غروب ستاره تئاتر ایران
ساعتی پیش ارحام صدر، بازیگر برجسته تئاتر اصفهان و ایران به رحمت ایزدی پیوست.
رضا ارحام صدر که از هنرمندان برجسته و صاحب سبک کشورمان به شمار می رود، ساعت ۱۶:۳۰امروز در منزل شخصی خود در گذشت.
وی که متولد ۱۳۰۲ بود، بیش از ۵۰ سال به اجرای بدون وقفه تئاترهای اجتماعی و طنز پرداخت.
ارحام صدر که دانش آموخته فلسفه است، در خصوص ورود خود به صحنه تئاتر گفته بود:«هنگامی که در کلاس چهارم متوسطه در مدرسه ادب اصفهان قرار بود جشنی برگزار شود و در آن نمایش هم باشد و قرار شد که گروه نمایش از بچههای مدرسه ادب باشد.آن زمان جناب آقای کتابی بود و مرحوم ناصر فرهمند، علی اصغر جهانشاهی که در این مدرسه ریاضیات درس میداد و بعدها پدر خانم من شد، سر کلاس آمدند و با اشاره آنها به دنبالشان از کلاس خارج شدم. در طول فاصله کلاس تا دفتر در فکر بودم که این بار چه کسی از من شکایت کرده است و وقتی وارد شدیم هر سه نفر آقای کتابی- علی اصغر جهانشاه و مرحوم ناصر فرهمند با محبت براندازم کردند، عاقبت مرحوم ناصر فرهمند گفت به ما خبر دادند که تو توی کلاس مزه پرانی و ادای همه را در میآوری حالا میخواهیم ببینیم در تأتر هم میتوانی همین کار را بکنی. من داشتم از خوشحالی پر در میآوردم که آقای کتابی اضافه کرد ما در مدرسه میخواهیم یک تأتر به روی صحنه ببریم و شما هم باید نقش یک محصل بی انضباط را بازی کنی.من و بچههای مدرسه نمایش( رفیق ناجنس) را به روی صحنه بردیم و یادم هست که این نمایش یک هفته ادامه داشت و به این ترتیب وارد صحنه تأتر شدم.

ارحام صدر که اکثر کارهای او طنز و با رویکردی اجتماعی بود و به همین دلیل نیز به شکر پاره اصفهان شهره شده بود می گفت وقتی مردم را می خندانم احساس آئینه بودن و آئینه شدن تا خودشان را به خودشان نشان بدهم.
وی در خصوص ورود خود به تئاتر طنز نیز اینگونه گفته بود:«در تأتر سپاهان یک شب هنر پیشه کمدی آقای بنی احمد که نمایش را با لهجه کاشی بازی میکرد مریض شد. من هم همان نقش ایشان را با لهجه اصفهانی بازی کردم. و فردا شب حالش خوب شد و آمد ودیگر خودش بازی کرد، و از آنجا شد که من کمدین شدم.»
ارحام صدر که بیشتر نمایشهای کمدی اش رنگ و بویی اجتماعی و انتقادی داشت در خصوص این سبک گفته بود:«وقتی آقای محمد علی رجایی از کرمان به اصفهان آمد، آقای رجایی سه دختر داشت که هر سه دخترش با خودش بازی میکردند. آقای فرهمند و جهانشاه و رفیعی همگی موافقت کردند که نمایشهای کمدی انتقادی که به من پیشنهاد داده بودند را بازی کنیم و درد و دلهای مردم و سختی های زندگی را در قالب کمدی به نمایش در بیاوریم، و استاد فرهمند به من پیشنهاد کرد که نقش حاج عبدالغفار را بازی کنم و چون سرباز رزم خود است، بازی کرد و من هم چند نمایش اجرا کردم که این چند نمایش انتقادی در مورد مردمی بود که مالیات میدادند و اداره مالیات از افرادی مالیات میگرفت که تمام دستهاشان پینه دارد.به عنوان مثال از واکسی- حلبیساز- نانوا- نجار و آهنگر، در کل برای همه نمایش کمدی انتقادی به نمایش میگذاشتم و با استقبال زیادی روبرو میشد. خاطرم هست که نمایشی برای مالیات به نمایش گذاشتم و با استقبال زیادی روبرو شد. یادم هست در نمایشی که در مورد مالیات اجرا کردم بنابراین شد که مالیاتها را از افراد زحمتکش بگیرند و ثروتمندها معاف شوند. پس از نمایش، مردم یک ربع کف میزدند، نمایشهای ما این قدر با استقبال روبرو میشد که بلیتهای ما تا ساعت ۴ بعد ازظهر تمام میشد و مردم به خودشان میگفتند که این نمایش را که درد و دل ما مردم را میگوید باید دید و این را بگویم تأتر زبان گویای مردم شد و نمایش (مکتب کمدی انتقادی) به نام ما ثبت شد، و هنوز میگفتند و میگویند که رضا ارحام صدر این سبک را متداول کرده است و هنوز کسانی که فرهنگ تأتر دارند میگویند رضا ارحام صدر پایه گذار کمدی انتقادی است.»
وی که در ۱۷۶ تئاتر، در مدت حاصل ۴۷ سال فعالیت تئاتری خود در چند فیلم سینمایی از جمله شب نشینی در جهنم، یک اصفهانی در نیویورک، جعفر خان از فرنگ برگشته و افسانه شهر لاجوردی، نصف جهان و یک فیلم که درباره زندگی خود او ساخته شده بود به ایفای نقش پرداخته بود.
گفتنی است مراسم تشییع این هنرمند برجسته کشورمان، صبح سه شنبه در اصفهان انجام می شود.


