عصر غمگین روز ۱۶ آذر، نشسته ام و برگ های تاریخ را ورق می زنم که چه صفحات آشنایی هستند:
“دانشجویان که فرزندان گرامی ما هستند به خوبی می دانند که دانشگاه محیطی منزه برای ملت ایران می باشد مخصوصاً برای دولت که مسئول تربیت نسل آینده است. ولی متاسفانه عده معدودی بی وطن که همه چیز ما را می خواهد برباد دهند و برای ما نه دانشگاه باقی بگذارند و نه دانشجو، در این مکان رخنه کرده و آنجا را سنگر تظاهرات خیانت آمیز قرار داده اند”
این قسمتی از اعلامیه دولت وقت پس از اتفاقات ۱۶ آذر ۳۲ در دانشگاهی است که برای استقبال از نیکسون سه آذر اهورایی را قربانی کرد. نیکسون ۱۸ آذر به ایران آمد و روز جمعه در دانشگاهی که به خون دانشجویان بی گناه رنگین بود، دکترای افتخاری حقوق دریافت کرد.
با خونی که ۱۶ آذر ۳۲ در دانشگاه تهران ریخته شد، آخرین صدای اعتراض مسالمت جویی که هیچ قصد تخریب و فعالیت چریکی نداشت در گلو خفه شد. در ۱۶ آذر سال ۳۲ این صدای انتقادی مسالمت آمیز در خون نشست و حذف تحقیر آمیز اپوزیسیون مسالمت جو به این نتیجه انجامید که از دل همین نیروهای مسالمت جو، چریک هایی بیرون آمدند که برای سخن گفتن دست به اسلحه بردند و این سنت تاریخ است که اگر دهان ها بسته شود دست ها به سوی اسلحه می رود. مگر چریک های مذهبی و غیر مذهبی که از اواخر دهه ۴۰ وارد صحنه شدند، فرزندان همان نیروهای مسالمت جویی که هیچ قصد براندازی نداشتند و فقط نقادی می کردند، نبودند؟
دیکتاتور مورد نفرت دانشجویان یعنی محمدرضا شاه پهلوی مرد، نیکسون هم مرد. فرمانده انتظامی تهران هم اکنون مرده است و حتی نامی هم از او در کتاب ها باقی نیست. شعبان بی مخ مشهور نیز به حکم پروردگار در روز کودتا جان داد ولی امروز تاریخ به من آموخت که این “سه آذر اهورایی” یعنی مصطفی بزرگنیا – مهدی شریعترضوی و ناصر قندچی تا ابد زنده اند. همان هایی که دکتر علی شریعتی چه زیبا در وصف شان نوشت:
«اگر اجباری که به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش میزدم، همانجایی که بیست و دو سال پیش، « آذر» مان، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای «نیکسون» قربانی کردند! این سه یار دبستانی که هنوز مدرسه را ترک نگفته اند، هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته اند، نخواستند – همچون دیگران – کوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و کارشان را تمام کردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هر که را می آید، بیاموزند، هرکه را میرود، سفارش کنند. آنها هرگز نمیروند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید» ند. این «سه قطره خون» که بر چهره ی دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است. کاشکی می توانستم این سه آذر اهورائی را با تن خاکستر شده ام بپوشانم، تا در این سموم که می وزد، نفسرند! اما نه، باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگاه دارم.»

ایلنا: پنجاه نفر از روزنامهنگاران اصفهانی در آستانه سفر محمود احمدینژاد به اصفهان، با صدور بیانیه تحلیلی از شکسته شدن حرمت میراث کهن این شهر و فرو افتادن هویت تاریخی-فرهنگی این شهر ابراز نگرانی کرده و نسبت به غالب شدن نوعی تفکر و منش سودجو و منفعتطلب که برای میراث ارزشمند اصفهان ارزشی قایل نیست و گمان میبرد که پیشرفت و مدرنیسم با سنت در تضاد است ، هشدار دادند.
به گزارش خبرنگار ایلنا از اصفهان، در این بیانیه آمده است: این روزها ، خبرهایی که از اصفهان میرسد ، نه از ارتقا ِ جایگاه تاریخیاش ، نه از افزایش شمار گردشگران و احیای طول و عرض نصف جهانیاش ، که این روزها خبرها خبر از شکسته شدن حرمت میراث کهن این شهر و فرو افتادن هویت تاریخی – فرهنگی آن میدهند .
