این روزها صحبت از گشت های ارشاد بار دیگر طرح امنیت اجتماعی را به فضای رسانه ای کشور وارد کرد.آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی در اولین کنفرانس مطبوعاتی خود پس از اعلام حضور در انتخابات، از حذف گشت های ارشاد سخن گفت و شیخ اصلاحات با نگاهی دیگر، پیروزی خود در انتخابات ریاست جمهوری را به منزله حذف این گشت ها دانست که این سخنان، واکنش فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران را در پی داشت.
سردار احمدیمقدم در اظهارنظری، صحبت های مطرح شده در خصوص تعطیل شدن طرح امنیت اجتماعی را تبلیغات انتخاباتی دانست که نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری از این روش برای رای آوری استفاده می کنند.
ولی سخنان سردار حاوی نکات دیگری بود که پرونده “افشاگری انتخاباتی” وی را کامل کرد. احمدی مقدم نیروی انتظامی را مجری قوانین وضع شده دانست و تأکید کرد:«تمام اقدامات ناجا دارای عقبه قانونی است و مبتنی بر سیاستگذاریها و قانونی است که در مراجع تصمیم گیری مصوب میشود.»
این در حالی است که رییس دولت نهم چندی پیش در نامه ای به صادق محصولی، پس از گذشت سه سال از اجرای طرح امنیت اجتماعی و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری از شیوه اجرای طرح امنیت اجتماعی انتقاد کرده بود و دستور بررسی بیشتر این طرح را صادر کرده بود.
در بخش هایی از نامه احمدی نژاد آمده است:حفظ و حراست از حقوق و کرامت شهروندان از وظایف اصلی حکومت است. در هر اقدام باید احترام و کرامت آحاد جامعه در حد کامل و اجرای دقیق قانون به صورت اکید مورد توجه قرار گرفته و رعایت گردد. احدی حق ندارد بدون حکم قضایی و یا شاکی حقوقی در امور شخصی مردم دخالت و یا از رابطه آنان با یکدیگر استفسار نماید که در غیر اینصورت خود امری خلاف و نوعی اشاعه فحشا خواهد بود.
انتشار این نامه و به دنبال آن، انتقاد رییس جمهور از نحوه اجرای طرح امنیت اجتماعی در یک برنامه زنده تلویزیونی از یک سو و سخنان سردار احمدی مقدم که نیروی انتظامی را تنها مجری این طرح که از آغاز دولت نهم اجرا شد، دانسته بود، حکایت از افشای سومین طرح انتخاباتی توسط فرمانده نیروی انتظامی دارد.
احمدی نژاد با نوشتن این نامه و اظهار نظر در مورد این موضوع در صداوسیما خیلی زودتر از رقبای خود، سعی در جذب آرای ناراضیان از ایجاد گشت های ارشاد و طرح امنیت اجتماعی داشت.
حال با نگاهی جامعه تر به این موضوعات، این سوال مطرح می شود که علت اصلی توجه کاندیداهای دو جناح سیاسی کشور به این موضوع چیست؟ رفتار کاندیداهای دو جناح سیاسی در مورد این موضوع، نشان دهنده رضایت بدنه جامعه از طرح امنیت اجتماعی است یا نارضایتی آنان را نشان می دهد؟ آیا این سخن فرمانده نیروی انتظامی که “ممکن است بخش کوچکی از مردم از طرح گشتهای ارشاد راضی نباشند اما اکثریت جامعه از اجرای آن راضی هستند” با این رفتار سیاسی قابل توجیه است؟ آیا…………
مطالب مرتبط:
سردار احمدیمقدم:تعطیل شدن طرح امنیت اجتماعی تبلیغات انتخاباتی است
نامه احمدینژاد به وزیرکشور درباره شخصیت شهروندان
روایت حضور احمدی نژاد در اصفهان هم روایتی خواندنی است. شنیدنی های این سفر از استقبال مردم شهر اصفهان با لباس های محلی از رییس جمهور!! که توسط خبرگزاری مهر مخابره شد گرفته تا بازار داغ نوشتن نامه ادامه دارد. البته داغ تر از بازار نامه نویسی، بازار فروش کاغذ و پاکت نامه بود که نمد سفر احمدی نژاد برای هرکس کلاه نشد، برای آنان شد! درراه چند نفر هم از من خواستند که برای آنان عریضه ای بنویسم.
پیک عدالت، عنوانی بود که توسط دولت نهم و شرکت پست جمهوری اسلامی ایران برای این نامه ها انتخاب شده بود که این نام بر روی ماشین های حمل نامه، کیسه های حمل نامه و افراد دریافت کننده نامه دیده می شد. ولی به راستی این نامه ها تا چه حد عدالت محور بود؟ یا به عبارت بهتر با فرض اینکه رییس جمهور به همه این نامه ها پاسخ دهد و همه درخواست ها اجرایی شود(در این نوشتار فرض شده است که همه نامه ها خوانده می شود و به تمام درخواست ها رسیدگی می شود) چقدر رفتار عادلانه ای از سوی دولت مردان صورت گرفته است.
