب کردند و نگاره تاریخی منقوش بر کاشیکاری های سردر بازار قیصریه اصفهان را که با اقتباس از صورت فلکی برج قوس (آذرماه) و با محتوایی متعالی طراحی شده، به عنوان نماد اصفهان برگزیدند.

طالع بنیان شهر اصفهان در ماه آذر (قوس) دیده شده است

در این زمینه یک اصفهان شناس که خود از امضا کنندگان بیان‌نامه نامگذاری روز اصفهان است٬ در گفتگو با مهر به بیان دلایل تاریخی نامگذاری اول آذر به عنوان روز اصفهان اشاره کرد.

حشمت‌الله انتخابی در این زمینه به خبرنگار مهر گفت: می‌دانیم در قدیم طالع متولدین را بر اساس صورت فلکی انتخاب می‌کردند. همچنین مرسوم بود برای شهرها نیز بر اساس طالع روز و ماه احداثشان را انتخاب می‌کردند. (هر کدام از برجها مطابق زمان تولد افراد یا مکان)

وی افزود: دلیل انتخاب آذر ماه (برج قوس) برای اصفهان این بود که بر اساس مستندات تاریخی طالع بنیان شهر اصفهان در ماه آذر (قوس) دیده شده و همچنین براساس اسناد تاریخی در بسیاری متون کهن خشت اول شهر اصفهان را در ماه آذر گذاشتند و برج قوس را طالع اصفهان انتخاب کردند.

انتخابی به نوشته‌های جابر انصاری در این باره اشاره کرد که گفته است: “طالع اصفهان برج قوس است. رکن الدوله دیلمی زمانی که قمر در برج قوس بود، باروی اصفهان را بنا نهاد.” در سال ۳۲۷ قمری این شهر به دست رکن‌الدوله دیلمی افتاد که وی نیز اصفهان را پایتخت خود قرار داد.

وی در پایان به نوشته‌های حمدالله مستوفی در “نزهت القلوب” به این موضوع اشاره کرد که می‌گوید: “رکن‌الدوله حسن بویه اصفهان را بارو کشید دور بارو ۲۱ هزار گام باشد و طالع امارتش برج قوس است.”

امضای شهردار اصفهان بر زیر بیان نامه مصوب اصفهان شناسان

همچنین در آن زمان بیانیه‌ای به این مناسب صادر شد و به امضای بزرگان شهر٬ استادان دانشگاه٬ اصفهان‌شناسان و .. رسید که در قسمتهایی از این بیانیه آمده است: “از آنجا که احداث باروی حفاظتی یا حصار بزرگ اصفهان به منظور تضمین امنیت شهر تاریخی اصفهان در دوران دیلمیان و در زمان حسن رکن الدوله دیلمی (۳۲۲ – ۳۶۶ هجری قمری) صورت گرفت و برپایی این باروی امنیتی به عنوان نقطه عطفی در تاریخ اصفهان شناخته می‌شود، یاد روز آن رویداد تاریخی از این روی شایسته تر از دیگر پیشنهادهاست.

همچنین چون در آن زمان برپایی باروی بزرگ اصفهان بر بنیان زایچه این شهر در آذر ماه (برج قوس) صورت گرفت، لذا روز یکم آذرماه هر سال (مطابق با ۲۲ نوامبر) به عنوان روز نکوداشت اصفهان برگزیده می‌شود.

از نکات جالب این بیان‌نامه٬ امضای دکتر مرتضی سقائیان نژاد٬ شهردار اصفهان در زیر آن است که مهر تائید وی بر محتوای بیان‌نامه است٬ این در حالی است که شهرداری اصفهان بر اساس مصوبه شورای اسلامی شهر اصفهان راه دیگری در پیش گرفت و روز سوم اردیبهشت که آن را روز تولد شیخ‌بهایی می‌دانند٬ به عنوان روز اصفهان نام‌گذاری کرده است.