امروز در این شهر ، از مردم عامی گرفته تا اساتید دانشگاه و اهالی رسانه ، کمتر کسی است که پشت کردن مسوولان شهری به میراث گرانقدر اصفهان را در نیافته باشد . از بلند مرتبه سازیهای حاشیه زایندهرود گرفته تا طرحهای بحثبرانگیزی که تحت عناوین جذابی چون ” احیای بافت تاریخی ” ، ” ساماندهی ” و … به گوش میرسد ، که همانا تیر خلاص بر نصف جهانی است که هنوز نیمی از نصف جهانش باقی است!
افسوس که این بی حرمتی ها تا آنجا بالا گرفته که مسوولین شهری در تاریخی ترین مناطق شهر ، زمینی را که چونان گنجی تاریخ ایران زمین را در بر گرفته ، می شکافند ، آهن و فولاد را در هم می تنند و بر پایه تمدن اصفهان بتن می ریزند ! تا تحت عنوان احیا و ساماندهی، پوستهای مصنوعی بنا و حداقل کاربری های فرهنگی را هم به کاربریهای تجاری تغییر دهند !
نمونه بارز آن طرح ” احیای بافت تاریخی میدان عتیق ” است که اگرچه قرار بود بافتی تاریخی دوباره زنده شود ، اما آنچه اینک میشود ، نابودی آن اندک باقی مانده دوران پیشین ، زیر چنگال لودرها و بولدوزرهاست . و بعد باز مغازهها و پاساژهای تجاری که باید دید سودش به چه کسانی میرسد ؟!!
اما بارزتر از همه اینها ، نه تونل متروی اصفهان ، که چاه متروی اصفهان است ، ” سر ” دارد ، اما ” ته ” نه ! هر چه پول بر آن ریخته میشود ، پر نمیشود …
به مردم قول داده شد که مترو نه خطی بر ابروی ماه روی اصفهان اندازد و نه در گذر از مسیر خود ، لرزهای بر پیکر نحیف ابنیهها … اما در سکوت خبری ، مار مترو زیر پای میراث اصفهان خزید ، حرمت گنجینههای ایران زمین در هم شکست و مردم و رسانهها آنوقت خبردار شدند که واره بر آب رفته بود و مته حفار سر بر ساحل زاینده رود میسایید !
آنوقت بود که چشمها به سازمان میراث فرهنگی دوخته شد . سازمان دست به کار شد و به عنوان متولی میراث اصفهان در برابر این اقدام غیر قانونی شکایت کرد، اما تا این ثانیه نه کسی محکوم شده و نه حتی کسی پاسخی در خور داده است . بهراستی چرا مسببان این اقدام غیر قانونی که از هم اکنون تا سالهای سال ، عملشان جز نگرانی و تشویش اذهان عمومی ، حاصلی دیگر ندارد محاکمه نشدند ؟! چرا بر خلاف مصوبه شورایعالیترافیک که مرجع نهایی اظهار نظر بود و بر خلاف نظر اساتید ، جراید ، رسانهها و حتی سازمان میراث فرهنگی و علیرغم قول مسوولان شهری که میگفتند تونل مترو از خیابان شمسآبادی میگذرد ، مخفیانه از زیر محور تاریخی چهارباغ عباسی ، عبور داده شد ؟!
کدامیک مقرون به صرفه بود ؟! اینکه تونل از خیابان شمسآبادی بگذرد که سبب میشد مسیر ( در حدی قابل اغماض ) طولانیتر شود یا آنکه از چهار باغ عباسی بگذرد ؛ فریاد سازمانها و نهادهای حامی میراث اصفهان در ابعاد جهانی برخیزد ، دل مردم و رسانهها بلرزد ، برای فرو نشاندن اعتراضها مجبور شویم از پول بیتالمال میلیاردها تومان خرج خرید تشکهای لرزهگیر ! و متعاقب آن هزینههای بعدی تعمیر ، نگهداری و تعویض تجهیزات کنیم ، هر روز با استفاده از انواع سنسورها و کرنش سنجها میزان تغییرات طولی و خستگی سازههای تاریخی نزدیک مسیر را بیازماییم ، بودجه سالیانه مترو را چند برابر کنیم ( پولی که در نهایت از جیب اصفهانیها برداشته میشود ) دست آخر هم تونل مترو کج برود ، منحرف شود و مار مترو پای سی و سه پل از نفس افتد و سی و سه پل ایستگاه مترو شود ! حالا باز برای بازگرداندن دستگاه حفار به مسیر اصلی بودجه جدید تصویب و این دور باطل تا آنجا تکرار شود که به این نتیجه برسیم : ” اشتباه کردیم “!