شاید در اینجا اگر به مفهوم کلمه عدالت بازگردیم می توانیم درک بهتری پیدا کنیم. عدالت جز کلمات و مفاهیمی است که مفهوم آن بیشتر اعتباری بوده و بیشتر مصداق ها در ایجاد مفهوم مشخصی از این واژه به یاری ما می آیند و یا به قول مهندس عبدی، درک مشترکی از چنین مفاهیمی(مانند عدالت) زمانی بوجود می آید که یک جمع درباره این مفهوم در یک کنش جمعی مشارکت داشته و تجربه جمعی داشته باشند. به نظر من در خصوص معنای واژه عدالت در سطح اجتماعی و سیاسی، در ژرفای ذهن اکثر ایرانیان، “توزیع امکانات و فرصت ها به صورت برابر برای همه افراد یک جامعه” به عنوان معنای عدالت جای گرفته است. به عبارتی عدالت اجتماعی یعنی طراحی و اجرای نظام حقوقی به گونه ای ست که هر کس به حق عقلانی اش برسد و در مقابل آن حقوق وظایفی را انجام دهد یا مسئولیت و عواقب تخلف از آن را بپذیردیعنی وقتی مردم سابقه خوبی از شهید رجایی به عنوان فردی عدالت محور در ذهن می پرورانند، به این دلیل است که ایشان سیاست هایی در این جهت اتخاذ کرده اند.
اگر با این تفسیر به موضوع عدالت نگاه کنیم در می یابیم با توجه به مشکلاتی که در اغلب نامه های ارسالی به رییس جمهور مطرح می شود از جمله درخواست شغل، وام، مسکن و حتی پول و یا مشکلاتی که در اثر افزایش تورم برای مردم ایجاد شده است، اگر مخاطب این نامه ها فردی عدالت محور باشد، به اعتقاد نگارنده باید با اتخاذ سیاست های کلان اقتصادی، سیاسی و غیره تلاش های خود را در جهت حل این مشکلات به صورت ساختاری انجام دهد. به عنوان مثال اگر مجموعه دولت موفق شود نرخ تورم را به زیر ده درصد برساند، فرصت رفاه و امنیت اقتصادی را برای همه قشرهای جامعه به خصوص قشر کم درآمد و محروم که بیشتر نویسنده این نامه ها هستند، فراهم کرده است و از سویی با کاهش تورم، فرصت سو استفاده را از مفسدان اقتصادی که تورم بالا، بستر مناسبی برای استفاده آنان فراهم می شود، گرفته است و عدالت با مفهوم “توزیع امکانات و فرصت ها به صورت برابر برای همه افراد یک جامعه” فراهم شده است. در سایر زمینه ها نیز چنین موضوعی مصداق دارد.
از سوی دیگر با در نظر گرفتن این فرض که تمام مطالبات مردمی که از طریق نامه ها به رییس جمهور منتقل می شود، تحقق یابد(که محال است) با نگاهی مجدد به واژه عدالت که “توزیع امکانات و فرصت ها به صورت برابر برای همه افراد یک جامعه” است، می توان پیک های عدالت سفر رییس جمهوری و رفتار رییس جمهور در این سفرها را مصداق بی عدالتی دانست و پیک عدالت را نوعی ایجاد رانت جدید در ساختار حکومتی دانست . به اعتقاد صاحب این قلم، دولت نهم که با گفتمان عدالت محوری اداره کشور را به دست گرفت، درک درستی از مفهوم عدالت ندارد و یا مفهومی که از عدالت در ذهن می پروراند، با باور جمعی از عدالت فاصله ای طولانی دارد.
همزمان با سفر استانی رییس جمهور به اصفهان، جمعی از خبرنگاران میراث فرهنگی اصفهان درنامه ای سرگشاده به وی، خواستار بررسی پرونده مترو اصفهان توسط این مقام حقوقی و ورود رییس دولت به این پرونده برای بررسی تخلفات صورت گرفته و انحراف از مصوبات شورای عالی ترافیک شدند.
متن کامل این نامه به شرح زیر است:
به نام خداوند جان و خرد
جناب آقای احمدی نژاد
ریاست محترم جمهو ر
اینجا اصفهان، جام هزار نقش هنرنمای ایرانی _ اسلامی بود که هر بیندهای را به شگفتی وا میداشت و دل از بیگانگان میربود. اینجا نصف جهان بود پیش از آنکه دلباختگانِ آسمانخراشها و غولهای آهنی، خشت خشتش را کوچک شمارند و کمانهایشان را برای نابودی کاشیهای لاجوردی، گنبدهای فیروزهای و نمادهای هویت ملی زه کنند؛ تا نیوریک رویاهایشان را بر پایههای بیدفاعترین نمادهای غرور ملی استوار سازند.
