<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>پرانتز &#187; پرانتز</title>
	<atom:link href="http://www.a3mooni.com/parantez/archives/category/%d9%be%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b2/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.a3mooni.com/parantez</link>
	<description>یادداشت های یک خبرنگار</description>
	<lastBuildDate>Tue, 20 Jul 2010 19:08:05 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>مسعود در پرانتز</title>
		<link>http://www.a3mooni.com/parantez/archives/194/%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d9%be%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b2/</link>
		<comments>http://www.a3mooni.com/parantez/archives/194/%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d9%be%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b2/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 25 Nov 2009 21:40:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[پرانتز]]></category>
		<category><![CDATA[امید مسعود ابری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.a3mooni.com/parantez/?p=194</guid>
		<description><![CDATA[کار گل زار شود گر تو به گلزار آیی
نرخ یوسف شکند گر تو به بازار آیی
مسعود را تو یک روز پاییزی شناختم مثل حالا که پاییزه و دارم ازش می نویسم. هنوز عکس هاشو ندیده بودم. شنیدم بودم که  عکاسی به بچه های ایسنا اضافه شده که آخره عکاسه(یک چیزی هست میگنا!!!) اصفهانی هم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>کار گل زار شود گر تو به گلزار آیی<br />
نرخ یوسف شکند گر تو به بازار آیی</strong></p>
<p>مسعود را تو یک روز پاییزی شناختم مثل حالا که پاییزه و دارم ازش می نویسم. هنوز عکس هاشو ندیده بودم. شنیدم بودم که  عکاسی به بچه های ایسنا اضافه شده که آخره عکاسه(یک چیزی هست میگنا!!!) اصفهانی هم نیست و از بچه های بندر عباسه. اون موقع خودم ایسنا بودم. راستشو بخواید خیلی از عکاسی خوشم نمی اومد و خیلی هم سرویس عکس خبرگزاری هارو چک نمی کردم. ولی اون روز این کارو کردم و یک گزارش تصویری از این آقا مسعود ابری دیدم. شاید عکس زیر اولین عکسی بود که از مسعود دیدم</p>
<p style="text-align: center;"><a rel="lightbox" href="http://www.a3mooni.com/parantez/wp-content/uploads/2009/11/masoud01.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-279" title="masoud01" src="http://www.a3mooni.com/parantez/wp-content/uploads/2009/11/masoud01-400x305.jpg" alt="مسعود ابری" width="400" height="305" /></a></p>
<p style="text-align: right;">با دیدن عکس هاش حس کردم باید یک آدم خیلی مغرور باشه ولی وقتی دیدمش چیزی که نداشت غرور بود. به قول حسین &#8220;دل داره دریا!!!&#8221; حالا از اون روز بیش از ۲ سال می گذره و مسعود یکی از بهترین دوست های منه&#8230;همیشه یک حرفی بهش زدم و به این حرف اعتقاد دارم. اگر تو کل زندگیم یک آدم دیده باشم (آدما!!) امیر مسعود ابریه&#8230;هفته پیش تولدش بود و به همین خاطر اولین پرانتز نوشته دوست هامو با مسعود شروع کردم. خیلی دوست دارم در مورد آینده روشنش حرف بزنم ولی حیف که &#8220;اینجا شکوفه های گل مریم، بی قدرتر ز خار بیابان اند&#8221;</p>
<p><strong>یک پیشنهاد برای مسعود:</strong> برای رسیدن به هدفت بیشتر جدی باش</p>
<p><strong>یک درخواست از مسعود:</strong> منو فراموش نکن</p>
<p><strong>یک شوخی با مسعود:</strong> تلفن خونتونو عشقه! <img src='http://www.a3mooni.com/parantez/wp-includes/images/smilies/icon_biggrin.gif' alt=':D' class='wp-smiley' /> </p>
<p><strong>یک شعر برای مسعود: </strong><br />
حافظ افتادگی از دست مده زان که حسود   عرض و مال و دل و دین در سر مغروری کرد</p>
<p><strong>یک خاطره از مسعود:</strong> خیلی خاطره ازش دارم ولی این یکی از همه مهم تره که جیمبو من با دیدن خونش سکته زد!!! تازه نمی دونم اون روز با اون حالش چطوری از کوه بالا اومد&#8230; عکاسه دیگه</p>
<p>البته اون روزی که پیمان ابراهیمی ۷ هزارتومان حقوق گرفته بود و ما نه هزار تومان برای شام پیادش کردیم هم عالی بود.</p>
<p><strong>یک درد دل با مسعود:</strong> هیچ کس اشکی برای ما نریخت</p>
<p><strong>یک گلایه از مسعود:</strong> همه ماها رو مسخره کردی با این سایتت!!!</p>
<p><strong>یک عکس از مسعود:</strong> برای آقا مسعود که خدای عکاسیه، گذاشتن این عکس من زشته. ولی خوب  وسعم همینه</p>
<p>این اتاق آقا مسعود در خونه دانشجویی هست&#8230;.. مامانش نبیته ایشاالله&#8230;</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter size-full wp-image-196" title="masoud" src="http://www.a3mooni.com/parantez/wp-content/uploads/2009/11/masoud.jpg" alt="masoud" width="480" height="360" /></p>
<p style="text-align: right;">پ.ن: از این به بعد می خوام دوست هامو تو پرانتز بذارم و در موردشون بنویسم. با مسعود آغاز کردم. هر ماه یکی از دوستان را در پرانتز می ذارم. زبان نوشته هم محاوره ای هست کسی گیر نده دارم برا دوستام می نویسم!!!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.a3mooni.com/parantez/archives/194/%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d9%be%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>22</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