ما اهالی رسانه در اصفهان نسبت به غالب شدن نوعی تفکر و منش سودجو و منفعتطلب که برای میراث ارزشمند اصفهان ارزشی قایل نیست و گمان میبرد که پیشرفت و مدرنیسم با سنت در تضاد است ، هشدار میدهیم و ادامه چشم فرو بستن مسوولان بر بیحرمتیها ، خطاها و قانون شکنیهای سالهای اخیر را سبب مخدوش شدن چهره ایران اسلامی و جسورتر شدن هنجارشکنان قوانین مدون شهری میدانیم ، چه بسا که از هم اینک مقدمات فاجعهای دیگر زیر عنوان ” خط شرق به غرب متروی اصفهان ” چیده شده که قرار است دقیقا از بافت تاریخی اصفهان و از زیر و یا نزدیکی بسیاری از مشهورترین آثار تاریخی ، همچون میدان نقش جهان و … بگذرد و چند برابر شدن بودجه متروی این شهر ، نیز ، ادامه بیتوجهی مسوولان شهری به شکایات و نگرانیهای سازمان میراث فرهنگی ، میرود که حادثه تلخ دیگری را رقم زند . اضافهتر آنکه حساسیت اهالی رسانه در اصفهان نه از سر کینه که نماد عشق به وطن ، دین و سنت است و در این راه هیچ فرو گذار نخواهیم کرد .
امیر مسعود ابری – پیمان ابراهیمی – آسیه اسد پور – آسیه برهانی – حامد بذرافکن – محمد بندرعباسی – امیر حسین پورشمس – پیام پورفلاح – مهدی تمیزی – سید امین تویسرکانی – رها خسروی – احمدرضا جلوه نژاد – ایمان حجتی – فاطمه حاتمی – علیرضا حاتمی – خسرو خالقی – پونه خامین – امید خاتون آبادی – محمد علی خوشکام – احسان خسروی – عادل دهدشتی –سوزان ذاکر – علیرضا روحانی – پویا رهرو – سپهر سلیمی – ریحانه سجادی – لیلا شکوه فر – وحید شریفی – الهام شهیدان – آرشیده شاهنگی – کامران شیرزادی – شروین شلایی – لیلا شهبازیان – معصومه شهباز – رضا صالح پژوه – امیر مالک صالحی – فاطمه عبد الهی – دریا قدرتی پور – نفیسه قانیان – مهدی قانونی – سمیه قنبری – مجتبی کنعانی – احسان مرادی – زهرا محمدی – علی موسوی – شیوا معظمی – سمیه مسرور – رضا محبوب فر – مجتبی ندیمی – محمد ناظری
کار گل زار شود گر تو به گلزار آیی
نرخ یوسف شکند گر تو به بازار آیی
مسعود را تو یک روز پاییزی شناختم مثل حالا که پاییزه و دارم ازش می نویسم. هنوز عکس هاشو ندیده بودم. شنیدم بودم که عکاسی به بچه های ایسنا اضافه شده که آخره عکاسه(یک چیزی هست میگنا!!!) اصفهانی هم نیست و از بچه های بندر عباسه. اون موقع خودم ایسنا بودم. راستشو بخواید خیلی از عکاسی خوشم نمی اومد و خیلی هم سرویس عکس خبرگزاری هارو چک نمی کردم. ولی اون روز این کارو کردم و یک گزارش تصویری از این آقا مسعود ابری دیدم. شاید عکس زیر اولین عکسی بود که از مسعود دیدم

با دیدن عکس هاش حس کردم باید یک آدم خیلی مغرور باشه ولی وقتی دیدمش چیزی که نداشت غرور بود. به قول حسین “دل داره دریا!!!” حالا از اون روز بیش از ۲ سال می گذره و مسعود یکی از بهترین دوست های منه…همیشه یک حرفی بهش زدم و به این حرف اعتقاد دارم. اگر تو کل زندگیم یک آدم دیده باشم (آدما!!) امیر مسعود ابریه…هفته پیش تولدش بود و به همین خاطر اولین پرانتز نوشته دوست هامو با مسعود شروع کردم. خیلی دوست دارم در مورد آینده روشنش حرف بزنم ولی حیف که “اینجا شکوفه های گل مریم، بی قدرتر ز خار بیابان اند”
یک پیشنهاد برای مسعود: برای رسیدن به هدفت بیشتر جدی باش
یک درخواست از مسعود: منو فراموش نکن
یک شوخی با مسعود: تلفن خونتونو عشقه!
