<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!-- generator="wordpress/2.3.3" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>

<channel>
	<title>پرانتز &#187; روزنوشت</title>
	<link>http://www.a3mooni.com/parantez</link>
	<description>یادداشت های یک خبرنگار</description>
	<pubDate>Mon, 17 Nov 2008 16:27:34 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.3.3</generator>
	<language>en</language>
			<item>
		<title>پشت پرده قطع یک روزه سرویس sms در اصفهان</title>
		<link>http://www.a3mooni.com/parantez/1387/04/07/mobile/</link>
		<comments>http://www.a3mooni.com/parantez/1387/04/07/mobile/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 27 Jun 2008 20:00:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>

		<category><![CDATA[تلفن همراه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.a3mooni.com/parantez/1387/04/07/mobile/</guid>
		<description><![CDATA[از امروز صبح (۷تیر) شبکه تلفن همراه دولتی(همراه اول) حداقل در اصفهان مشکلات زیادی داشت..از صبح تا حالا(حدود ۱۲ شب) که هیچ sms ای ارسال نمیشه&#8230;جالب تر از اون اینکه در بعضی نقاط شهر اصفهان اصلآ کاملآ پوشش شبکه قطع بود.                                                
البته علت مشخص بود. علت اصلی این کار تظاهراتی بود که گویا امروز در بخش هایی از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>از امروز صبح (۷تیر) شبکه تلفن همراه دولتی(همراه اول) حداقل در اصفهان مشکلات زیادی داشت..از صبح تا حالا(حدود ۱۲ شب) که هیچ sms ای ارسال نمیشه&#8230;جالب تر از اون اینکه در بعضی نقاط شهر اصفهان اصلآ کاملآ پوشش شبکه قطع بود.                                                </p>
<p>البته علت مشخص بود. علت اصلی این کار تظاهراتی بود که گویا امروز در بخش هایی از شهر به صورت پراکنده وجود داشته. البته شخصآ در محل حاضر نبودم ولی قطع مسیرهای ارتباطی مردم از جمله تلفن همراه و مخصوصآ سرویس sms آن، کاری بود که قبلآ نیز در زمان سهمیه بندی بنزین در تهران اعمال شده بود. علت قطعی کامل آنتن دهی تلفن همراه در بعضی از مناطق شهر نیز به دلیل قرار گرفتن آن محدوده در نقاط حساس شهر بود. مثل خیابان چهارباغ بالا، میر، نظر،دروازه شیراز و&#8230;</p>
<p>البته احتمال دیگه هم وجود داره که ذکرش خالی از لطف نیست:</p>
<p> احتمالآ قراره شبکه تلفن همراه هم سهمیه بندی و یا زمانبندی بشه!!!!!&#8230;فردا هم احتمالآ برنامه ای تحت عنوان <strong>&#8220;برنامه زمانبندي محدوديت هاي تلفن همراه ناشي از خشكسالي!!!!  از تاريخ ۰۸/۰۴/۸۷ الي۱۵ /۰۴/۸۷&#8243; </strong>منتشر خواهد شد..</p>
<p>اگر هم ناشی از خشکسالی نباشه قطعآ یا به خاطر مسائل بین المللی است و یا کار دولت های قبلی!!!یک جورایی شک نکنید در کشور چیزی به نام سو مدیریت!!! معنایی نداره&#8230;</p>
<p>گفتیم تلفن همراه&#8230;.. این روزها به بهانه پاسداشت زبان فارسی قیمت ارسال هر sms های انگلیسی حدود ۶۰% گران تر شد..مساله جالبی بود که جای بحث زیادی داره و در پست بعدی حتمآ به این مساله می پردازم</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.a3mooni.com/parantez/1387/04/07/mobile/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>ادای دین به سیدِ فاطمی</title>
		<link>http://www.a3mooni.com/parantez/1387/02/22/dr-fatemi/</link>
