Wordpress Themes

آهای پطرس مقدس! دور روح ما خیط بکش

من صبح روزی به دنیا آمدم که خورشید نور نداشت

بیلم را برداشتم وبه معدن رفتم و شانزده تن ذغال نمره نه بار زدم

رییس ریزه ام گفت : ((ماشالاه خوشم آمد))

تو شانزده تن بار میزنی وبه جایش آن چه داری

این که یک روز پیرتری و تا خرخره در قرض فرورفته تر

آهای پطرس مقدس !دور روح ما خیط بکش

که ماروحمان را به انبار کمپانی سپرده ایم

وقتی می بینید دارم می آیم بهتر است کنار بروید

خیلی ها این کار را نکردند و مردند

من یک مشتم از آهن است آن یکیش فولاد

اگر مشت راست بهتان نگیرد مشت چپم میگیرد

بعضی معتقدند آدم از خاک خلق شده

اما مرد فقیر و دیوانه ای هم هست

که از عضله و خون درست شده

از عضله و خون و  پوست و استخوان

واز مغزی ضعیف و پشتی قوی

تو شانزده تن بار می زنی و بجایش آن چه داری

این که یک روز پیر تری و تا خرخره در قرض فرو رفته تر

آهای پطرس مقدس !ما را به مرگ مخوان

ما نمی توانیم بیاییم

ما روحمان را به انبار کمپانی سپردهاییم

غرب زدگی – جلال آل احمد

شعر از : Merle Travis

خبرنگاران برتر اصفهان با خطر روبرو هستند

شش خبرنگار برتر اصفهان که در مراسم پایانی چهارمین جشنواره‌ی مطبوعات استان اصفهان از نماد سبز استفاده کردند، با خطر دست کم ممنوع‌القلم شدن روبرو هستند. هدف این شش خبرنگار اعلام همبستگی با روزنامه‌نگاران زندانی بود.

شش تن از خبرنگاران برتر اصفهان روز شنبه، ۱۷ مردادماه، در مراسم پایانی چهارمین جشنواره‌ی مطبوعات استان اصفهان در محل نمایشگاه بین‌المللی این استان به هنگام  دریافت جوایز با نماد سبز بر روی سن ظاهر شدند.

 مچ‌بند سبز، تسبیح سبز، لباس سبز 
 فاطمه حاتمی، نفیسه قانیان، علیرضا روحانی، ایمان حجتی، مهسا جزینی و احسان مرادی برای نشان دادن همبستگی خود با روزنامه‌نگاران زندانی از مچ‌بند سبز، تسبیح سبز و لباس سبز استفاده کردند.

پارلمان‌نیوز، پایگاه خبری فراکسیون خط امام مجلس، روز دوشنبه ۱۹ مرداد، در این باره نوشت: « در حالی‌که ده‌ها روزنامه‌نگار و خبرنگار به جرم حمایت از میرحسین موسوی روزها است که در زندان به سر می‌برند و ده‌ها اتهام متوجه آنها شده است، خبرنگاران و روزنامه‌نگاران اصفهان با نشان دادن نماد سبز به دوربین‌های عکاسان، مسئولان استان اصفهان و معاون وزیر ارشاد، همبستگی خود را با روزنامه‌نگاران دربند و حامیان میرحسین موسوی اعلام کردند.»

 پارلمان‌‌نیوز افزود: «اما در این بین حرکت یکی از روزنامه‌نگاران با استقبال گسترده حاضران در سالن مواجه شد. هنگامی که مجری نام این روزنامه‌نگار را خواند، او در حال حرکت به سمت سن، قصد داشت تا نوار سبزرنگی را به دست خود ببندد، اما بلافاصله حراست مانع از این‌کار شد، با این‌حال این روزنامه‌نگار نوار سبز رنگ را بعد از دریافت جایزه بالا برد و دستان خود را به علامت پیروزی نشان داد.»

پارلمان‌نیوز می‌نویسد که حرکت این خبرنگار با تشویق شدید و ممتد حاضران که اکثر آنها را خبرنگاران و روزنامه‌نگاران استان اصفهان تشکیل می‌دادند، روبرو شد.

