Wordpress Themes

یعنی میشه؟

دیروز داشتم با یکی از دوستانم که با مشکل بزرگی مواجه بود چت می کردم. غرق تردید و ابهام بود و تشنه امید. بهش گفتم تارکوفکسی می گه: اگه یک درخت خشک رو با ایمان آب بدی سبز می شه. از من پرسید یعنی جداً سبز میشه…؟ اینجا بود که خودم واقعاً دچار تردید شدم…یعنی میشه؟؟؟

ولی امروز جوابش را گرفتم و مطمئن شدم که میشه. این خبر را بخوانید:

پیرزن ۱۰۰ ساله رکورد پرتاب گوی را شکست!

روث فریث تنها شرکت‌کننده در گروه سنی ۱۰۰ تا ۱۰۴ ساله‌ها بود، با این وجود این از موفقیت وی چیزی نمی‌کاهد. این پیرزن ۱۰۰ ساله پس از ثبت یک رکورد جدید و به گردن آویختن مدال طلای این رشته با رکورد ۴ متر و ۷ سانتی‌متر بسیار خوشحال شد. روث فیرث تاکید کرد: تا زمانی که شکست نخورده‌ام، برای برنده شدن به میدان می‌آیم. می‌خواهم از عنوان قهرمانی در ۴ سال آینده دفاع کنم.

وقتی پیرزن ۱۰۰ ساله رکورد میشکنه و میگه “تا زمانی که شکست نخورده ام، برای برنده شدن به میدان می آیم” پس حتماً اون درخت هم سبز میشه.

پ.ن: وقتی این وبلاگ را زدم دوست داشتم فقط یادداشت و گزارش های خوبمو اینجا کار کنم. ولی این روزها بیشتر دوست دارم حرف های دلمو بنویسم.ایده های خوبی تو ذهنم میاد ولی انگار دیگه یادداشت و گزارش نمی تونم بنویسم.

از طلا گشتن پشیمان گشته ایم

مرحمت فرموده ما را مس کنید

هی فلانی زندگی شاید همین باشد؟

ای کاش در کویری خشک و پهناور سرگردان و حیران بودم ولی در خودم نه……

آخرین ساعات یک هفته منحوس هم گذشت، تا حالا تکه تکه شدن آسمون را ندیده بودم. نشستم و به هم چسبوندمشون تا بذارم سر جاش. چند تا تکه هم پیدا نشد….الان یک جاهایی اش خرابه… اگه پیداشون کردم می ذارم سر جاش

یاد متنی افتادم که نمی دونم مال کیه که میگه:

هی فلانی زندگی شاید همین باشد؟
یک فریب ساده و کوچک.
آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را
جز برای او و جز با او نمی خواهی.
من گمانم زندگی باید همین باشد …
زخم خوردن
آن هم از دست عزیزی که برایت هیچ کس چون او گرامی نیست
بی گمان باید همین باشد …

نوشدارو و مرگ سهراب

ماهنامه زندگی سالم-ایمان حجتی: شاید سن من و دوستانم آن قدر نباشد که نابودی “حمام خسروآقا” را به چشم دیده باشیم؛ ولی شنیده ایم و خوانده ایم که می گفتند حمام را برای احداث یک خیابان در دل بافت تاریخی شهر خراب کردند.برای نابودی حمام خسرو آقا، یک بار در سال ۱۳۵۸، در سرستون های سنگی این حمام ماده منفجره کار گذاشتند که بعد از انفجار، ستون ها ریخت ولی به واسطه مرمت صورت گرفته در این حمام، سقف آن ریزش نکرد. به نظر اتفاق خوبی نمی رسید چون مدیران شهری وقت را مجبور به استفاده از لودرها و ماشین های سنگین در مرحله دوم تخریب در سال ۱۳۷۴ برای تکمیل پروژه کرد و همه چیز تمام شد. آری سهراب زخمی شده در مرحله اول، در مرحله دوم بدون نوشدارو قربانی احداث یک خیابان در بافت تاریخی شهر شد.
سال ها گذشت و سنت کهن مرگ سهراب و رسیدن نوشدارو پس از مرگ آن، در خفا و یا آشکارا درگوشه گوشه این شهر کهن اجرا شد. حالا ما هم بزرگتر شده ایم و چشمان خود را باز کرده ایم تا بر حسب رسالتی که داریم، از جان سهراب های شهر دیده بانی کنیم. به آنجا رسیدیم که صحبت از پروژه احداث مترو اصفهان به میان آمد. بدون تردید خبر خوشایندی برای همه مردم بود، چون با وجود مترو تحولات چشمگیری در حمل و نقل شهری بوجود می آمد.
تا اینکه مسیر عبور مترو مشخص شد و اولین نکته مشهود در آن، هدف گرفته شدن بافت تاریخی شهر اصفهان توسط این مار آهنین بود. آری مترو اصفهان طبق نقشه طراحی شده مسئولین شهری باید چهارباغ عباسی تا هزارجریب را که محور تاریخی شناخته شده ای بود و شامل ده ها اثر تاریخی می شود، درنوردد.
از همان ابتدا در خصوص آسیب دیدن چهارباغ و بافت تاریخی آن با حفرتونل مترو و عبور آن، گفتیم و گفتیم و گفتیم تا با تصویب مصوبه ای در شورای عالی ترافیک در سال ۸۱، عبور مترو از خیابان چهارباغ عباسی منتفی شد.
مصوبه ای که حتی اصلاحیه آن در سال ۸۵ نیز ماهیت آن را تغییرنداد. خوشحال و سرمست بودیم که به موفقیتی بی نظیر و دُری گران بها دست یافته ایم چون با عبور مترو از خیابان شمس آبادی، هم خیابان چهارباغ عباسی و آثار ارزشمند تاریخی موجود در آن مانند مدرسه چهارباغ و غیره از آسیب مصون می ماند و هم مترو با فاصله ای مناسب از پل تاریخی سی و سه پل عبور می کرد. ولی اینگونه نشد، در مورد دلایل آن زیاد فکر کردم و اشتباهاتی که در این بین رخ داد. باید اعتراف کنم نمی دانستم اراده ای مافوق اراده شورای عالی ترافیک که ریاست آن را رییس جمهور بر عهده دارد، در شهر اصفهان وجود دارد و مصوبات این شورا را، آنگونه که می خواهد تفسیر می کند.
مصوبه شورای عالی ترافیک را آن گونه که خواستند، خواندند و حفاری در چهارباغ عباسی را آغاز کردند. تعدادی از دوستداران میراث فرهنگی به دادگاه شکایت بردند که این دادگاه، حکم توقف عملیات حفاری را صادر کرد. اعتراف می کنم که در اینجا هم نمی دانستم اراده ای وجود دارد که حتی از نقض حکم مقام قضایی نیز ابایی ندارد!
سر برنده دستگاه حفار، تراشیدن خاک قدیمی ترین و تاریخی ترین خیابان کشور و اولین خیابان دو طرفه جهان را آغاز کرد و علیرغم همه اعتراض ها، به پایان رساند تا پرونده مربوط به آن به تاریخ سپرده شده و قضاوت در خصوص آن نیز به تاریخ ارجاع شود.
چهارباغ عباسی توسط ماشین حفار درنوردیده شد و پروژه مترو خطر شمال- جنوب اصفهان به حساس ترین نقطه در طول مسیر خود رسید. جایی که مشهورترین پل ایران یعنی الله وردی خان(سی و سه پل) با بیش از ۴۰۰ سال سبقه تاریخی محکم و استوار ایستاده است.
اهمیت و حساسیت مساله در حدی بود که افکار عمومی انتظار داشته باشند حفاری در این نقطه با دقت و حساسیت فراوان و نظارت کارشناسان ملی و بین المللی صورت گیرد.