		<comments>http://www.a3mooni.com/parantez/1387/02/22/dr-fatemi/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 11 May 2008 11:03:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>

		<category><![CDATA[دکتر فاطمی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.a3mooni.com/parantez/1387/02/22/dr-fatemi/</guid>
		<description><![CDATA[دو روز از انتشار نامه ای در ارتباط با بازگرداندن نام خیابان دکتر فاطمی اصفهان به رئیس جمهورگذشت. دو روز سراسر توصیه و ملامت و پند و اندرز برای من…… که چرا چنین کرده ای و چنان کرده ای، اصولآ تغییر نام یک خیابان چه سودی دارد و یا چه فرقی می کند و یا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دو روز از انتشار نامه ای در ارتباط با بازگرداندن نام خیابان دکتر فاطمی اصفهان به رئیس جمهورگذشت. دو روز سراسر توصیه و ملامت و پند و اندرز برای من…… که چرا چنین کرده ای و چنان کرده ای، اصولآ تغییر نام یک خیابان چه سودی دارد و یا چه فرقی می کند و یا هزار حرف و بحث دیگر.. از بس این دو روز توضیح داده ام خسته شدم…اینجا آمدم تا بنویسم غرضم از این نامه فقط عرض ارادتی به سیدِ فاطمی بود و دیگر هیچ!!! و با تمام صحبت های دوستان بابت این موضوع بسیار خوشحال و خرسندم…</p>
<p><strong>و اما سیدِ فاطمی………..</strong></p>
<blockquote><p>بر فرض که صدای ما را خفه کنند. در تاریخ و در پرونده باقی خواهد ماند و فردای روشن ممکن است مورد استفاده نسل های آینده و همین نسل قرار گیرد. هرگز زیر بار این نمی روم که طلب عفو و بخشش کنم” دکتر حسین فاطمی ۱۹ آبان</p></blockquote>
<p align="center"><img src="http://www.a3mooni.com/parantez/wp-content/uploads/2008/05/fatemi.jpg" alt="drfatemi" /></p>
<p>بزرگمرد را روی برانکارد می آورند. تب ۴۰ درجه و زخمها امانش را بریده است. در پی دادگاه غیر علنی او را به اعدام محکوم کرده اند. تنها عضو جبهه ملی که باید کشته شود. پسر سیف العلما باید در ۳۷ سالگی بمیرد تا مرگ سرخ را معنا کند. تا چراغ راه شود. شاید آن لحظه که وارد” بازی مرگ” شد تمام این صحنه ها را پیش بینی می کرد. آنجا که گلوله ی عضو ۱۶ ساله ی فدائیان اسلام او را به خاک غلتاند و یا آن لحظه که شعبان جعفری با کارد به استقبالش آمد و حسین و خواهرش را به ۱۳ ضربه مهمان کرد. مگر می شد مخالفانش سر مقاله های باختر امروز را فراموش کنند؟ مگر می شد طنین فریاد هایش را در بهارستان نشنید؟ مگر می شد تلگراف او به سفیر ایران در بغداد را فراموش کنند ؟<br />
که گفته بود: شاه را دستگیر کنید!! مگر می شد مقاله ی : یا مرگ یا آزادی را از یاد ببرند؟…<br />
تیمسار آزموده (دادستان دادگاه فاطمی و مصدق) گفت: تقاضایی نداری؟ دکتر گفت: می خواهم دکتر مصدق را ببینم. آزموده با خشم و غضب در جواب گفت: باز هم دست از سر او برنمی داری؟ فقط می توانی دکتر شایگان و مهندس رضوی را ببینی. و ادامه داد: تو که می گفتی از مرگ باکی نداری پس بلند شو. دکتر جواب داد مرگ حق است آن هم مرگ بدین پر افتخاری. افسوس که نای حرکت ندارم. دکتر فاطمی انگار که بر بالکن ساختمان بهارستان ایستاده؛ خطاب به افسران و سربازان گفت: “من دیگر در این لحظات در مقام تظاهر نیستم و به مرگ خود یقین دارم. آنچه می گویم از روی حقیقت است. ما از نهضتی به پیشوایی دکتر مصدق حکایت کردیم که هیچ قصد و غرضی جز استقلال و عزت مملکت نداشت. من برای این کشته میشوم که اولین اقدامم در وزارت بستن سفارتخانه و قطع رابطه با انگلستان بود. هیچ مایوس نیستم. از هر قطره خون من هزاران نهال می روید.”<br />