آقای رییس جمهور چندی است که اصفهان مهد هنر ایرانی _ اسلامی قربانگاه کج سلیقگی در مدیریت شده و هر روز قطعهای از این شهر در پیشگاه به اصطلاح مدرن شدن قربانی میشود. یک روز نقش جهان فدا میشود و روز دیگر سی وسه پل و مدرسه چهارباغ در صف قربانیان قرار میگیرند، و آهسته آهسته با ادامه این روند دیگر اصفهان بهشت ثانی نخواهد بود بلکه مفتخر خواهیم بود که آن را نیویورک ثانی بنامیم و در کتابها و موزهها بدنبال آن باشیم! آن هم در میان دست نوشتهها و موزههای بیگانگانی که عظمت هنر پارسی را درک کرده و در حسرت داشتن چنین پیشینهای میسوزند.
چه نازیباست در عصری که بسیاری از کشورها برای توسعه خود تاریخ را به نفع خویش جعل میکنند و برای خود پیشینه دروغین میسازند، برخی از مسولان ما چنان شیفته ساختههای دست بیگانگان باشند و توانایی تشخیص منافع ملی را نداشته باشند که نمادهای هویت ملی را به هیچ گرفته و حاضر باشند برای رسیدن به هدفهای پیش پا افتاده خویش که هزاران راه دیگر برای اجرای آن وجود دارد، این نمادها را نابود سازند. شبانه با بلدوزر به جان یک بنا افتاده و آن را با خاک یکسان کنند تا خیابانی بنا نهند و با این کار به اصطلاح همه را در عملی انجام شده قرار دهند. این اتفاقی است که در این روزها برای سیوسهپل و مدرسه چهارباغ نیز در شرف روی دادن است و برخی مسوولان شهر با آن که از تهدید عبور مترو از چهارباغ آگاهند با پافشاری در اجرای برنامههای خود و زیرپا گذاشتن مصوبات قانونی قصد عملی کردن برنامههای خود حتی به بهای تخریب پایتخت نخستین امپراتوری شیعه را دارند و در این میان دلسوزی دوستداران تاریخ و هویت ملی نیز به هیچ گرفته میشود و تجربه نشان داده که گویا تنها صدایی که برخی مسوولان شهری را از خواب بیدار میکند صدای بیگانگان است و این باعث شرمساری برای ماست که بخواهیم برای حفظ تاریخ و فرهنگمان فقط به صدای بیگانگان گوش فرا دهیم و در انتظار گوشزدهای آنان باشیم.
آقای رییس جمهور! شهر اصفهان برای ادامه حیات با عظمت خویش نیازمند توجه بیشتر و تاباندن گوشهای متخلفانی است که نمیخواهند نوای عظمت هویت ملیمان را بشنوند. آنان میخواهند تا صدای نصفجهان را در میان آهن و دود خاموش کنند. این در حالی است که به راحتی می توان طرحهایی چون پروژه مترو را بدون خطر و با صرف اندکی هزینه بیشتر اجرا نمود که هزینه کردن برای امانتی که برای آیندگان آن را باید پاس بداریم، الزامی است.
امیدواریم که با تدبیر و برنامه ریزی مناسب شما در پیشگاه گذشتگانمان که به خون خود ایران را چون جان پاسداری نمودهاند شرمسار و در نگاه آیندگان منفور و مورد لعن نباشیم.
جمعی از خبرنگاران دوستدار میراث فرهنگی در استان اصفهان
علیرضا روحانی – ایمان حجتی – عادل دهدشتی – مهسا جزینی – لیلا شکوهفر – علی حیدری – زهرا محمدی – احسان مرادی – علی موسوی – سپهر سلیمی – محمدرضا محبوبفر – سمانه جعفرزاده – فاطمه حاتمی- سمیه قنبری – نفیسه کرمی – مهسا مختاری – لیلا یزدانی – پیمان ابراهیمی – محمد ناظری – زهرا نصیری – پروین امامی – معصومه شهباز – علیرضا رضاخواه – نجمه کرمی – سمیه یوسفیان – سمیه مسرور – کامران شیرزادی – مجتبی ندیمی – مهدی قانونی

جشن فـــرخنده فـــرودیـن است
روز بازار گـــل و نسرین است
عید امسال هم حکایت جالبی داشت. وقتی تو لحظه تحویل سال در حال ویرایش و آماده سازی ویژه نامه نوروزی باشی و مشکلات دیگه ای که ماشاالله کم هم نبود و…
به قول شاعر، “سالی که نکوست از بهارش پیداست!!”
ولی ویژه نامه نوروزی پایگاه خبری یاران باران که با این همه مشکلات به دست آمد، به نظر خود من کار بسیار خوبی شد و بازتاب خیلی خوبی هم داشت. دوستان در این راه واقعاً کمک کردند.
یک سال از آغاز به کار این وب لاگ هم گذشت. راستش را بخواهید اون چیزی که دلم می خواست نشد. البته از اونجایی که در لحظه تحویل سال من هنوز در حال کار کردن با کامپیوتر بودم، پس تا آخر سال هم باید این کار را ادامه بدم، در نتیجه احتمالاً وبلاگم هم آینده بهتری خواهد داشت!!!
ویژه نامه نوروزی یاران باران را حتماً از لینک زیر با کلیک کردن روی عکس ببینید.