در اینجا باز هم باید اعتراف کنیم!
اعتراف می کنم بیش ترین دغدغه ای که در خصوص عبور مترو از نزدیکی سی و سه پل داشتیم، ایجاد لرزه توسط دستگاه حفار در زمان حفاری و حرکت مترو در زمان راه اندازی بود که این لرزه ها را برای این پل تاریخی مناسب نمی دانستیم.
نمی دانستم سوء مدیریت پی سی و سه پل را هدف گرفته است! نمی دانستیم در این نقطه حساس به قدری با دقت عمل می شود که ۳۰ رینگ(معادل ۴۰متر) اشتباه حفاری می شود! و رییس سازمان قطار شهری اصفهان این انحراف را امری طبیعی دانسته و حفاری در کنار سی و سه پل را با حفاری در تونل های آب و فاضلاب مقایسه می کند!
نمی دانستم دستگاه حفار که باید حفاری هر رینگ از مسیر را در شرایط عادی در این شرایط، حداکثر در دو ساعت انجام دهد، حفاری یک روزه داشته و با مصالحی شبیه پی یک سازه مواجه شده است تا حدی که سر برنده آن خم شده و کسی نبوده که بگوید چرا؟
نمی دانستم حفاری در این نقطه برای این مدیران به قدری مهم بوده است که بر اساس گزارش شرکت نقشه بردار آلمانی پروژه یعنی VMT، مانیتور نقشه برداری دستگاه حفار تونل شرقی معیوب و ویروسی بوده است و عیب های فنی دیگر که همه ناشی از بی توجهی مدیران است!
نمی دانستم حضور و نظر بازرسان و کارشناسان سازمان میراث فرهنگی به قدری جدی بوده است که در زمان بازدید آنان، کارگاه را تعطیل می کرده اند و حتی به دلیل حضور این بازرسان، شماره و تاریخ سگمنت ها را پاک می کرده اند تا به این بازرسان بگویند اینجا کار تعطیل است و پیش روی نداریم که نیازی به بازرسی شما باشد!

اینجا اصفهان است. شاید اینجا اصفهان بود!
نوشتند که مترو سی و سه پل را تهدید نمی کند و شایعات افراد غیر مسئول است که تهدید کننده سی و سه پل است. به آنان باید گفت چرا مقامات مسئول دو ماه سکوت کردند و در خصوص این انحراف و این مشکل بزرگ هیچ سخنی به زبان نیاوردند و فقط پنهان کاری کردند تا امروز به قول شما “افراد غیر مسئول” مجبور به پرده برداشتن از قضیه شوند. چرا اگر عبور مترو تهدید کننده سی و سه پل نبوده، رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از کار خود برکنار می شود.
نوشتند “اعضای شورای اسلامی شهر اصفهان بر روی عملیات حفاری مترو اصفهان نظارت داشته اند و دارند” به آنان باید گفت پس چرا تا قبل از انتشار اخبار مربوط به این قضیه توسط افراد به اصطلاح شما “غیر مسئول”، بسیاری از اعضای شورای شهر اصفهان از این مساله کاملاً بی اطلاع بودند؟ و حتی یک روز بعد از انتشار خبر، این قضیه از سوی سخنگوی کمسیون عمران شورای شهر اصفهان تکذیب شد؟
با فرض درست بودن این صحبت، این نظارت در چه سطح کیفی بوده است که از ایجاد این همه مشکل فنی جلوگیری نشده است؟ چرا فقط آموخته ایم که همه چیز را توجیه کنیم؟
به خبرنگاران در کنفرانس مطبوعاتی رییس سازمان قطار شهری گفتند شما در جایگاهی نیستید که ما را متهم کنید. به آنان باید گفت خبرنگار چشم و گوش مردم است و وظیفه دیده بانی و دفاع از حقوق مردم را به عهده دارد. او به عنوان زبان مردم آزاد است در برابر سوء مدیریت ها بایستد و فریاد بزند “من متهم می کنم”. پس اگر جایگاهی برای او تعریف نمی کنید یعنی حقی برای دیده بانی مردم قائل نیستید و به بالادست بودن مردم در نظام اسلامی بی اعتقادید.
دیگر رمقی برای ادامه دادن این خواندن ها و نوشتن ها نمانده است. به یاد “حمام خسرو آقا” افتادم و سهراب نوشدارو نیافته.
این بار، سهراب داستان ما یعنی سی و سه پل، دو ماه است در دل خاک اصفهان زخمی شده است، ولی زخمی شدن او را از دیدگان مردم پنهان کردند و می کنند. بیایید تا سنت قدیمی نوشدارو نرسیدن به سهراب را بشکنیم و این بار زودتر از لودرها به سهراب برسیم!
دریغ است ایران که ویران شود…