سوم اردیبهشت روز تولد شیخ‌بهایی نیست

در حالی که شورای شهر اصفهان به این دلیل که سوم اردیبهشت روز تولد شیخ بهایی است٬ این روز را به عنوان روز اصفهان نامگذاری کرده به اعتقاد بسیاری افراد این تقارن صحیح نبوده و روز تولد شیخ‌بهایی سوم اردیبهشت نیست.

در این زمینه حشمت الله انتخابی به خبرنگار مهر گفت: روز تولد شیخ بهایی سوم اردیهشت ماه نیست و این روز در تقویم رسمی کشور به صورت قراردادی به نام روز بزرگداشت شیخ بهایی نام گذاری شده و شورای اسلامی شهر در این مورد اشتباه کرده است.

وی تصریح کرد: روز تولد شیخ بهایی در۱۷ ذی الحجه۹۵۳ هجری قمری است که تقریبا برابر با هشت اسفند ماه می‌شود.

همچنین سازمانهای مردم‌نهاد در این خصوص معتقدند که روز سوم اردیبهشت در تقویم رسمی کشور، روز زمین پاک و چند مناسبت دیگر نیز هست و از سوی دیگر در اردیبهشت ماه با تراکم مناسبتها در تقویم مواجه ایم.

آنان معتقدند در بهار به اندازه کافی گردشگر از اصفهان دیدن می کند و یکی از اهدف انتخاب آذر ماه این بود که گردشگری در اصفهان در نیمه دوم سال نیز رونق بیابد.

انتخابی همچنین بر این باور است که اصفهان آن اندازه بزرگ است که ظرفیت دارد که هر هفته برای آن روز بزرگداشت برگزار کرد اما بهتر است یک روز به نام اصفهان در درگاه شمار رسمی کشور ثبت شود.

باید فقط یک روز به نام اصفهان نامگذاری شود

در این زمینه استاندار اصفهان در پاسخ به این سوال خبرنگار مهر در خصوص اختلاف سازمان‌های مردم نهاد و شهرداری اصفهان در خصوص نامگذاری روزی به نام اصفهان گفت: این اختلاف باید حل شود و بالاخره نمی‌توانیم بیشتر از یک روز را به این عنوان بیاوریم.

علیرضا ذاکر اصفهانی افزود: البته هرچه ما در خصوص تاریخ٬ هنر٬ فرهنگ اصفهان بحث کنیم و آن را گرامی بداریم ارزشمند است ولی باید در این خصوص تفاهم حاصل و تنها یک روز به نام اصفهان نام‌گذاری شود.

وی تاکید کرد: به زودی در خصوص این قضیه جلساتی برگزار می‌کنیم تا این تفاهم حاصل شده و شاهد یک روز به نام اصفهان باشیم.

گزارش: ایمان حجتی


همزمان با روز اصفهان: اصفهان بلاگ آمد

همزمان با اول آذر ماه “روز اصفهان”، شبکه اجتماعی وبلاگ نویسان اصفهانی با آدرس www.isfahanblog.com افتتاح شد.

شبکه اجتماعی وبلاگ نویسان اصفهان “اصفهان بلاگ”، یک خبرخوان وبلاگی است که آخرین مطالب وبلاگهای عضو را به صورت خلاصه و به  شکل لینک به مطلب اصلی، در خروجی خود قرار می دهد. این خبرخوان که با استفاده از تکنولوژی RSS کار می‌کند، هر ۱۵ دقیقه به هنگام شده و مطالب جدید وبلاگ‌های عضو را استخراج می‌کند.

این وب سایت اینترنتی، موضوع فعالیت خود را ایجاد محیطی برای علاقه‌مندان به اصفهان، میراث فرهنگی، تاریخی و انسانی این شهر، جاذبه‌های طبیعی، محیط زیست، ورزش، هنر و سایر موارد مرتبط با این شهر عنوان کرده است.