یک شعر برای مسعود:
حافظ افتادگی از دست مده زان که حسود عرض و مال و دل و دین در سر مغروری کرد
یک خاطره از مسعود: خیلی خاطره ازش دارم ولی این یکی از همه مهم تره که جیمبو من با دیدن خونش سکته زد!!! تازه نمی دونم اون روز با اون حالش چطوری از کوه بالا اومد… عکاسه دیگه
البته اون روزی که پیمان ابراهیمی ۷ هزارتومان حقوق گرفته بود و ما نه هزار تومان برای شام پیادش کردیم هم عالی بود.
یک درد دل با مسعود: هیچ کس اشکی برای ما نریخت
یک گلایه از مسعود: همه ماها رو مسخره کردی با این سایتت!!!
یک عکس از مسعود: برای آقا مسعود که خدای عکاسیه، گذاشتن این عکس من زشته. ولی خوب وسعم همینه
این اتاق آقا مسعود در خونه دانشجویی هست….. مامانش نبیته ایشاالله…

پ.ن: از این به بعد می خوام دوست هامو تو پرانتز بذارم و در موردشون بنویسم. با مسعود آغاز کردم. هر ماه یکی از دوستان را در پرانتز می ذارم. زبان نوشته هم محاوره ای هست کسی گیر نده دارم برا دوستام می نویسم!!!
ارسال شده در مورخ ۴ آذر ۸۸ توسط admin | موضوعات: پرانتز | نظرات: ۲۲ نظر
این یادداشت به بررسی تحلیلی طرح هدف مند سازی یارانه ها و پیش بینی برخی تاثیرات این طرح بر اقتصاد کشور بر اساس تئوری های علم اقتصاد می پردازد که در اولین شماره آذرماه هفته نامه اسپادانا، به صورت ناقص به چاپ رسید. متن کامل آخرین مطلب من در نشریه پیش تر وزین اسپادانا را در ادامه می خوانید:
ایمان حجتی: طرح هدفمند سازی یارانه ها از ابتدا تاکنون از نظر حواشی پیرامونی و جبهه موافقان و مخالفان به یکی از جنجالی ترین طرح های مطرح شده در کشور طی سال های اخیر تبدیل شده و احمدی نژاد به حق آن را مهمترین طرح سی سال گذشته نظام می داند. هرچند جراحی اقتصاد بیمار کشور با تیغ هدفمندسازی یارانه می تواند اثرات مثبتی در اقتصاد کشور مانند اصلاح الگوی مصرف، جلوگیری از پرت انرژی و غیره داشته باشد ولی باید توجه داشت عدم پیش بینی دقیق در خصوص برخی اتفاقات و حرکت بدون ایجاد زیربناهای لازم می تواند این تیغ را به اهرمی برای بریدن دست جراح تبدیل کند.