منبع: ماهنامه زندگی سالم

پایگاه خبری خلیج فارس

آهای پطرس مقدس! دور روح ما خیط بکش

من صبح روزی به دنیا آمدم که خورشید نور نداشت

بیلم را برداشتم وبه معدن رفتم و شانزده تن ذغال نمره نه بار زدم

رییس ریزه ام گفت : ((ماشالاه خوشم آمد))

تو شانزده تن بار میزنی وبه جایش آن چه داری

این که یک روز پیرتری و تا خرخره در قرض فرورفته تر

آهای پطرس مقدس !دور روح ما خیط بکش

که ماروحمان را به انبار کمپانی سپرده ایم

وقتی می بینید دارم می آیم بهتر است کنار بروید

خیلی ها این کار را نکردند و مردند

من یک مشتم از آهن است آن یکیش فولاد

اگر مشت راست بهتان نگیرد مشت چپم میگیرد

بعضی معتقدند آدم از خاک خلق شده

اما مرد فقیر و دیوانه ای هم هست

که از عضله و خون درست شده

از عضله و خون و  پوست و استخوان

واز مغزی ضعیف و پشتی قوی

تو شانزده تن بار می زنی و بجایش آن چه داری

این که یک روز پیر تری و تا خرخره در قرض فرو رفته تر

آهای پطرس مقدس !ما را به مرگ مخوان

ما نمی توانیم بیاییم

ما روحمان را به انبار کمپانی سپردهاییم

غرب زدگی – جلال آل احمد

شعر از : Merle Travis

من متهم می کنم!

این مطلب را به سفارش یکی از مطبوعات محلی اصفهان در ۱۷ مرداد سال ۸۷، نوشتم. متاسفانه در آن روزنامه با حذفیان زیاد روبرو شد.به نظر من این مطلب آیینه تمام نمای مطبوعات اصفهان است.