من می میرم که نسل جوان ایران از این مرگ درس عبرت گرفته و با خون خود از وطنش دفاع کرده نگذارد جاسوسان اجنبی بر این کشور حکومت نمایند.”<br />
وقتی دکتر شایگان و مهندس رضوی با دیدگان اشکبار وارد محوطه شدند چشم سربازان از اثر سخنرانی دکتر خیس بود. آن دو خود را روی برانکارد دکتر فاطمی انداختند و فقط گریستند. دقایقی بعد صدای آزموده در فضا پیچید: برانکارد لازم نیست. خودش می آید. دکتر فاطمی بلند شد اما افتاد. دو سرباز زیر بازویش را گرفتند و او را به قتلگاه بردند. دکتر فریاد زد:</p>
<blockquote><p>بسم الله الرحمن الرحیم. پاینده باد ایران. زنده باد دکتر محمد مصدق…</p></blockquote>
<p><strong>صدای رگبار در فضا پیچید…ستاره ای در آسمان نبود….</strong></p>
<p>گرچه کوشیده اند تاریخ نسل معاصر را از نام و نشان وی خالی کنند و هرگونه جای پای او را در صفحات تاریخ محو سازند, اما حماسه فاطمی چون افسانه دیگر قهرمانان آزادی و استقلال ایران جاودانه باقی خواهد ماند. تاریخ قهرمانان میهن را مورخین جیره خوار حکام ننوشته اند. آنها با آتش و خون به صحنه تاریخ پیوسته اند…</p>
<p align="center"><img src="http://www.a3mooni.com/parantez/wp-content/uploads/2008/05/fatemi02.jpg" alt="دکتر فاطمی و دکتر مصدق" /></p>
<p align="center"><strong> صبحی ‌ست‌ نيمه‌روشن‌ و مردي‌ پريده‌ رنگ<br />
بيمار و زار و خسته‌، ولي‌ با ثبات‌ كوه‌<br />
گفتند عفو خويش‌ ز درگاه‌ شه‌ بخواه<br />
تا وا رهی‌ ز كشته‌ شدن‌ در پناه‌ او<br />
گفتا كه‌ هرگز اين‌ نكنم‌، به‌ كه‌ جان‌ خويش‌<br />
بهر وطن‌ سپارم‌ و ميرم‌ به راه‌ او<br />
رخصت‌ نمي‌دهند كه‌ ببندند چشم‌ او<br />
فرياد مي‌كشد كه‌ شه‌ جلاد كشته‌ باد</strong></p>
<p align="right"><strong>بازتاب نامه جوانان اصفهانی به رئیس جمهور در رسانه های خبری:</strong></p>
<p align="right"><a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8702090147" title="فارس" target="_blank"><strong>خبرگزاری فارس</strong></a>،  <strong><a href="http://www.emruz.info/ShowItem.aspx?ID=14505&amp;p=1" title="امروز" target="_blank">وب سایت امروز</a> </strong>، <a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2008/04/070904.php" title="گویا" target="_blank"><strong>گویا نیوز</strong></a> ، <a href="http://www.advarnews.us/politic/7028.aspx" title="ادوار نیوز" target="_blank"><strong> ادوار نیوز</strong></a> ، <strong><a href="http://www.yaranebaran.com/news.aspx?ID=1501" title="یاران باران" target="_blank">یاران باران </a></strong>، <a href="http://barayefarda.org/news/487.php" title="برای فردا" target="_blank"><strong>برای فردا</strong></a> ، <strong><a href="http://www.noandish.com/com.php?id=15658" title="نو اندیش" target="_blank">نو اندیش</a></strong> ، <strong><a href="http://irwomen.net/spip.php?article5567" title="کانون زنان ایرانی" target="_blank">کانون زنان ایرانی</a></strong>،<a href="http://www.melliun.org/nehzatmel/nm08/04/28fatemi.htm" title="ملیون" target="_blank"><strong>ملیون</strong></a> ، <a href="http://www.kargozaaran.com/ShowNews.php?7755" title="کارگزاران" target="_blank"><strong>روزنامه کارگزاران</strong></a> ، <a href="http://www.etemaad.com/Released/87-02-10/204.htm#22477" title="اعتماد" target="_blank"><strong>روزنامه اعتماد </strong></a></p>