این وب سایت خود را متعهد به پیروی از تمام قوانین جاری می‌داند و کاربران عضو نیز با ارایه درخواست ثبت نام در وب‌سایت، خود را به قبول قوانین سایت و حرکت در مسیر آن متعهد می‌دانند.

برای ثبت نام در این شبکه اجتماعی به این وب سایت مراجعه کنید.

www.isfahanblog.com

http://www.isfahanblog.com/wp-content/uploads/2010/11/isfahanblog-eftetah.jpg

صنعت فولاد در آستانه آزمونی بزرگ

سال گذشته مجلس شورای اسلامی با تصویب قانون هدفمندسازی یارانه‌ها، حکم اجرای خوان اول جراحی بزرگ اقتصادی دولت که از آن با نام «طرح تحول اقتصادی» نام برده می‌شود را صادر کرد تا اجرای رسمی آن در سال ۸۹ آغاز شود.
این طرح از زمان مطرح شدن در سال‌های گذشته تاکنون موافقان و مخالفان جدی داشته و البته باعث ایجاد هراس در بین برخی بخش‌های تولیدی از بابت تبعات پرداخت قیمت واقعی انرژی و سایر نهاده‌ها شده است. در این میان نگرانی‌های صنعت فولاد به عنوان صنعتی که در جهان جزو صنایع «انرژی‌بر» تقسیم بندی می‌شود و هزینه انرژی مصرفی بخش عمده قیمت نهایی محصول را شامل می‌شود، ملموس و قابل درک است. طبق آمارهای اعلام شده، میزان مصرف سوخت صنعت فولاد کشور ۳۷٫۱۵ درصد کل انرژی مصرفی صنعت کشور را شامل می‌شود که این آمار نشان‌دهنده مصرف زیاد انرژی در این صنعت است(آمار مربوط به سال۱۳۸۶)
شاید وجود انرژی ارزان قیمت در ایران جز توجیه اقتصادی بسیاری از طرح‌هایی بوده که امروز جزو بزرگترین واحدهای فولادسازی کشور هستند. برخورداری ایران از ذخایر گاز طبیعی سرشار فرصت خوبی برای توسعه کشور فراهم کرده و اگر این فرصت به شکل صحیح در جهت بهره‌وری هدایت شود می‌تواند مزیت‌های رقابتی کشور را افزایش دهد. ولی آمارها نشان می‌دهدکه دسترسی صنایع فولاد به انرژی ارزان قیمت بهره‌وری آنان را به نسبت استاندارد جهانی کاهش داده است. متوسط جهانی مصرف انرژی به ازای تولید هر تن فولاد معادل ۲۱/۳ گیگا ژول برای انواع فرایندهاست در حالیکه این رقم در کشور با ۵۸ درصد افزایش معادل ۰۸/۵ گیگاژول بر تن است(آمار سال ۸۶) بیشترین اختلاف بین متوسط مصارف جهانی و صنعت فولاد در کشور مربوط به فرآیند احیای مستقیم است که در آن ۱۲۵ درصد بالاتر از متوسط جهانی انرژی مصرف می شود. مصرف زیاد انرژی حتی در حالت استاندارد… آن در روش احیای مستقیم باعث شده که حدود ۷۵درصد فولادسازان بزرگ دنیا از روش کوره بلند برای تولید فولاد استفاده کنند در حالی که سهم استفاده از روش احیای مستقیم بین ۲۰ تا ۲۲ درصد است. روسیه به عنوان بزرگ ترین دارنده ذخایر گاز طبیعی جهان که پس از چین، ژاپن و ایالات متحده، چهارمین تولید کننده بزرگ فولاد دنیا محسوب می‌شود، از گاز طبیعی برای تولید فولاد استفاده نمی کند. این موضوع برای ایالات متحده که خود مبدع روش احیای مستقیم و دومین تولید کننده گاز طبیعی در جهان است نیز صادق است. با بررسی فرآیندهای مورد استفاده در واحدهای فولادسازی کشور درمی‌یابیم حجم عمده فولاد ایران از روش احیای مستقیم تولید می‌شود. مجتمع فولاد مبارکه و فولاد خوزستان به عنوان بزرگترین واحدهای تولید فولاد کشور از روش احیای مستقیم استفاده می‌کنند و طرح‌های توسعه خود را نیز بر مبنای این روش پیش‌بینی کرده‌اند. به نظر می‌رسد آزاد شدن قیمت انرژی تاثیر زیادی بر این واحدهای تولید فولاد بگذارد. اجرای طرح هدفمندسازی یارانه‌ها، صنعت فولاد کشور را در آستانه آزمونی سرنوشت ساز قرار داده و حیات این مجموعه‌ها را به نتیجه آن گره زده است. هرچند در قانون هدفمندسازی یارانه‌ها بسته‌های حمایتی برای حمایت از بخش صنعت در نظر گرفته شده ولی به نظر می‌رسد آن‌چه برای صنایع فولاد داخل کشور راهگشاست، حرکت به سمت افزایش تولید و در نتیجه آن افزایش حاشیه سود کلی این مجموعه هاست تا از این طریق آسیب‌های ناشی از افزایش قیمت‌های انرژی و در نتیجه افزایش قیمت تمام شده محصول را پوشش دهند. به اعتقاد صاحب این قلم، طرح هدفمندسازی یارانه‌ها توفیقی اجباری برای صنایع گوناگون به خصوص صنعت فولاد ایجاد کرده تا در سایه آن با افزایش بهره‌وری خود را بیش از پیش به استانداردهای روز دنیا نزدیک کرده و در جهت استفاده بهینه از منابع کشور حرکت کند.