در مراسم اختتامیه‌ی چهارمین جشنواره مطبوعات استان اصفهان مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان، معاون اجتماعی نیروی انتظامی استان، رئیس بنیاد شهید استان، مهدی فضائلی، مدیر عامل سابق خبرگزاری فارس و برخی دیگر از مسئولان دولتی و منطقه‌ای حضور داشتند.

پارلمان‌نیوز با بیان اینکه این حرکت مسئولان دولتی حاضر در مراسم را «شوکه» کرد، می‌افزاید که مجری برنامه تلاش کرد با اظهارات خود «به میرحسین موسوی اهانت کند، اما اظهارات این مجری صدا و سیما» با واکنش حاضران همراه شد و حاضران این شش خبرنگار را بیشتر تشویق کردند.

در برخی ‌از سایت‌های اصلاح‌طلب از جمله “نوروز” آمده که در طول چند روز گذشته رسانه‌ها و محافل تندروی اصولگرا «در حال پرونده‌سازی برای این روزنامه‌نگاران بوده و به شدت خواستار برخورد با آنها هستند.».

 «تبلیغ اغتشاشگران در نمایشگاه مطبوعات اصفهان»

در مقاله‌ای که با عنوان «تبلیغ اغتشاشگران در نمایشگاه مطبوعات اصفهان» در سایت راسخون، وابسته به جناح راست، منتشر شد، ضمن درج رویداد یادشده، از مسئولان حاضر در مراسم به شدت انتقاد شده است. در این مقاله آمده است: «هنگامی که در این مراسم تعدادی از جایزه‌گیرندگان با نمادهای سبز کاندیدای شکست‌خورده، مخالفت مدنی خود را به نمایش گذاشتند و مسئولان برگزاری جشنواره از جمله ‌آقایان علیرضا حسینی، مدیر کل ارشاد استان اصفهان و مهدی فضایلی، رئیس دیوان محاسبات کشور و شمشیری، مدیر کل امور رسانه‌های وزارت ارشاد عکس‌العملی نسبت به این حرکت نشان ندادند، به کیاست رئیس‌جمهور عزیز، احمدی‌نژاد، آفرین گفتم.»

در این مقاله، به قلم علیرضا لطفی،‌ افزود شده‌‌‌: «چگونه است که آقایان مدعی اصول‌گرایی و خدمتگزار دولت نهم نسبت به این حرکت منافقانه و معاندانه سکوت کردند در حالی که این روزها شاهد محاکمه سبزپوشان اغتشاش‌گر انقلاب رنگی هستیم و همین عملکرد نشان از مظلومیت رئیس جمهور مکتبی دارد که زیر مجموعه وزارتخانه‌هایش در دست افرادی است که هم‌فکر و هم‌نظر او نیستند که ضرورت دقت در انتخاب مدیر کل‌ها و وزیران را برای دولت دهم دوچندان می‌سازد.».

 منبع:دویچه وله

برای اعلام همبستگی با روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب دربند: روزنامه‌نگاران برتر اصفهانی با نماد سبز روی سن آمدند

در اختتامیه جشنواره مطبوعات و خبرگزاری‌های استان اصفهان پنج تن از روزنامه‌نگاران برگزیده جشنواره هنگام دریافت جایزه با نماد سبز به روی سن آمدند.
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، در حالی‌که ده‌ها روزنامه‌نگار و خبرنگار به جرم حمایت از میرحسین موسوی روزهاست که در زندان به سر می‌برند و ده‌ها اتهام متوجه آنها شده است، خبرنگاران و روزنامه‌نگاران اصفهان با نشان دادن نماد سبز به دوربین‌های عکاسان، مسئولان استان اصفهان و معاون وزیر ارشاد، همبستگی خود را با روزنامه‌نگاران دربند و حامیان میرحسین موسوی اعلام کردند.
این روزنامه‌نگاران هر کدام یا مچ‌بند سبز و یا تسبیح سبز به همراه داشتند و یا اینکه لباس سبز بر تن داشتند برای دریافت جایزه به روی سن رفتند.
اما  در این بین حرکت یکی از روزنامه‌نگاران با استقبال گسترده حاضران در سالن مواجه شد.
هنگامی که مجری نام این روزنامه‌نگار را خواند، او در حال حرکت به سمت سن، قصد داشت تا نوار سبزرنگی را به دست خود ببندد، اما بلافاصله حراست مانع از این‌کار شد، با این‌حال این روزنامه‌نگار نوار سبز رنگ را بعد از دریافت جایزه بالا برد و دستان خود را به علامت پیروزی نشان داد.
با این حرکت حاضران در سالن که اکثر آنها را خبرنگاران و روزنامه‌نگاران استان اصفهان تشکیل می‌دادند به شدت به تشویق این روزنامه‌نگار پرداختند و تشویق‌های ممتد تا دقایقی ادامه داشت.
این حرکت، مسئولان دولتی را شوکه کرد و مجری برنامه نیز تلاش کرد تا با اظهاراتی سخیف به میرحسین موسوی اهانت کند که اظهارات این مجری صدا و سیما با تشویق بیشتر حاضران همراه شد.