<p align="center">&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.a3mooni.com/parantez/1387/02/22/dr-fatemi/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>کیک بدمزه!!!</title>
		<link>http://www.a3mooni.com/parantez/1387/01/26/tajamo-roberoye-sefarat-emarat/</link>
		<comments>http://www.a3mooni.com/parantez/1387/01/26/tajamo-roberoye-sefarat-emarat/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 14 Apr 2008 20:10:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>

		<category><![CDATA[تجمع، جزایر ایرانی، خلیج فارس]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.a3mooni.com/parantez/1387/01/26/tajamo-roberoye-sefarat-emarat/</guid>
		<description><![CDATA[(( کشور ۷۳۰۰ ساله ايران، سي و هفتمين سال تولد شيخ نشين امارات را تبريک مي گويد))
این پیام تبریک تعدادی از اعضای تشکل های غیردولتی به کشور دوست و برابر، امارات بود که پنج شنبه گذشته روبروی سفارت امارات روی کیکی که به این مناسبت آماده شده بود نوشته شد و به آنان ابلاغ شد. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>((<span id="lblText" class="ShowNewsText" style="width: 460px"> کشور ۷۳۰۰ ساله ايران، سي و هفتمين سال تولد شيخ نشين امارات را تبريک مي گويد))</span></strong></p>
<p>این پیام تبریک تعدادی از اعضای تشکل های غیردولتی به کشور دوست و برابر، امارات بود که پنج شنبه گذشته روبروی سفارت امارات روی کیکی که به این مناسبت آماده شده بود نوشته شد و به آنان ابلاغ شد. البته از سفیر محترم هم دوستان به کرات درخواست کردند برای فوت کردند شمع های کیک تشریف بیارند که انگار میسر نشده بود. البته دوستان نیروی انتظامی زحمت انتقال کیک به داخل سفارت را کشیدند!!!  فکر کنم کیکش خیلی خوشمزه نبود چون از اون طرف زحمت انتقال &#8220;بهرام آبتین&#8221; مسئول &#8220;کانون فرهنگی لر بختیاری ایرانیان&#8221; به بازداشتگاه را هم کشیدند.. بالاخره چون از مسئولین برگزاری این تجمع بود حتمآ می خواهند ازش توضیح بخواند چرا به بچه های نیروی انتظامی که اونجا اینقدر زحمت کشیدند کیک نرسید!!!!!</p>
<p><font size="3"> </font> این روزها دیگه نمی دونیم از کجا و کی و به کجا اعتراض کنیم&#8230;..دریای خزر، خلیج فارس، قرارداد الجزایر، گوگل، پرشین گلف، مترو اصفهان، راه آهن شیراز&#8230;&#8230;&#8230;.به قول مهدی اخوان ثالث ((یک عروس و چند شوهر، ملک دارا را ببین!!))</p>
<p>تو پرانتز این پست می نویسم و شما بخوانید ((هیچ کدام از این هایی که گفتم ارزش وقت گذاری نداره، پیراهن مارادونا به همش می ارزه!!!! میگی نه &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.))</p>
<p>کاش می شد اسم نویسنده این پست را عوض کنم بذارم &#8220;گیج علی&#8221;&#8230; امام از وردپرس.. ولی شما همینو بخوانید&#8230;!!!!</p>
<p><strong>مطالب مرتبط با این پست :</strong></p>
<p><a href="http://www.chn.ir/news/?section=2&amp;id=45571" title="تجمع روبروی سفارت امارات" target="_blank">بخوانید خبر و بیانیه تجمع روبروی سفارت امارات را از خبرگزاری chn   </a></p>
<p><a href="http://www.tirdadbonakdar.blogfa.com/post-14.aspx">بخوانید مطلب &#8220;تجمع اعتراضی در مقابل سفارت امارات متحده عربی و بازداشت &#8220;بهرام آبتین&#8221;  &#8220;(وبلاگ شخصی تیرداد بنکدار)</a></p>