من متهم می کنم!
چهار سال پس از محکومیت  کاپیتان آلفرد درفویس (Alfred Dreyfus) به “خیانت بزرگ”، امیل زولا (Émile Zola) نویسنده بزرگ فرانسوی در ۱۳ ژانویه ۱۸۹۸ از طریق انتشار در روزنامه اورور (Aurore) نامه ای سرگشاده با عنوان “من متهم می کنم” به رئیس جمهور فرانسه نوشت و در آن مقامات نظامی، مقامات سیاسی و قضات را به توطئه چینی برای محکومیت درفویس متهم کرد. نامه سرگشاده زولا، تیتر بزرگ روزنامه اورور شد و اکنون انتشار این نامه در فرانسه نماد آزادی رسانه ها و نقش مهم آن در نظارت بر حکومت است. امروزه از رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسی در دیده بانی و دفاع از حقوق مردم یاد می شود، رسانه ها از یک سو باید به نظارت در برابر قدرت حاکمیت بپردازد و از سوی دیگر نقشی در کمک به شهروندان در بهبود اجرای نقششان در انتخاب برنامه های شایسته برای حکومتگری و داوطلبان اجرای این برنامه ها به عهده دارند و باید با انتقال آگاهی های لازم به شهروندان، آنان را در دستیابی به حقوق شهروندی یاری نماید. به مناسبت فرارسیدن روز خبرنگار و با ذکر این پیش زمینه در مورد رسالت و نقش عمومی رسانه ها در جامعه مدنی و جایگاه رسانه ها در دنیای مدرن امروز، با نگاهی به وضعیت کنونی رسانه های اصفهان پی به نکاتی در باب فدرت و ضعف این رسانه ها می بریم که در ادامه مطلب به آن می پردازیم. اولین نکته ای که درباره وضعیت رسانه ها در شهر اصفهان  به چشم می آید، نوپا بودن و یا به عبارتی قرار گرفتن رسانه های اصفهان در وضعیتی جنینی است و این مساله حتی با  وجود قدمت داشتن بعضی رسانه ها به دلیل مستمر نبودن فعالیت ها آن ها مشهود است. البته با دقت در وضعیت چند سال اخیر مطبوعات اصفهان پی به پیشرفت های خوبی نسبت به آنچه انتظار می رفته می بریم که صاحب این قلم دلیل این امر را توسعه رسانه های اصفهان در زمینه های مختلف و همچنین ایجاد نشاط مطبوعاتی به واسطه پیدایش فضای رقابت آمیز رسانه ای می داند که باعث شده، مدیران به دنبال کشف استعدادهای تازه، نویسندگان جدید و ایده های نو در نشریه خود بروند و تلاش کنند مخاطبان بیشتری را جذب کنند و این ایجاد این فضای رقابتی از مهمترین نقاط مثبت فضای رسانه ای اصفهان است. اما در کنار این نقاط مثبت و مطلوب، بزرگترین عنصر تهدید کننده و نامطلوب فضای رسانه ای در اصفهان، مشکلات اقتصادی رسانه هاست که آنان را از جهات مختلف تهدید می کند. خبرنگار ؛ به عنوان قطعه اصلی پازل رسانه و فردی که در اصل تولید کننده فکر و اندیشه در مطبوعات ، وظیفه رصد کردن حقوق شهروندان را در زمینه های مختلف بر عهده دارد و نماینده مردم در بررسی اجرای قانون و مرجعی برای پاسخگو کردن مسئولان در زمینه های مختلف محسوب می شود. حال با بررسی وضعیت اقتصادی خبرنگاران در اصفهان  پی به این نکته می بریم که اکثر خبرنگاران و کارمندان رسانه ها در اصفهان از حداقل های حقوق و مزایای اقتصادی تعیین شده توسط اداره کار برخوردار نیستند و وضعیت اقتصادی خبرنگاران در اصفهان وضعیتی نگران کننده و بحرانی است و ضرب المثل « هر چه بگنند نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک» مصداق واقعی یافته است!! . نکته دیگری که در بعضی رسانه ها به دلیل مشکلات مالی و اقتصادی مشهود است  صرف شدن کامل وقت مدیران به جذب تبلیغات و اخبار تبلیغاتی است که باعث شده فرق بین خبرنگار و بازاریاب در بعضی  نشریات استان از بین برود و بعضی رسانه های استان به جای رکن چهارم دموکراسی به رکن چهارم بازار سرمایه و تبلیغات تبدیل شوند. این مسائل این رسانه ها را از محتوا تهی و نسبت به اهمیت رسالت اصلی مطبوعات یعنی تولید فکر و اندیشه و رسیدگی به حقوق مردم بی تفاوت کرده است و پیدایش این مساله در این رسانه ها، منجر به از دست رفتن مخاطبین قبلی و عدم پیدایش مخاطبین جدید برای این رسانه ها شده است که با پیدایش این حلقه، چرخه مشکلات رسانه ها با رسیدن مجدد به مشکلات اقتصادی کامل می شود. با در نظر گرفتن تمام این مسائل بزرگترین مشکل محتوایی تمام رسانه های شهر اصفهان، وجود نداشتن گفتمان انتقادی در سطح تمام رسانه های اصفهان است. به نظر می رسد هنوز مسئولین استانی در عمل به وجود چنین شان نظارتی برای مطبوعات به عنوان رصد کننده حقوق مردم قائل نیستند و نبود این گفتمان انتقادی محتوای رسانه ها را تحت تاثیر قرار داده است و کمابیش به بی اعتمادی مردم به رسانه ها و یا حداقل عدم اعتماد آن ها به رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسی و مرجعی برای پاسخگو کردن مسئولین کمک کرده است. چون در کشوری که قدرت متعلق به مردم باشد، رسانه ها به عنوان زبان مردم آزادند. شهروند باید بتواند در برابر دولت ایستاده و بگوید “من متهم می کنم” و مردم باید از ابزار رسانه ای آزاد و تضمین شده برای بیان اندیشه ها و نقطه نظرات خود بهره مند باشند.

تقدیم به پاسداران آزادی!

چند سالی از حضور من در عرصه مطبوعات می گذرد. این مدت تلخی و شیرینی های زیادی را گذراندم. ولی روز خبرنگار امسال نسبت به سال های گذشته برای من بسیار متفاوت تره. شاید از یک نظر دلیل این تفاوت، کم رنگ شدن حضور من در مطبوعات محلی اصفهان است. امیدوارم این مساله به پررنگ شدن فعالیت هام در مطبوعات ملی ختم بشه. به امید آزادی روزنامه نگاران و خبرنگاران دربند از جمله محمد قوچانی، محمد عطریان فر، مهسا امرآبادی، مسعود باستانی، مهدی یزدانی خرم، ژیلا بنی یعقوب و سلامت و بهروزی همه پاسداران آزادی.

ای مرغ گرفتار بمانی و ببینی

آن روز مبارک که به عالم قفسی نیست

 

زندانیان دیروز، زندانیان امروز

رسانه های اصولگرای ایران روز گذشته در گزارش تصویری خود، چهره های بزرگان اصلاح طلب را که ۴۰ روز در زندان به سر می بردند منتشر کردند. همین طور اعترافات آنان را که بیش از همه چیز مرا به یاد اعترافات گالیله انداخت، آخه گالیله هم اعتراف کرده بود زمین ثابته و مرکز جهان !!

بلافاصله پس از انتشار تصاویر دادگاه، در  اینترنت تصاویری ایجاد و منتشر شد که به مقایسه این تصاویر با تصاویر قبل از زندانی شدن محمد علی ابطحی و محمد عطریان فر می پرداخت. دیروز همه از دیدن چهره پریشان ابطحی و عطریان فر متعجب بودند، گویا تاکنون هرگز این دو نفر را اینگونه ندیده بودند!

ولی من دیده بودم! من هر دو نفر را در همین حال پریشانی دیده بودم! البته بسیار جوان تر از امروز با مو و ریشی که هنوز سیاه بود و جوانی در چهره آنان موج می زد.

به خاطر دارم روزی به اصرار دوستان به موزه ای در میدان توپخانه تهران که نام آن را “عبرت” گذاشته اند و نمی دانم چقدر عبرت گرفته اند، رفتیم.