ma-bishomarim

گفتنی است،از روز گذشته رسانه‌ها و محافل تندروی مدعی اصولگرایی در حال پرونده‌سازی برای این روزنامه‌نگاران هستند و به شدت خواهان برخورد با آنها هستند.

من متهم می کنم!

این مطلب را به سفارش یکی از مطبوعات محلی اصفهان در ۱۷ مرداد سال ۸۷، نوشتم. متاسفانه در آن روزنامه با حذفیان زیاد روبرو شد.به نظر من این مطلب آیینه تمام نمای مطبوعات اصفهان است.

من متهم می کنم!
چهار سال پس از محکومیت  کاپیتان آلفرد درفویس (Alfred Dreyfus) به “خیانت بزرگ”، امیل زولا (Émile Zola) نویسنده بزرگ فرانسوی در ۱۳ ژانویه ۱۸۹۸ از طریق انتشار در روزنامه اورور (Aurore) نامه ای سرگشاده با عنوان “من متهم می کنم” به رئیس جمهور فرانسه نوشت و در آن مقامات نظامی، مقامات سیاسی و قضات را به توطئه چینی برای محکومیت درفویس متهم کرد. نامه سرگشاده زولا، تیتر بزرگ روزنامه اورور شد و اکنون انتشار این نامه در فرانسه نماد آزادی رسانه ها و نقش مهم آن در نظارت بر حکومت است. امروزه از رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسی در دیده بانی و دفاع از حقوق مردم یاد می شود، رسانه ها از یک سو باید به نظارت در برابر قدرت حاکمیت بپردازد و از سوی دیگر نقشی در کمک به شهروندان در بهبود اجرای نقششان در انتخاب برنامه های شایسته برای حکومتگری و داوطلبان اجرای این برنامه ها به عهده دارند و باید با انتقال آگاهی های لازم به شهروندان، آنان را در دستیابی به حقوق شهروندی یاری نماید. به مناسبت فرارسیدن روز خبرنگار و با ذکر این پیش زمینه در مورد رسالت و نقش عمومی رسانه ها در جامعه مدنی و جایگاه رسانه ها در دنیای مدرن امروز، با نگاهی به وضعیت کنونی رسانه های اصفهان پی به نکاتی در باب فدرت و ضعف این رسانه ها می بریم که در ادامه مطلب به آن می پردازیم. اولین نکته ای که درباره وضعیت رسانه ها در شهر اصفهان  به چشم می آید، نوپا بودن و یا به عبارتی قرار گرفتن رسانه های اصفهان در وضعیتی جنینی است و این مساله حتی با  وجود قدمت داشتن بعضی رسانه ها به دلیل مستمر نبودن فعالیت ها آن ها مشهود است. البته با دقت در وضعیت چند سال اخیر مطبوعات اصفهان پی به پیشرفت های خوبی نسبت به آنچه انتظار می رفته می بریم که صاحب این قلم دلیل این امر را توسعه رسانه های اصفهان در زمینه های مختلف و همچنین ایجاد نشاط مطبوعاتی به واسطه پیدایش فضای رقابت آمیز رسانه ای می داند که باعث شده، مدیران به دنبال کشف استعدادهای تازه، نویسندگان جدید و ایده های نو در نشریه خود بروند و تلاش کنند مخاطبان بیشتری را جذب کنند و این ایجاد این فضای رقابتی از مهمترین نقاط مثبت