با نگاهی کوتاه به تغییر و تحولاتی که در اثر اجرای این طرح رخ می دهد در می یابیم نکات پنهانی در اجرای این طرح وجود دارد که شاید هنوز پیش بینی خوبی برای برون رفت از بحران های ناشی از آنان نشده است که به تعدادی از انان در ادامه اشاره می شود:
۱)اولین پیامد اجرای این طرح که شاید کمتر به ذهن طراحان رسیده است، ایجاد پدیده احتکار در آغاز طرح است. با نزدیک شدن به روزهای آغازین اجرای طرح و در نهایت روزی که بین کالای با یارانه و بدون یارانه تفاوت قیمت وجود دارد و با حذف یارانه قیمت کالا افزایش پیدا می کند، باید منتظر کاهش عرضه محصولات باشیم. بسیاری از تولیدکنندگان محصولات خود را برای سال آتی انبار می کنند و این کاهش عرضه موقت و برهم خوردن میزان عرضه کالا نسبت به تقاضا، زمینه ای برای افزایش شدیدتر قیمتها و ایجاد تورم پیش از آغاز طرح فراهم می شود.
۲)شاید دیگر پیامد این طرح که توجه کمتری به آن شده ایجاد کسری بودجه شدیدتر دولت است. زیرا از یک سو دولت وعده بازگشت یارانهها به مردم را داده و از سوی دیگر با افزایش قیمتها دولت ناچار به افزایش بودجه خود خواهد شد. به عبارتی اولین متضرر هدفمند کردن یارانهها بعد از اقشار آسیب پذیر، دولت است.
۳) بر اساس بند الف ماده یک لایحه هدفمند سازی یارانه ها مقرر شده است که قیمت فروش داخلی بنزین، نفت، گاز و نفت کوره، نفت سفید و گاز مایع و سایر مشتقات نفت تا پایان برنامه پنج ساله پنجم توسعه کمتر از ۹۰ درصد قیمت تحویل روی کشتی (فوب) در خلیجفارس نباشد. به این شکل شیوه تنظیم قیمت های حامل های سوخت که بر روی شیوه تنظیم سایر قیمت ها اثر مستقیم خواهد گذاشت به اقتصاد بین المللی گره زده می شود و این در حالی است که کارگران و کارمندان ایرانی حقوق خود را بر اساس واحد پول ملی دریافت می کنند نه بر اساس قیمت نفت خلیج فارس و این مساله زنگ خطر بزرگی را به صدا در می آورد زیرا ممکن است سفره کارگران و کارمندان ایرانی را تحت تاثیر خود قرار دهد.
۴)یکی از پیش بینی های احتمالی در خصوص این طرح تورم بالا ناشی از اجرای طرح است. یکی از نتایجی که وقوع تورم بالا می تواند داشته باشد، ورشکستگی نظام بانکی است.
افزایش تورم به طور مستقیم بر نظام بانکی تأثیر خواهد گذاشت و دولت را در یک دوراهی قرار میدهد. با افزایش تورم یا دولت باید نرخ بهره را افزایش دهد یا آن که شاهد سقوط نظام بانکی باشد. اگر نرخ بهره ثابت بماند و تورم به مرز ۴۰ درصد یا بیشتر برسد مردم سپردههای خود را از بانکها بیرون میکشند در این صورت نظام بانکی سقوط میکند. درتورم بالا مردم برای حفظ ارزش پول خود سپردهها را از بانک خارج و دارایی خود را به صورت ارز یا دارایی دیگری نگهداری خواهند کرد که تورم ارزش آن را از بین نبرد.
۵)گرانی سوخت ناشی از هدفمند سازی یارانه ها می تواند صادرات محصولات کشاورزی را با تهدید مواجه کند زیر مزیت نسبی تولید داخل کمرنگ می شود. هم اکنون ۲۵ درصد اشتغال کشور در بخش کشاورزی است و چون شیوه های کشت هنوز سنتی بوده و راندمان تولید پایین است، با افزایش قیمت حاملهای انرژی، قیمت سم، بذر و کود افزایش مییابد و در این شرایط بخش کشاورزی از دور رقابت با محصولات خارجی، خارج میشود.
۶)افزایش قیمت سوخت باعث افزایش هزینه حمل و نقل شخصی و در نتیجه آن روی آوردن مردم به حمل و نقل عمومی می شود. این در حالی است که هم اکنون زیرساخت های مناسب و لازم برای این حجم جدید متقاضی وجود ندارد و به نظر می رسد دولت برای مقطعی مجبور است علاوه بر اینکه یارانه به مردم بدهد هزینههای قابل توجهی را برای تکمیل حملونقل عمومی انجام دهد و اگر همین اکنون یارانهها قطع شود امکان حملونقل عمومی مناسب برای مردم وجود ندارد و عدم مطلوبیت و نگرانی را در جامعه ایجاد میکند.