در اوایل بهمن ماه سال ۱۳۵۰ در اجرای دستور محمد رضا شاه ایران، کمیته مشترک ضد‌خرابکاری ساواک- شهربانی در محل زندان موقت اطلاعات شهربانی تشکیل شد. کمیته مشترک محل استقرار مجرب‌ترین و خشن‌ترین شکنجه‌گران شاه بوده است. سال ۱۳۷۹ در زمان دولت سید محمد خاتمی، این زندان به موزه عبرت تبدیل شد.(گزارش کامل آن بازدید را به زودی در وبلاگم منتشر می کنم)

آن زندان بندی به نام بند(۳) داشت که بعد از تبدیل شدن به موزه به بند “چهره های ماندگار” نام گذاری شده بود. سرتاسر راهرو عکس های چهره هایی که در این بند و این زندان نگه داری می شدند نصب شده بود. در بین نام ها و عکس ها، نام چهره های ماندگاری که در تصویر آنان جوانی موج می زد دیده می شد. محمد بسته نگار، مهدی کروبی، مرتضی حاجی، آیت الله سید علی خامنه ای، سید هادی خامنه ای، آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی، آیت الله منتظری، لطف الله میثمی، عباس دوزدوزانی، محمد هاشمی، عسکراولادی، بادامچیان، غلامحسین کرباسچی از جمله افرادی بودند که عکس آنان در این بند دیده می شد. عکس محمد عطریان فر و محمد علی ابطحی نیز آنجا بودند. اگر به آنجا مراجعه کنید، عکس آنان تقریباً با فاصله اندک روبروی یکدیگر است(اگر تاکنون حذف نکرده باشند)

zendani

دو چهره جوان از این دو مبارز سیاسی علیه ظلم و استبداد در آن موزه دیدم. اجازه عکس برداری نداشتیم ولی عکسی از چهره محمد علی ابطحی در آن زندان دارم. به خاطر دارم سال ها قبل(۴ یا ۵ سال قبل) خود محمد علی ابطحی این عکس را در وبلاگش گذاشت. راهنمای موزه در خصوص وضعیت این زندانیان سخن می گفت: “اینان در رژیم شاه محکوم به اقدام علیه امنیت کشور شده اند” نمی دانم شاید آن زمان هم اعتراف کرده اند چون می دانم آن زمان در آن زندان، حسینی(شکنجه گر معروف ساواک) مامور اعتراف گیری بود! و می دانم در آن زمان هم هرکس اعتراف کرد هیچ کس باور نکرد چون حسینی را می شناختند و طعم تلخ شلاق او را می دانستند. پس تو هم باور نکن برادر……….

اللهم اشغل الظالمین بالظالمین

این نوکیا صهیونیست!!!

در جریان حمله اسرائیل به غزه سایت ها و رسانه های اصول گرا از جمله فارس نیوز، رجانیوز، برنانیوز، عدالتخانه و روزنامه کیهان با انتشار لیستی از شرکت های حامی اسرائیل، خواستار تحریم این شرکت ها از سوی دولت و ملت ایران شدند.سایت عدالتخانه در خبری که با این کلام امام علی(ع) یعنی ” کونوا لظالم خصما و للمظلوم عونا” ( مخالف ظالم و یاری کننده مظلوم باشید) آغاز می شد، به انتشار لیست شرکت ها و توضیح فعالیت های آنان پرداخت.

در آن زمان هیئت دولت جمهوری اسلامی ایران لایحه ای را به تصویب رساند که برمبنای آن، به منظور حمایت از مردم مظلوم غزه، شرکت های طرف قرارداد با رژیم صهیونیستی شناسایی خواهند شد و فعالیت آنها به تعلیق در می آید. وزیر صنایع و معادن دولت نهم نیز دستور تعلیق فعالیت‌های کلیه شرکت‌هایی که ممکن است صهیونیست‌ها بخشی از سهام آن را در خارج از کشور در اختیار داشته باشند، صادر کرد.

یکی از شرکت هایی که در این لیست از آن به عنوان شرکتی صهیونیستی که طبق لایحه هیئت دولت باید تحریم و تعلیق شوند نام برده می شد، شرکت نوکیا بود. در یکی از اخبار سایت عدالتخانه پیرامون شرکت نوکیا آمده است: متأسفانه شرکت نوکیا در بسیاری از پروژه‌های مخابرات، همراه اول و ایرانسل، طرف قرارداد دولت جمهوری اسلامی ایران بوده و این همکاری‌ها هم‌اکنون نیز ادامه دارد! به خوبی به یاد دارم که یکی از دوستان من که از حامیان جریان اصولگراست، در آن زمان می گفت: “علاقه زیادی به خرید گوشی نوکیا دارم، حیف که صهیونیستی است!!”

علی مطهری، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی نیز در آن زمان در گفتگو با برنا گفته بود: در حال حاضر بعضی از شرکت‌های صهیونیستی مانند «نوکیا» هستند که در ایران بازار خوبی دارند، لذا مجلس باید طرحی دهد که آن شرکت‌ها محدود شوند.

در این میان کسی نمی دانست کمتر از شش ماه از آن وقایع دولت ایران به صورت رسمی از این شرکت به خرید کلانی دست بزند. شرکت مخابراتی نوکیا-زیمنس (NSN) فروش تجهیزات شنود مکالمات تلفن همراه به دولت ایران را تایید کرد. یک سخنگوی این شرکت گفت: «بخشIntelligent Solutions که تا ماه مارس سال جاری بخشی از شرکت نوکیا- زیمنس بود، نسخه محدود شده محصولی با نام Monitoring Centre را در نیمه دوم سال ۲۰۰۸ به ایران فروخته است.» به گفته این سخنگو، محصولی که در اختیار ایران قرار گرفت تنها امکان شنود مکالمات تلفن همراه را فراهم می کند.