فضای رسانه ای اصفهان است. اما در کنار این نقاط مثبت و مطلوب، بزرگترین عنصر تهدید کننده و نامطلوب فضای رسانه ای در اصفهان، مشکلات اقتصادی رسانه هاست که آنان را از جهات مختلف تهدید می کند. خبرنگار ؛ به عنوان قطعه اصلی پازل رسانه و فردی که در اصل تولید کننده فکر و اندیشه در مطبوعات ، وظیفه رصد کردن حقوق شهروندان را در زمینه های مختلف بر عهده دارد و نماینده مردم در بررسی اجرای قانون و مرجعی برای پاسخگو کردن مسئولان در زمینه های مختلف محسوب می شود. حال با بررسی وضعیت اقتصادی خبرنگاران در اصفهان  پی به این نکته می بریم که اکثر خبرنگاران و کارمندان رسانه ها در اصفهان از حداقل های حقوق و مزایای اقتصادی تعیین شده توسط اداره کار برخوردار نیستند و وضعیت اقتصادی خبرنگاران در اصفهان وضعیتی نگران کننده و بحرانی است و ضرب المثل « هر چه بگنند نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک» مصداق واقعی یافته است!! . نکته دیگری که در بعضی رسانه ها به دلیل مشکلات مالی و اقتصادی مشهود است  صرف شدن کامل وقت مدیران به جذب تبلیغات و اخبار تبلیغاتی است که باعث شده فرق بین خبرنگار و بازاریاب در بعضی  نشریات استان از بین برود و بعضی رسانه های استان به جای رکن چهارم دموکراسی به رکن چهارم بازار سرمایه و تبلیغات تبدیل شوند. این مسائل این رسانه ها را از محتوا تهی و نسبت به اهمیت رسالت اصلی مطبوعات یعنی تولید فکر و اندیشه و رسیدگی به حقوق مردم بی تفاوت کرده است و پیدایش این مساله در این رسانه ها، منجر به از دست رفتن مخاطبین قبلی و عدم پیدایش مخاطبین جدید برای این رسانه ها شده است که با پیدایش این حلقه، چرخه مشکلات رسانه ها با رسیدن مجدد به مشکلات اقتصادی کامل می شود. با در نظر گرفتن تمام این مسائل بزرگترین مشکل محتوایی تمام رسانه های شهر اصفهان، وجود نداشتن گفتمان انتقادی در سطح تمام رسانه های اصفهان است. به نظر می رسد هنوز مسئولین استانی در عمل به وجود چنین شان نظارتی برای مطبوعات به عنوان رصد کننده حقوق مردم قائل نیستند و نبود این گفتمان انتقادی محتوای رسانه ها را تحت تاثیر قرار داده است و کمابیش به بی اعتمادی مردم به رسانه ها و یا حداقل عدم اعتماد آن ها به رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسی و مرجعی برای پاسخگو کردن مسئولین کمک کرده است. چون در کشوری که قدرت متعلق به مردم باشد، رسانه ها به عنوان زبان مردم آزادند. شهروند باید بتواند در برابر دولت ایستاده و بگوید “من متهم می کنم” و مردم باید از ابزار رسانه ای آزاد و تضمین شده برای بیان اندیشه ها و نقطه نظرات خود بهره مند باشند.