ایمان حجتی: این روزها بررسی طرح هدفمند سازی یارانه ها که یکی از هفت نظام طرح تحول اقتصادی دولت است، به مراحل حساس خود رسیده است. طرحی که به نظر احمدی نژاد “مهمترین لایحه اقتصادی سی سال اخیر کشور است و با اجرای این لایحه تقریبا همه روابط و مناسبات اقتصادی کشور دگرگون خواهد شد”. او معتقد است “تولید، مدیریت تولید و بهره وری کشور همه اسیر سیستم توزیع یارانه است و رشد نمی کند و این را باید زیر و رو کنیم که این یک کار بزرگی است”.
شوک درمانی در شرایط کنونی اقتصاد ایران خطرناک است
ارایه لایحه هدفمند سازی یارانه ها توسط دولت در هفته های اخیر با واکنش های متفاوتی از سوی اقتصاددانان، کارشناسان، نمایندگان مجلس و سایر افراد مسئول که هر کدام طرح را از زاویه ای بررسی کرده بودند مواجه شد. شاید یکی از بیشترین انتقادات مطرح شده به این طرح از سوی منتقدان، “تاثیرات شوک درمانی اقتصادی” پس از اجرا در نظام اقتصادی کشور است.
بسیاری از کارشناسان و خبرگان اقتصادی معتقدند طراحان این طرح مسئله شوک قیمتی را پس از حذف یارانه جدی نگرفتهاند چرا که به نظر آنها پرداخت مبلغ ناچیزی به گروههای آسیبپذیر می تواند اثرات مخرب افزایش قیمت را بر زندگی آنها خنثی کند که چنین چیزی بسیار سادهانگارانه است زیرا بر طبق مطالعات مختلف موجود که توسط بانک مرکزی، مرکز پژوهشهای مجلس، بانک جهانی، وزارت بازرگانی، سازمان مدیریت و برنامهریزی وقت و وزارت اقتصاد و دارایی صورت گرفته تورم ناشی از حذف یارانههای انرژی را بین ۳۳ تا ۵۴ درصد ذکر کردهاند که بسیار شدید خواهد بود.
آنان معتقدند لایحه دولت مصداق بارز سیاست شوک درمانی است. شوک درمانی در دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ در برخی از کشورها به اجرا درآمد و در عموم آن کشورها با تورم بی مهار، رکود عمیق، تشدید فقر و نابرابری، فروپاشی ارزش پول ملی و تنش های اجتماعی همراه بوده است. پیامدهای پرهزینه شوک درمانی به نظریه پردازان و سیاستگذاران آموخته است که به جای شوک درمانی باید نخست مجموعه یی از تدابیر غیرقیمتی (اصلاحات عمدتاً زیرساختی و نهادی) صورت پذیرد و سپس سیاست هدفمندسازی یارانه ها از طریق اصلاح تدریجی، مرحله بندی شده و شفاف قیمت ها اعمال شود.

احمدی نژاد در گفتگوی تلویزیونی هفته گذشته خود به صورت تلویحی به این مساله پاسخ داد و با اشاره به اینکه بنا نداریم یارانه ها را حذف کنیم ،گفت: با حذف یارانه شوک سنگینی وارد می شود و هدف ما درست توزیع کردن یارانه هاست. احمدی نژاد گفت: آن چه برای ما در اقتصاد اهمیت دارد بالا بردن قدرت خرید مردم است ؛ و در این لایحه می توانیم کاری کنیم که قدرت خرید کاهش پیدا نکند.
تورم لجام گسیخته ناشی از طرح، آری یا خیر؟
احمدی نژاد در این گفتگو تلویزیونی در مورد تبعات تورمی طرح نیز سخن گفت و افزود: تورم با اصلاح قیمت ها متفاوت بوده و ناشی از اشکالات پایه ای اقتصادی است. وی یکی از کارهای اساسی برای خشک کردن ریشه تورم را هدفمند سازی یارانه ها دانست.