<p align="center">&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.a3mooni.com/parantez/1387/01/26/tajamo-roberoye-sefarat-emarat/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>دنیای انسان های اشتباهی&#8230;.</title>
		<link>http://www.a3mooni.com/parantez/1387/01/21/ensan-haye-eshtebahi/</link>
		<comments>http://www.a3mooni.com/parantez/1387/01/21/ensan-haye-eshtebahi/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 09 Apr 2008 09:54:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>

		<category><![CDATA[طنز]]></category>

		<category><![CDATA[نقد فیلم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.a3mooni.com/parantez/1387/01/21/ensan-haye-eshtebahi/</guid>
		<description><![CDATA[مدتي پيش بود که خبر تعطيلي دائمي نشريه گل آقا اعلام شد، البته مدت زيادي بود که غير از يک سالنامه و بچه ها گل آقا کار جدي توسط اين موسسه انجام نمي شد ولي واقعآ با شنيدن اسم ه گل آقا سيري تاریخی در ذهنم مجسم میشود، در زمان بچگی و به لطف اینکه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مدتي پيش بود که خبر تعطيلي دائمي نشريه گل آقا اعلام شد، البته مدت زيادي بود که غير از يک سالنامه و بچه ها گل آقا کار جدي توسط اين موسسه انجام نمي شد ولي واقعآ با شنيدن اسم ه گل آقا سيري تاریخی در ذهنم مجسم میشود، در زمان بچگی و به لطف اینکه پدرم همیشه گل آقا خوان بود با این نشریه آشنا شدم، البته آن زمان بیشتر از نقاشی های کاریکاتورهای گل آقا  خوشم می آمد!!!، ولی بعدتر یک چیزهای دیگه ای هم ازش فهمیدم و بیشتر خوشم اومد و حالا هرچی به یاد آن نشریه و آثار جاویدش می افتم فقط به یاد مرحوم صابری فومنی فاتحه ای می خوانم، خدایش بیامرزد، آن مرحوم درست می گفت که شرایط جامعه دیگه از مرحله ای عبور کرده که دیگر انتقادهای طنز آلود کارگر نیست، شاید بتوان گفت امروزه اخبار رسمی هم به نوعی طنز گونه شدند، ولی طنزهم نه، اگه بگوییم مضحک از لغت نزدیک تری استفاده کرده ایم!!!!! به عبارتی ((کارم از گریه گذشتست به آن می خندم!!!))</p>
<p>در ایام نوروز، پخش مجموعه &#8220;مرد هزار چهره&#8221; آخرین ساخته مهران مدیری هم حرف و نقل های زیادی داشت که در نوع خود جالب بود. تیم نویسندگان این مجموعه که از پیمان و محراب قاسم خانی به همراه خشایار الوند و امیرمهدی ژوله که از زمان ساخت مجموعه ((شب های برره)) به این تیم پیوسته تشکیل شده بود، یکی از کارهای ماندگار خود را به یادگار گذاشتند هرچند محراب قاسم خانی اصل اثر را اقتباسی از داستان &#8220;پخمه عزيز نسين&#8221; عنوان کرده بود ولی انتخاب موضوع و پرداختن به بعضی مسائل و ظرایف کارنامه خوبی از تیم نویسندگان به جا گذاشت. با وجود اینکه محراب قاسم خانی در مصاحبه با فارس گفته بود &#8220;قرار نيست همواره در طنز تلويزيوني پيام بدهيم. بلكه قصد فقط خنداندن است&#8221; ولی sms ها و کاریکاتورها و وب نوشت های مخاطبان و مردم نشان داد پیام خوبی از آن ها داستان گرفته اند، یعنی وجود &#8220;انسان های اشتباهی!!!!&#8221;</p>