بزرگترین سوالی که این روزها پس از انتخابات به ذهن من خطور می کند این است که به راستی در اندیشه حاکمان این کشور، هدف وسیله را توجیه می کند یا نه؟

http://i.zdnet.com/blogs/nokia_logo.JPG

همه جای ایران “ستاد” من است

دکترمحمود احمدی‌نژاد، پس از ثبت‌نام در انتخابات ریاست جمهوری دهم در وزارت کشور در جمع خبرنگاران گفته بود:  بنده از طرف خودم هیچ ستاد تبلیغاتی ندارم، ستادی که رسما مدیریت و هدایت آن برعهده بنده باشد ندارم و وظیفه من اعلام آمادگی برای خدمت به مردم است و هیچ منابع مالی برای تبلیغات ندارم و اگر هم داشتم ضرورتی نمی‌دیدم درتبلیغات هزینه شود. رییس‌جمهور در ادامه در مورد فعالیت های انتخاباتی خود گفته بود:‌« اما عزیزانی هستند که به صورت داوطلب و مردمی به دنبال برنامه‌ریزی برای مدیریت تبلیغات انتخاباتی هستند.»
البته رییس جمهور در مورد کیفیت و چگونگی حضور و فعالیت “عزیزان” ذکر شده اشاره ای نکرده بود ولی فعالیت های تبلیغاتی این “عزیزان” در روزهای قبل و بعد از این صحبت بسیاری از مسائل را روشن کرد. در ادامه گوشه ای از فعالیت های این “عزیزان” ذکر شده است:

هر دانشجو، ۵۰ هزار تومان

دولت نهم در ادامه توزیع بن و هدیه نوروزی در میان دانشجویان در آستانه انتخابات، توزیع بن در کوی دختران شهید چمران دانشگاه تهران را آغاز کرد که با واکنش تند دانشجویان روبه‌رو شد.
مسئولان کوی شهید چمران دانشگاه تهران، قصد توزیع سه هزار قطعه بن پنجاه هزار تومانی را در میان دانشجویان داشتند که با واکنش و اعتراض دانشجویان دختر روبه‌رو شدند. گفتنی است، رئیس دانشگاه تهران در گفتگو با خبرگزاری مهر، اهدای کارت بانک با اعتبار ۵۰ هزار تومان به دانشجویان دختر خوابگاهی را تائید کرده است.

پاسخ ۱۰۰هزار تومانی احمدی‌نژاد به نامه‌های مردم پیش از آغاز انتخابات
درست یک ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری دستگاه پاسخگویی نهاد ریاست جمهوری با سرعت عمل دست به کار شده و در پاسخ هر نامه و صرفنظر از نوع تقاضا و یا میزان کمک درخواستی مبالغی بین ۱۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان پرداخت می‌‌کند.به گزارش قلم نیوز، یکی از زنان روستایی می‌گوید درخواست وام دومیلیونی کرده بودم اما قرار است یکصدهزار تومان به من بدهند.دیگری می‌گوید برای جهیزیه دخترم نامه نوشته‌ام اما نمی‌دانم با دویست‌هزار تومان چکار کنم…ماموران انتظامات پست که در مقابل فشار جمعیت، دیگر توان ایستادگی ندارند، سعی دارند به صفوف جمعیت شکلی دهند تا کارمندان به ترتیب نامه هر کس را در اختیارش قرار دهند. بسیاری از مردم در شگفت هستند که چگونه شده است که پس از چندسال سکوت در مقابل این نامه‌ها، حالا یکباره دولت لطف کرده و همه را یکجا پاسخ می‌دهد.

افزایش حقوق کارمندان قبل از انتخابات
دولت در آستانه انتخابات تصمیم گرفت قانون مدیریت خدمات کشوری که از یک سال و نیم پیش از سوی مجلس به دولت ابلاغ شده بود ولی تاکنون اجرایی نشده بود را اجرایی کند.
معاون توسعه مدیریت سرمایه انسانی ریاست جمهوری آئین نامه های اجرایی قانون مدیریت خدمات کشوری را ابلاغ کرد که بر اساس آن حقوق فروردین و اردیبهشت ماه کارمندان براساس این قانون حداکثر تا ۲۸ اردیبهشت ماه جاری پرداخت می شود. شایان ذکر است به همه سازمان ها و ادارات دولتی تاکید شده که این مبلغ حتماً در حقوق اردیبهشت ماه کارمندان لحاظ شود. این در حالی است که تصمیم گیری برای حذف برخی یارانه ها از جمله یارانه برق به بعد از انتخابات موکول شده است.

ارسال اس ام اس های انبوه تبلیغاتی به نفع احمدی نژاد
بسیاری از مردم در روزهای گذشته اس ام اسی از شماره ۵ رقمی دریافت کردند که در آن با ارایه آمار سفرهای استانی احمدی نژاد، به دفاع از عملکرد ۴ساله دولت نهم پرداخته بود. شنیده ها از ارسال انبوه این پیام به وسیله دستگاه های دولتی بر اساس دستور از بالا حکایت دارد.
شنیده شده در جدیدترین سلسله از این تلاش‌ها اس ام اسی، روابط عمومی وزارت نفت نیز دست به کار شده و در پیامک‌هایی که معمولا به صورت روزانه برای خبرنگاران و مدیران ارسال می‌شود، هر روز از موفقیت‌ها دولت نهم در بخش‌های مختلف این صنعت پرده بر می‌دارد ! درحالی که در ماه‌های گذشته روزانه دو تا سه خبر به صورت پیامک از سوی روابط عمومی وزارت نفت ارسال می‌شد در روزهای گذشته حجم این اخبار به شدت افزایش یافته و اوج این رویکرد را می‌توان رد سفر اخیر رییس جمهور به استان فارس دید که وزارت نفت در ارسال پیامک‌ها مثبت که شائبه انتخاباتی به خود می‌گرفت تلاش‌هایش را به حداکثر رسانده ‌بود.