این در حالی است که برخی اقتصاددانان و فعالان اقتصادی از آنچه آنان “تورم لجام گسیخته” حاصل از اجرای طرح می نامند، انتقاد می کنند. یکی از افرادی در این زمینه با انتشار نامه ای در مجلس آژیر خطر خود را نشان داد، دکتر احمد توکلی نماینده اصولگرای مجلس است. در قسمت هایی از نامه رئیس مرکز پژوهش های مجلس آمده است: “تورم جهشی ناشی از اجرای طرح حتمی است ولی بازپرداخت موثر برای جبران آثار منفی بر مصرف و تولید و اشتغال حتمی نیست زیرا اطلاعات پالایش شده و سازمان مشخص اجرا کننده نه در لایحه بود، نه در گزارش کمیسیون ویژه و متاسفانه مجلس برای سال اول حزم و احتیاط کافی به خرج نداد”.
احمد توکلی در پایان نامه خویش آورده است: «به زعم بنده این کار بزرگ یعنی هدفمند سازی یارانه ها از طریق سیاست قیمتی، در ادامه سیاست های غیرقیمتی اجرا شده (گرچه ناقص) طی سال های ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۷، حتماً باید عملی شود، اگر با حزم کافی همراه نباشد، فشارهای اقتصادی و اجتماعی قابل توجهی در پی خواهد داشت و خدای ناخواسته به عقب نشینی مجلس و دولت و توقف امر مهم هدفمند کردن برای سال ها، منجر خواهد شد»
حذف یارانه حامل های انرژی، بازی خطرناک اجتناب ناپذیر!
بر اساس نظر کارشناسان، حذف یارانه حامل های انرژی یکی از عوامل اصلی در افزایش تورم احتمالی خواهد بود. طبق مصوبه مجلس شورای اسلامی و در صورت تصویب نهایی آن در شورای نگهبان، در بند الف ماده یک طرح هدفمند سازی یارانه ها، مقرر شده که قیمت فروش داخلی بنزین، نفت، گاز و نفت کوره، نفت سفید و گاز مایع و سایر مشتقات نفت، با لحاظ کیفیت حاملها و با احتساب هزینههای مرتبط(شامل حمل و نقل، توزیع، مالیات و عوارض قانونی) به تدریج تا پایان برنامه پنج ساله پنجم توسعه اقتصادی ـ اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران کمتر از ۹۰ درصد قیمت تحویل روی کشتی(فوب) در خلیجفارس نباشد.
در این زمینه، دکتر محسن رنانی عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه اصفهان در مصاحبه خود با اسپادانا در زمان بررسی لایحه بودجه سال ۸۸ دولت در مجلس گفته بود: در ایران، بنزین جانشین اطلاعات مفقوده مردم شده است و شاید اگر چنین وضعیتی حاکم نبود، آزادسازی قیمت بنزین، اثر کمتری بر تورم می گذاشت، ولی چون قیمت بنزین به شاخص معیار برای مردم تبدیل شده و آنان همه فعالیت های خود را با قیمت بنزین تنظیم می کنند، تغییر ناگهانی این قیمت، بی ثباتی عظیمی ایجاد می کند و بزرگترین قشر آسیب پذیر از این بی ثباتی ایجاد شده، فقرا و طبقه کم درآمد خواهند بود.
البته وی معتقد است قیمت حامل های انرژی باید واقعی شود ولی باید به این نکته توجه کرد که در کشور ما، قیمت بنزین به یک معیار و شاخص اطلاع رسانی برای جامعه تبدیل شده است و جامعه رفتارهای خود را با آن تنظیم می کند، و تغییر ناگهانی در آن می تواند عواقب خطرناکی داشته باشد و این نکته ای است که دولت به آن توجه لازم را ندارد.
ماده ۱۳و ۱۶ بحث برانگیز!
درطول یک هفته زمان بررسی لایحه هدفمند سازی یارانه ها، شاید بحث برانگیزترین قسمت این لایحه، ماده ۱۳ و ۱۶ بود. نمایندگان در زمان بررسی لایحه هدفمندکردن یارانهها، تشکیل صندوق هدفمندسازی یارانهها که در ماده ۱۳ پیشنهاد شده بود را برخلاف قانون اساسی تشخیص دادند. دولت در لایحه مزبور تشکیل صندوق هدفمندکردن یارانهها را پیشبینی کرده بود که صندوقی دارای شخصیت حقوقی مستقل و به صورت موسسه عمومی غیردولتی اداره میشود و دستگاههای اجرایی مکلف میشدند تمامی منابع حاصل از اصلاح قیمتهای مشمول قانون هدفمندسازی یارانهها را به حساب این صندوق واریز کنند.