<p>شخصآ زیاد اهل تلویزیون دیدن نیستم ولی در ایام عید به هر شکل بود و هرچه شد تمام قسمت های این مجموعه را دنبال کردم و به نوعی مانند بسیاری دیگر از مردم، شخصیت موجود در فیلم را  با واقعیت های جامعه شبیه سازی کردم. در بعضی قسمت ها جدآ به یاد زمان هایی افتادم که شاید اگر به گونه ای دیگر رفتار می شد امروز شرایط واقعآ متفاوت بود،  زمانی که شخصیت اول داستان لباس قانون بر تن کرده بود و &#8220;سرهنگ غفاری&#8221; نامیده می شد ، وقتی دیگر ماموران نیروی انتظامی در برابر دستورات خلاف قانون او واکنش نشان دادند و به او توصیه کردند و گفتند این دستور خلاف قانون است و نسبه به تبعات آن هشدار دادند به یاد نامه اقتصاد دانان افتادم که دقیقآ یک سال پیش در خشت خام دیدند آنچه که من و خیلی های دیگر در آینه ندیدیم..همان نامه ای که به نا کجا آباد رفت&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.. و یا در بخشی از داستان وقتی به همان ماموران گفت &#8220;اینقدر قانون، قانون نکنید، قانون منم&#8230;.&#8221; به یاد سازمان منحل شده مدیریت و برنامه ریزی افتادم که تقریبآ چنین معضلی برای کشور ایجاد کرده بود!!! و جمله &#8220;قانون منم&#8221; از همه صحبت ها بیشتر آشنا بود!!&#8230;   وقتی ماموری  که دستورات خلاف قانون را تا حدودی اجرا کرد ولی در نقطه ای از زمان تصمیم گرفت از اجرای این دستورات سرپیچی کند، توسط سرهنگ غفاری اخراج شد،  به یاد  وزیران کابینه ای افتادم که یکی یکی رفتند و به دلیل مسائل شخصی استعفا دادند!!!!!!(همه به دلیل مسائل شخصی) خدا نکند فکر کرده باشم آن ها هم مشکلی مانند مشکل مامور در داستان این فیلم داشته اند!!!!!<br />
وقتی شخصیت داستان در لباس یک پزشک ظاهر شد و از او در مورد &#8220;دپارتمان مغز و اعصاب&#8221; پرسیدند و جواب داد &#8220;آپارتمان خوبی است!!!&#8221; به یاد شخصی افتادم که وقتی خبرنگاری از او درباره ترمیم  کابینه سوال کرد گفت &#8220;چی کابینت!!!!!&#8221;  و یا سخنرانی شخصیت اصلی در لباس پزشک (پروفسور جندقی) که می گفت &#8220;ما جراحی مغز اعصاب را ساده کرده ایم&#8221; مرا به یاد شیوه بودجه نویسی انداخت که به حول و قوه الهی امسال ساده و عامه فهم شد!!</p>
<p>از شبیه سازی شخصیت اصلی که بگذریم  با شبیه سازی دیگر شخصیت های داستان دو گروه افراد دیده می شوند:</p>
<p>گروه اول افرادی بودند که برای این فرد اشتباهی دست زدند، او را در آغوش گرفتند، سخنان او را تحسین کردند و برای او چاپلوسی کردند بدون اینکه لحظه ای به سخنان او فکر کنند. با نگاهی به فیلم می بینیم تعداد این افراد در همه جا در اکثریت بود و با شبیه سازی آن در جامعه نیز این گروه را متاسفانه در اکثریت می بینیم.</p>
<p>و گروه دوم افرادی بودند که نسبت به نظرات، افکار و شخصیت او فکر کردند، از او سوال کردند و جوابی نگرفتند!! هزینه های آن را نیز پرداختند، طرد شدند، به زندان افتادند و&#8230;&#8230;..   تعداد افراد این گروه در داستان فیلم از دو نفر تجاوز نکرد و متاسفانه با شبیه سازی آن در سطح جامعه نیز این گروه در اقلیت هستند.(بدبخت آنکه گرفتار عقل شد!!!!!!)</p>
<p>در وبلاگ جدیدم  با نام <strong>پرانتز </strong> قصد دارم در هر پست مطلبی در پرانتز بنویسم. در پرانتز این پست می نویسم و شما بخوانید ((مانند داستان این فیلم، خیلی از افراد اشتباهی بوده اند و اشتباهی بوده ایم که یک نفر اینگونه اشتباهی شده است!!! ما همه اشتباهی هستیم.. خدا می داند تا کی برای انسان های اشتباهی دست خواهیم زد و هورا خواهیم کشید و خودمان نیز اشتباهی می مانیم، خدا می داند!!))</p>
<p><strong>مطالب مرتبط با این پست :</strong></p>
<p><a href="http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8701190778" title="مصاحبه امیرمهدی ژوله با خبرگزاری فارس" target="_blank">بخوانید مصاحبه &#8220;امیر مهدی ژوله با خبرگزاری فارس&#8221; </a></p>