ستاد احمدی نژاد خانه به خانه پول می دهند
یک منبع آگاه در پل دختر به خبرنگار جمهوریت، خبر داد:” اعضای ستاد احمدی نژاد، در این شهر خانه به خانه می روند و به ساکنین آن می گویند که شما نامه به آقای احمدی نژاد داده بودید؟ ‌سپس تراول چک ۵٠ هزار تومانی به آنها تحویل می دهند”.
این منبع آگاه می افزاید:” خانواده هایی که هیچ نامه ای هم به دفتر آقای احمدی نژاد نداده اند، این پول را دریافت می کنند”.گفته می شود اعضای ستاد احمدی نژاد، ضمن تحویل تراول چک ۵٠ هزار تومانی، به خانواده های پل دختر می گویند: ” ‌٨٠ هزار تومان هم بعد از انتخابات به در خانه آنها آورده می شود”.

قول ۳۰۰ هزارتومانی دولت به روستاییان؟
روزنامه اعتماد در ستون شنیده های خود می آورد:« در آستانه انتخابات، شنیدیم دولتی ها فرمی جدید برای روستاییان تحت پوشش کمیته امداد ارسال کرده اند.»
بنابراین گزارش، روستاییان با پر کردن این فرم برای دریافت کمک های ماهانه دولت ثبت نام می کنند.
ظاهرا به خانوارهایی که این فرم را پر می کنند ماهانه ۳۰۰ هزار تومان پرداخت می شود.

حمایت انتخاباتی به شیوه وزیر جهاد
شنیده می شود در جلسه ای که وزیر جهاد و کشاورزی با ۶٠ نفر از مدیران خود در این وزارتخانه داشته، آنها را از حمایت کاندیدهای انتخاباتی نهی کرده است. این در حالی است که پس از سخنان جناب وزیر در پایان مراسم بسته ای شامل بورشور و سی دی انتخاباتی یک کاندیدای خاص بین حضار تقسیم شد. جالب آنکه زمانی که سالن خالی شد تعداد ۴۵ بسته بر روی میزهای سالن جا مانده بود.

یک عضو سایت رجانیوز مجری برنامه انتخاباتی در سیما
حمایت افراطی صداو سیما از محمود احمدی نژاد باعث شده است تا عزت الله ضرغامی رئیس این سازمان تذکر دریافت کند. ظاهراً در پی شکایت مستقیم برخی کاندیداها مانند میرحسین موسوی به مقام معظم رهبری درباره جانبداری افراطی صداوسیما از محمود احمدی نژاد باعث شد تا مقام معظم رهبری هم درباره رعایت عدالت انتخاباتی در صداوسیما به ضرغامی تذکر بدهند. گفتنی است افراط صداوسیما از تبلیغ محمود احمدی نژاد به حدی رسیده است که اعتراض مردم را هم به دنبال داشته است و مردم به طنز صداوسیما را سیمای احمدی نژاد می نامند. شایان ذکر است در ادامه برنامه های جانبدارانه صدا و سیما به سود محمود احمدی نژاد ، این رسانه طی شب های گذشته با دعوت از حامیان دولت در برنامه « ایران ۸۸» به شدت به جانبداری از رئیس جمهور حاکم پرداخته است .
مجری این برنامه « ایران ۸۸» که از اعضای سایت « رجانیوز » است طی مصاحبه هایی جانبدارانه از میهمانانی چون کوثری ، رسایی ، مقدم فر ، میرتاج الدینی به گونه ای برنامه را اداره می کند که هر کودکی می فهمد این رسانه در حال تبلیغ از جیب بیت المال برای رئیس جمهور حاکم است .

نفری ١٠٠ هزار تومان در حساب فرهنگیان
یک منبع آگاه در آموزش و پرورش به جمهوریت گفت: دستور داده شده است تا پایان اردیبهشت به حساب هر یک از فرهنگیان صد هزار تومان واریز شود.
قرار است با واریز این مبلغ، فرهنگیان نیز مانند سایر اقشار دهک پایین جامعه یک ماه مانده به انتخابات از مهرورزی دولت نهم برخوردار شوند.
به گفته این منبع آگاه این دستور از آن جا صادر شده است که وزیر آموزش و پرورش روز چهارشنبه در اردوگاه شهید باهنر نیاوران به اعضای اداری آموزش و پرورش وعده داد که قانون مدیریت خدمات کشوری درباره فرهنگیان از همین اردیبهشت ماه اجرایی خواهد شد اما از ان جا که پرسنل این وزارتخانه خیلی زیاد است و محاسبه افزایش حقوق ها بر اساس قانون مدیریت به زمانی بیش از یک ماه نیاز دارد تصمیم گرفته شد در فیش حقوقی فرهنگیان صد هزار تومان واریز شود تا آنها نیز مانند سایر کارمندان دولتی که سود هشتاد هزار تومانی سهام عدالت را دریافت کردند شامل لطف دولت و رییس جمهور قرار بگیرند.

سعیدلو:دور سوم سفرهای استانی به زودی آغاز می‌شود
معاون اجرایی رییس جمهور از آغاز شده دور سوم سفرهای استانی رییس جمهور در روزهای باقیمانده از عمر دولت خبر داد. این در حالی است که گزارش ها از سفرهای استانی رییس جمهور، نشان دهنده حرکت های تبلیغاتی شدید ارگان های دولتی به نفع این کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دهم است به شکلی که در سفر رییس جمهور به شیراز، شعار معروف انتخاباتی وی در دور قبل یعنی “می شود و می توانیم” به شکل گسترده در شهر نصب شده بود.
منتقدان دولت معتقدند که این سفرها جنبه تبلیغاتی دارد و رییس جمهور قاعدتا باید در آستانه انتخابات، این سفرها را متوقف کند زیرا جایگاه وی به گونه ای است که سایر کاندیداها یارای رقابت با شخص دوم کشور در این عرصه را ندارند و لذا یک نابرابری تبلیغاتی پدیدار می شود.