تقدیم به پاسداران آزادی!

چند سالی از حضور من در عرصه مطبوعات می گذرد. این مدت تلخی و شیرینی های زیادی را گذراندم. ولی روز خبرنگار امسال نسبت به سال های گذشته برای من بسیار متفاوت تره. شاید از یک نظر دلیل این تفاوت، کم رنگ شدن حضور من در مطبوعات محلی اصفهان است. امیدوارم این مساله به پررنگ شدن فعالیت هام در مطبوعات ملی ختم بشه. به امید آزادی روزنامه نگاران و خبرنگاران دربند از جمله محمد قوچانی، محمد عطریان فر، مهسا امرآبادی، مسعود باستانی، مهدی یزدانی خرم، ژیلا بنی یعقوب و سلامت و بهروزی همه پاسداران آزادی.

ای مرغ گرفتار بمانی و ببینی

آن روز مبارک که به عالم قفسی نیست

 

اعتراض روزنامه نگاران اصفهانی به مرمت غیر اصولی پل خواجو

خبرنگاران اصفهانی با امضای نامه‌ای، اعتراض خود را به مرمت غیراصولی پل خواجو و همچنین موضع‌گیری‌های سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان اصفهان در برابر مطبوعات، خبرنگاران، رسانه‌ها و کارشناسان متخصصی که نظری متفاوت از نظر سازمان داشتند، ابراز داشتند.
به گزارش ایلنا، متن این بیانیه به شرح زیر است:
نگون بخت‌ترین ملت دنیا، ملتی است که گذشته خویش را به فراموشی سپارد…
این روزها، مرمت غیر اصولی پل خواجوی اصفهان – که ارزشمندترین میراث برجای مانده دنیاست – نگرانی های زیادی را میان اهل علم و فرهنگ و حتی اکثریت مردم اصفهان برانگیخت، چه خود به چشم دیدیم پیرمردان و پیرزنان اصول مرمت ناخوانده و حتی بی سواد ، که با چشم نگران ، پلکانهای تخریب شده و ماشینهای سنگین مشغول در حریم این اثر تاریخی ! را می نگرند و آشفته می پرسیدند: ” اینها چه می کنند”!
اگرچه از نظر مردم عامه، گنجینه ارزشمندی چون پل خواجو، بسان چشم می ماند در پهنه صورت، که مبادا برای آراستن ابرو، دیده را کور نمایند و مبادا برای درآوردن مژه از چشم، انبردندان کشی دست گیرند، اما صد افسوس که حافظان میراث اصفهان و مسئولان میراث فرهنگی ، تخریب همزمان پلکانها، استفاده از ماشینهای سنگین در محدوده پایین دست پل و عدم رعایت اصل خدشه ناپذیر “حفظ اصالت و سندیت طرح و ماده” درمرمتها را عملی کاملا طبیعی ومرسوم می دانند و دردناکتر آنکه با دفاعی جانبدارانه، صحبت معدود مشاوران جوان و کم تجربه این سازمان را به صحبت های متخصصین با تجربه و کار کشته این مرز و بوم برتری می دهند !
در اینجا چند سوال مطرح می شود :
۱) در تاریخ آمده که در مکان فعلی پل خواجو در گذشته و حتی بنا بر شواهدی پیش از اسلام نیز پلی وجود داشته است که بعد ها پل خواجو در آن مکان بنا نهاده می شود ، این خود نشان می دهد که در طبقه های زیرین بستر و حتی تا دهها متر بالاتر از بالا دست و پایین تر از پایین دست پل ، احتمال وجود آثاری بسیار قدیمی تر از پل عصر صفوی وجود داشت ، چه بسا چنین هم شد و در جریان خاکبرداریها ، سنگهای حجاری شده و سنگ قبرهای قدیمی و نفیس کشف شد ، پس چرا در محدوده حریم پل ماشینهای سنگین مشغول به کار شدند ؟! و چرا به برخی از سنگهای قدیمی کشف شده که علامات حجاران قدیم نیز روی آن بود در جریان عملیات این ماشینهای سنگین آسیب وارد می شود ؟!
۲) چرا برخی ازسنگهای پلکانها به جای مرمت نوسازی و به جای آنها سنگهای نو جایگزین شد ؟ آیا براستی ادعای مسوولان سازمان مبنی بر به سر آمدن عمر مفید این سنگها درست است ؟ اگر عمر مفید برخی از سنگهای پلکانها به سر آمده و باید نو شوند پس لازم می نمود بناهای سنگی روم باستان و یا تخت جمشید ایرانیان هزار باره نو شده باشد !! افزون تر آنکه چرا در مرمت پلکانها طبق اصول مرمت ، کار گام به گام انجام نمی شود و چرا همه پلکانها به یکباره برچیده شد ؟!
۳) چرا سنگهای جدید استفاده شده در پلکانها تفاوتهای چشمگیری با سایر سنگها دارد ؟! آیا گفته مشاوران جوان سازمان صحت دارد که این تفاوت لازم است تا بازدید کنندگان دریابند اینجا مرمت شده است ؟! اگر چنین است تا نیم قرن دیگر پل خواجو وصله وصله خواهد شد ! ضمن آنکه مگر جزو اصول مرمت نیست که تا حد امکان نه تنها باید شکل و ساختار اصلی اثر حفظ شود ، بلکه ماده ساختمانی و سازنده آن نیز باید حفظ گردد ؛ و این
به آن سبب است که ماده و مصالح سازنده اثر نیز دارای ارزش تاریخی و منتقل کننده اطلاعات و دانش ویژه دوران خود است .
۴) چرا پیش از مرمت پل خواجو ، آنگونه که در سراسر دنیا رسم است ، همایش یا جلسه ای با حضور آزاد کارشناسان مختلف ، صاحبنظران ، مطبوعات و رسانه ها برگزار نشد که راه و روشهای مرمت این پل به بحث گذارده شده ، اظهار نظر های مختلف مطرح و از نگرانیها کاسته شود ؟!