سرمقاله ویژه نامه صنعت فولاد روزنامه دنیای اقتصاد-استان اصفهان

لینک مطلب

این کجا و آن کجا

مردم دریا کنار و مردم دروازه غار

هر دو عریانند، اما این کجا و آن کجا!

هر دو عزیزانشان را در آغوش گرفته اند

گفتگو با همسر شهید همت: ابراهیم عاشق مردمش بود

شاید چند خطی که به عنوان مقدمه در ابتدای گفتگو نوشتم، حال و هوای حاکم بر مصاحبه را کمی به خواننده منتقل می کرد. ولی واقعیت این است که سخنان همسر شهید همت در برخی بازه های مصاحبه چنان تلخ بود که بغض گلو اجازه حضور فعال در مصاحبه را از من می گرفت. در زمان تنظیم هم همین حس را داشتم. وقتی به فایل صوتی مصاحبه گوش می کردم، حس کردم صدای من در زمان مصاحبه به شدت لرزان بوده است. خانم همت خانم بسیار مهربانی بودند. خیلی دوست دارم افتخار آشنایی با پسرهای ایشان یعنی “مهدی و مصطفی” را هم داشته باشم. خانواده خیلی فهمیده ای هستند. همون طور که در مقدمه گفتگو نوشتم، خانم “ژیلا بدیهیان” به ابعاد گوناگون شخصیتی شهید همت پی برده و روح این مرد بزرگ را کاملاً درک کرده بود. او در گفتگوی خود عنوان کرد “همسر همت بودن مشکل بود” ولی به اعتقاد من وقتی جوانی بیست و سه ساله که چندیدن سال پس از شهادت ابراهیم همت به دنیا آمده به گفتگو با ایشان می نشیند و اینچنین لبریز از عشق این شهید می شود، مطمئناً خانم بدیهیان به خوبی از پس این وظیفه بزرگ یعنی “همسر همت بودن” برآمده است. در ادامه متن گفتگو با ایشان که در ویژه نامه سوم خرداد خبرگزاری ایلنا منتشر شده است رابخوانید.

ادامه مطلب را بخوانید »

ادامه مطلب را بخوانید »