نمایندگان با استناد به اصل ۵۳ قانون اساسی معتقد بودند: براساس این اصل کلیه دریافتهای دولت باید در حسابهای خزانهداری متمرکز شود، لذا ایجاد صندوقی خارج از خزانه دولت با این اصل قانون اساسی مغایرت دارد که نمایندگان در نهایت با ۱۷۴ رای موافق و ۱۹ رای مخالف اخطار فوق را وارد دانستند.
ولی در خصوص ماده ۱۶ بحث بسیار پیچیده تر شد تا جایی که احمدی نژاد شخصاً برای دفاع از این ماده به شکل غیرمنتظره ای به صحن علنی مجلس آمد و اظهار داشت: اگر این طرح به بودجه سالانه محدود شود، بود و نبود این لایحه فرقی نمیکند و همه زحمات شما به باد میرود و در این صورت دولت این لایحه را بر میگرداند.
احمدی نژاد در خصوص اخطار اصل ۵۳ قانون اساسی نمایندگان معتقد است: قبلا درباره حساب ذخیره ارزی چنین تصمیمی گرفته شده است و شورای نگهبان آن را تایید کرد پس این موضوع خلاف قانون اساسی نیست.
احمدی نژاد به دیدار خود با رهبری در این خصوص اشاره کرد و افزود: به ایشان گفتم اگر این لایحه منوط به بودجه سالانه شود اجرایی نیست و از ایشان خواستم که کمک کنند .
از سوی دیگر، علی لاریجانی پس از صحبتهای احمدینژاد درباره لایحه هدفمند شدن یارانه، گفت: پس از جلسات احمدی نژاد با رهبری، مجلس هم مذاکراتی داشته است و آقای آقامحمدی به عنوان نماینده مقام رهبری تشریف آورند و همین نگرانی های رییس جمهور مطرح شد که اگر سقف درآمدها در بودجه سالیانه آید دستخوش تغییر می شود.
همچنین رییس کمیسیون ویژه بررسی طرح تحول اقتصادی در تشریح مذاکرات میان مجلس و رهبری گفت: نماینده رهبری در مورد راهکارهای مجلس قانع شده است.
البته به نظر می رسد حضور احمدی نژاد در صحن علنی مجلس بی فایده نبود چون ماده ۱۶ به این شکل به تصویب رسید که درآمدها در قالب یک ردیف تعریف شدند و تا حدود زیادی به نظر دولت نزدیک شد.

اقتصاد در اتاق عمل
احمدی نژاد در اولین اظهار نظرهای خود در خصوص طرح تحول اقتصادی، این طرح را به جراحی بزرگ اقتصاد کشور تشبیه کرده بود. حال با نزدیک شدن طرح تحول اقتصادی به مراحل اجرایی امید می رود دولت با تهیه آیین نامه های اجرایی دقیق و مناسب، تکمیل بانک اطلاعاتی دقیق، پیش بینی های لازم در زمینه های مختلف و حرکت مدبرانه، بیمار اقتصاد را به اتاق عمل بیمارستانی مجهز بفرستد و در این راه از نظر کارشناسان و صاحب نظران به خوبی استفاده کند، چون آن چه مسلم است اجرای نادرست این طرح این اتاق عمل را به میدان مینی برای اقتصاد بیمار کشور تبدیل می کند که شاید برون رفت از آن علاوه بر اثرات نامناسب اقتصادی، تاثیرات اجتماعی و روانی غیر قابل جبرانی در جامعه داشته باشد.
پ.ن: آخرین گزارش اقتصادی من در هفته نامه اقتصادی اسپادانا…منشتر شده در اولین شماره آذرماه این هفته نامه
ارسال شده در مورخ ۳ آذر ۸۸ توسط admin | موضوعات: خبر | نظرات: بدون نظر