اعتراض سایت های اصولگرا به تبلیغات پرطمطراق دولت
سایت اصولگرا عصر ایران در گزارشی با بیان اینکه ” سفرهای آقای احمدی نژاد از آن سادگی و صمیمیت دوران تبلیغات انتخاباتی ایشان فاصله گرفته است.” تصریح کرد: سخن بر سر خوب یا بد بودن این تبلیغات گسترده و آن بنرهای بزرگ نیست بلکه نقد اصلی، فاصله گرفتن  از آن سادگی و کم خرج بودن اولیه است والا اگر ایشان از همان بدو امر، با تبلیغات پرطمطراق بر روی کار آمده بود، اکنون چنین نقدی چندان وارد نبود.

این هزینه ها در حالی در دولت شکل می گیرد که حتی افرادی که از علم اقتصاد اطلاعات مقدماتی دارند نیز می دانند تزریق این پول ها به صورت جاری به اقتصاد کشور، هیچ اثری جز ایجاد تورم که به اعتقاد اقتصاددانان عاملی برای “ثروتند تر کردن ثروتمندان و فقیر تر کردن فقیران” است، ندارد.
با ذکر این موارد باید به صحبت های احمدی نژاد در خصوص نداشتن ستاد انتخاباتی بیشتر دقت کنیم در می یابیم احمدی نژاد معتقد است ستادی ندارم، چون همه جای ایران “ستاد” من است.

سردار و افشا کردن همزمان ۳ طرح انتخاباتی

این روزها صحبت از گشت های ارشاد بار دیگر طرح امنیت اجتماعی را به فضای رسانه ای کشور وارد کرد.آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی در اولین کنفرانس مطبوعاتی خود پس از اعلام حضور در انتخابات، از حذف گشت های ارشاد سخن گفت و شیخ اصلاحات با نگاهی دیگر، پیروزی خود در انتخابات ریاست جمهوری را به منزله حذف این گشت ها دانست که این سخنان، واکنش فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران را در پی داشت.
سردار احمدی‌مقدم در اظهارنظری، صحبت های مطرح شده در خصوص تعطیل شدن طرح امنیت اجتماعی را تبلیغات انتخاباتی دانست که نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری از این روش برای رای آوری استفاده می کنند.
ولی سخنان سردار حاوی نکات دیگری بود که پرونده “افشاگری انتخاباتی” وی را کامل کرد. احمدی مقدم نیروی انتظامی را مجری قوانین وضع شده دانست و تأکید کرد:«تمام اقدامات ناجا دارای عقبه قانونی است و مبتنی بر سیاستگذاری‌ها و قانونی است که در مراجع تصمیم گیری مصوب می‌شود.»
این در حالی است که رییس دولت نهم چندی پیش در نامه ای به صادق محصولی، پس از گذشت سه سال از اجرای طرح امنیت اجتماعی و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری از شیوه اجرای طرح امنیت اجتماعی انتقاد کرده بود و دستور بررسی بیشتر این طرح را صادر کرده بود.
در بخش هایی از نامه احمدی نژاد آمده است:حفظ و حراست از حقوق و کرامت شهروندان از وظایف اصلی حکومت است. در هر اقدام باید احترام و کرامت آحاد جامعه در حد کامل و اجرای دقیق قانون به صورت اکید مورد توجه قرار گرفته و رعایت گردد. احدی حق ندارد بدون حکم قضایی و یا شاکی حقوقی در امور شخصی مردم دخالت و یا از رابطه آنان با یکدیگر استفسار نماید که در غیر این‌صورت خود امری خلاف و نوعی اشاعه فحشا خواهد بود.
انتشار این نامه و به دنبال آن، انتقاد رییس جمهور از نحوه اجرای طرح امنیت اجتماعی در یک برنامه زنده تلویزیونی از یک سو و سخنان سردار احمدی مقدم که نیروی انتظامی را تنها مجری این طرح که از آغاز دولت نهم اجرا شد، دانسته بود، حکایت از افشای سومین طرح انتخاباتی توسط فرمانده نیروی انتظامی دارد.
احمدی نژاد با نوشتن این نامه و اظهار نظر در مورد این موضوع در صداوسیما خیلی زودتر از رقبای خود، سعی در جذب آرای ناراضیان از ایجاد گشت های ارشاد و طرح امنیت اجتماعی داشت.
حال با نگاهی جامعه تر به این موضوعات، این سوال مطرح می شود که علت اصلی توجه کاندیداهای دو جناح سیاسی کشور به این موضوع چیست؟ رفتار کاندیداهای دو جناح سیاسی در مورد این موضوع، نشان دهنده رضایت بدنه جامعه از طرح امنیت اجتماعی است یا نارضایتی آنان را نشان می دهد؟ آیا این سخن فرمانده نیروی انتظامی که “ممکن است بخش کوچکی از مردم از طرح گشت‌های ارشاد راضی نباشند اما اکثریت جامعه از اجرای آن راضی هستند” با این رفتار سیاسی قابل توجیه است؟ آیا…………

مطالب مرتبط:

سردار احمدی‌مقدم:تعطیل شدن طرح امنیت اجتماعی تبلیغات انتخاباتی است

نامه احمدی‏نژاد به وزیرکشور درباره شخصیت شهروندان