بسیار مایه تاسف است که سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان اصفهان با موضع گیری های اخیر خود در برابر مطبوعات، خبرنگاران، رسانه ها و کارشناسان متخصصی که نظری متفاوت از نظر سازمان داشتند، جایگاه خود را تا آنجا تنزل داد که موجی از برچسبها و تهمتها را نثار مخالفین کند و علاوه بر عمیق تر نمودن شکاف میان این قشر فرهیخته و سازمان ، حتی ایشان را تهدید به شکایتهای حقوقی نماید !
اکثریت روزنامه نگاران و اهالی مطبوعات در اصفهان بر این باورند که این خط و نشان کشیدنها و تهدیدهای کودکانه در وهله اول تحمل ناپذیری، عدم ظرفیت در پذیرفتن انتقاد و به تبع آن ناکارآمدی کسانی را به نمایش می گذارد که داعیه حفاظت از فرهنگ این مرز و بوم را دارند و در وهله دوم سبب منزوی شدن بیشتر این سازمان و ادامه خطاهای گذشته در انجام پروژه های بعدی خواهد شد .
اگر قلبتان برای میراث اصفهان می تپد ولو آنکه کسی از سر بی تجربگی اشتباهی را در نقد کارهایتان بروزمی داد، خرسند می شدید و دستش را به گرمی می فشردید که : ” آری … هنوز کسی هست که میراث شهرش برایش مهم باشد و بر آن تعصب ورزد….”
اگر قلبتان برای میراث اصفهان می تپد با تهدید به شکایت، به زعم خود اهالی مطبوعات و کارشناسان را از نقد کارها نمی راندید، ضمن آنکه کارشناسان و اهالی مطبوعات نصف جهان نیز در صورت تکرار هر گونه شکایت ( همچون شکایتهایی که در زمینه مترو صورت گرفت! )، از صف نقد کارها به صف مقابله به مثل، از طریق شکایتهای قانونی، تغییر موضع داده و به صورت دسته جمعی از مسئولان این سازمان به دلیل اهمال و خطا در برخی از حیطه های اجرایی، شکایت خواهد نمود.
روزنامه نگاران و اهالی مطبوعات همچنان معتقدند که مسئولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان اصفهان می توانند با احترام به سلیقه های مختلف، از طریق ارتباط بیشتر با نخبگان و اهالی مطبوعات، فصلی جدید و به یاد ماندنی را در زمینه حفاظت و مرمت گنجینه های ارزشمند اصفهان رقم زنند.
در اینجا بر خود لازم می دانیم، از دقت عمل مطبوعات و رسانه ها در مرمت پل خواجو و اجماع بی نظیر آنها در واکاوی و نقد این مرمت و در راس آن از اقدامات شایسته و حرفه ای ” خبرگزاری مهر” که همواره نگرانی های ویژه ای نسبت به میراث ارزشمند ایران زمین دارد، کمال تشکر را بنماییم .


اسامی برخی از فعالان مطبوعات اصفهان
امیرمسعود ابری – پیمان ابراهیمی – آسیه برهانی – حامد بذرافکن – محمد بکرانی – مهدی تمیزی – سید امین تویسر کانی – مهسا جزینی – احمد رضا جلوه نژاد – سمانه جعفر زاده – ایمان حجتی – دیاکو حسینی – فاطمه حاتمی – مریم خزایلی – خسرو خالقی – پونه خامین – امید خاتون آبادی – عادل دهدشتی – علیرضا رضا خواه – علیرضا روحانی – حمید ربیعیان – سپهر سلیمی – لیلا شکوه فر – وحید شریفی – الهام شهیدان – کامران شیرزادی – شروین شلایی – لیلا شهبازیان – آرشیده شاهنگی – معصومه شهباز – رضا صالحی پژوه – محمد قاسمی – دریا قدرتی پور – نفیسه قانیان – مهدی قانونی – نجمه کرمی – زهرا محمدی – علی موسوی – رضا ماهوشی – شیوا معظمی – سمیه مسرور – محمد رضا محبوب فر – احسان مرادی – مجتبی ندیمی – محمد ناظری – سمیه یوسفیان