<p><a href="http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8701160097" title="محراب قاسم خانی" target="_blank">بخوانید مصاحبه &#8220;محراب قاسم خانی&#8221; از نویسندگان مجموعه با خبرگزاری فارس </a></p>
<p><a href="http://www.persiancartoon.com/site_files/hadi-heidari-79-ahmadinejad.jpg" title="کاریکاتور هادی حیدری" target="_blank">ببینید کاریکاتور هادی حیدری از سایت پرشین کارتون</a></p>
<p>در این پست درباره طنز نوشتم:</p>
<p><a href="http://www.etemaad.com/Released/87-01-18/151.htm#18856" title="خواب ابراهیم رها در اتاق استعفا" target="_blank">بخوانید خواب ابراهیم رها در اتاق استعفا!! </a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.a3mooni.com/parantez/1387/01/21/ensan-haye-eshtebahi/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>سلام&#8230;</title>
		<link>http://www.a3mooni.com/parantez/1387/01/13/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/</link>
		<comments>http://www.a3mooni.com/parantez/1387/01/13/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 01 Apr 2008 14:43:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>

		<category><![CDATA[بهار، دست نوشته،]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.a3mooni.com/blog/?p=3</guid>
		<description><![CDATA[سلام..
شاید این کلمه گویاترین کلمه، بعد از حدود دو سال دوری از دنیای وب  نویسی باشه.
الان که دارم اولین مطلب وب لاگ جدیدم را می نویسم یاد اولین مطلبی که تو اولین وبلاگم نوشتم افتاد. اون وقت ها پرشین بلاگ، بلاگفا و غیره نبود. من اولین وبلاگم را تو blogspot زدم. اون وقت هاوب [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام..</p>
<p>شاید این کلمه گویاترین کلمه، بعد از حدود دو سال دوری از دنیای وب  نویسی باشه.</p>
<p>الان که دارم اولین مطلب وب لاگ جدیدم را می نویسم یاد اولین مطلبی که تو اولین وبلاگم نوشتم افتاد. اون وقت ها پرشین بلاگ، بلاگفا و غیره نبود. من اولین وبلاگم را تو blogspot زدم. اون وقت هاوب لاگ نویسی بیشتر برام شکل یک بازی بود. البته یک بازی که بعدآ جدی شد خیلی هم جدی&#8230;.</p>
<p>از این که شروع به کار و اولین پست وب لاگم  با بهار طبیعت  مصادف شده خیلی خوشحالم. البته فعلآ به صورت آزمایشی وب نویسی را شروع می کنم. شاید اسم و آدرس وبلاگم را عوض کردم ولی فعلآ اینجام.</p>
<p>به نظر میاد وبلاگم  از نظر ظاهری کار قشنگی شد. مخصوصآ قالبش. ولی فکر نمی کنم نوشته هام خیلی بویی از این زیبایی داشته باشند!! شاید نوشتن زشتی ها قشنگ تر باشه!! شاید دنیا وقتی قشنگ بشه که دیگه اثری از زشتی ها نباشه&#8230;.شاید هم باید قالب وبلاگمو عوض کنم!! شاید هم دنیا قشنگ شد!!! اون وقت شاید نوشته های من هم قشنگ تر بشه شاید هم&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.</p>
<p>در مورد خودم هم تو صفحه درباره یک چیزهای نوشتم، فکر کنم فعلآ بس باشه&#8230;</p>
<p>سال نو همتون مبارک&#8230;..   همچنان در انتظار بهار می مانیم!!!</p>
<p align="center"> <a href="http://www.a3mooni.com/blog/wp-content/bahar.jpg" title="بهار"><img src="http://www.a3mooni.com/parantez/wp-content/uploads/2008/04/bahar.jpg" alt="بهار" height="310" width="453" /></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.a3mooni.com/parantez/1387/01/13/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
	</channel>
</rss>