زندانیان دیروز، زندانیان امروز

رسانه های اصولگرای ایران روز گذشته در گزارش تصویری خود، چهره های بزرگان اصلاح طلب را که ۴۰ روز در زندان به سر می بردند منتشر کردند. همین طور اعترافات آنان را که بیش از همه چیز مرا به یاد اعترافات گالیله انداخت، آخه گالیله هم اعتراف کرده بود زمین ثابته و مرکز جهان !!

بلافاصله پس از انتشار تصاویر دادگاه، در  اینترنت تصاویری ایجاد و منتشر شد که به مقایسه این تصاویر با تصاویر قبل از زندانی شدن محمد علی ابطحی و محمد عطریان فر می پرداخت. دیروز همه از دیدن چهره پریشان ابطحی و عطریان فر متعجب بودند، گویا تاکنون هرگز این دو نفر را اینگونه ندیده بودند!

ولی من دیده بودم! من هر دو نفر را در همین حال پریشانی دیده بودم! البته بسیار جوان تر از امروز با مو و ریشی که هنوز سیاه بود و جوانی در چهره آنان موج می زد.

به خاطر دارم روزی به اصرار دوستان به موزه ای در میدان توپخانه تهران که نام آن را “عبرت” گذاشته اند و نمی دانم چقدر عبرت گرفته اند، رفتیم.

در اوایل بهمن ماه سال ۱۳۵۰ در اجرای دستور محمد رضا شاه ایران، کمیته مشترک ضد‌خرابکاری ساواک- شهربانی در محل زندان موقت اطلاعات شهربانی تشکیل شد. کمیته مشترک محل استقرار مجرب‌ترین و خشن‌ترین شکنجه‌گران شاه بوده است. سال ۱۳۷۹ در زمان دولت سید محمد خاتمی، این زندان به موزه عبرت تبدیل شد.(گزارش کامل آن بازدید را به زودی در وبلاگم منتشر می کنم)

آن زندان بندی به نام بند(۳) داشت که بعد از تبدیل شدن به موزه به بند “چهره های ماندگار” نام گذاری شده بود. سرتاسر راهرو عکس های چهره هایی که در این بند و این زندان نگه داری می شدند نصب شده بود. در بین نام ها و عکس ها، نام چهره های ماندگاری که در تصویر آنان جوانی موج می زد دیده می شد. محمد بسته نگار، مهدی کروبی، مرتضی حاجی، آیت الله سید علی خامنه ای، سید هادی خامنه ای، آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی، آیت الله منتظری، لطف الله میثمی، عباس دوزدوزانی، محمد هاشمی، عسکراولادی، بادامچیان، غلامحسین کرباسچی از جمله افرادی بودند که عکس آنان در این بند دیده می شد. عکس محمد عطریان فر و محمد علی ابطحی نیز آنجا بودند. اگر به آنجا مراجعه کنید، عکس آنان تقریباً با فاصله اندک روبروی یکدیگر است(اگر تاکنون حذف نکرده باشند)

zendani

دو چهره جوان از این دو مبارز سیاسی علیه ظلم و استبداد در آن موزه دیدم. اجازه عکس برداری نداشتیم ولی عکسی از چهره محمد علی ابطحی در آن زندان دارم. به خاطر دارم سال ها قبل(۴ یا ۵ سال قبل) خود محمد علی ابطحی این عکس را در وبلاگش گذاشت. راهنمای موزه در خصوص وضعیت این زندانیان سخن می گفت: “اینان در رژیم شاه محکوم به اقدام علیه امنیت کشور شده اند” نمی دانم شاید آن زمان هم اعتراف کرده اند چون می دانم آن زمان در آن زندان، حسینی(شکنجه گر معروف ساواک) مامور اعتراف گیری بود! و می دانم در آن زمان هم هرکس اعتراف کرد هیچ کس باور نکرد چون حسینی را می شناختند و طعم تلخ شلاق او را می دانستند. پس تو هم باور نکن برادر……….

اللهم اشغل الظالمین بالظالمین