تولد
زندگی روایت تلخ و شیرینی است که تولد شوخی آغازینش بود.
حالا شوخی شوخی ۲۴ سالمون شد…
تولدم مبارک
زندگی روایت تلخ و شیرینی است که تولد شوخی آغازینش بود.
حالا شوخی شوخی ۲۴ سالمون شد…
تولدم مبارک
اصفهان هم به دلیل آلودگی هوا تعطیل شد. ظریفی می گفت، یادش بخیر ما به آسمون نگاه میکردیم تا برف بیاد و مدرسه ها تعطیل بشه، بیچاره بچه هامون که باید نگاه کنند دود بیاد تا تعطیل بشند!
تعطیلی امروز شدت آلودگی هوا را به همه ثابت کرد ولی نکته جالب خاموش بودن نمایشگرهای آلودگی هوا در دو نقطه از شهر اصفهان بود. احتمالا این کار برای جلوگیری از دوباره کاری صورت گرفته، چون بالاخره استاندار اعلام کردند دیگه!
شاید هم این نمایشگر بی زبان به خاطر آلودگی هوا خیلی بهش فشار اومده، سکته ای چیزی زده فعلا خاموشه.
میدونید کلاً نمایشگر در هر زمینه ای چیز خوبی نیست. چون آلودگی را در هر زمینه ای نشون میده. آلودگی بهتره مخفی بمونه. اصلا ویکی لیکس هم باید می سوخت!! و خاموش می شد تا اون سندها را منتشر نکنه. چلچراغ هم خوب شد بسته شد مثل بقیشون. این نمایشگره هم خوب شد سکته زد خاموش شد.
پ.ن: هوا آلوده است ولی فضای ذهن من آلوده تره. کاش اونم میشد چند روز تعطیل بشه!
نوشتن از دانشگاه برای یک دانشجوی ترم هشتی که همه انتظار دارند ترم آخرش باشه و به هزار و یک دلیل نیست، هم سخته و هم آسون!
سخته از اون نظر که شاید خیلی ها بگند تو از دانشگاه ننویسی شاید سنگین تره و آسونه از اون جهت که در کنار خیلی سختی ها، شیرینی های زیادی هم داشته.
در مورد اون هزار و یک دلیل هم باید بگم یک ترم را که به طور کامل حذف کردم و به همین خاطر یک ترم کامل از همه عقب هستم و فعلا اینجا موندگارم
اما دانشگاه… به یک نفر گفته بودند سه دروغ پشت سر هم بگو، گفته بود دانشگاه آزاد اسلامی!!
سال ۸۵ بود که بر اساس یک اتفاق کم نظیر پای من به دانشگاه آزاد اسلامی(حکایت همان سه دروغ همزمان) نجف آباد باز شد.
شاید این عکس هوایی گوگل تفکر موسسان دانشگاه آزاد اسلامی و همچنین تفکر غالب بر ما ایرانیان را به خوبی نشان می دهد که عظمت یعنی متراژ زیاد، عظمت یعنی اینکه دانشگاهی بسازیم از کوه تا کوه!! حال در کلاسهایمان چه می گذرد خدا عالم است!
شاید اون چیزی که منو به گذاشتن این عکس ها و مطلب ترغیب کرد، عکس هوایی دانشکده فنی ۲ دانشگاه آزاد نجف آباد بود. سال ۸۵ وقتی وارد دانشگاه شدیم، رشته مهندسی صنایع به همراه دو رشته مکانیک و مواد در این دانشکده یعنی دانشکده فنی ۲ مستقر بودند. به این دانشکده “نرکده” هم می گفتند آخه این سه رشته فقط دانشجویان پسر را پذیرش می کنه!
شاید چیزی که اون روزها خیلی برای ما جالب بود معماری عجیب ساختمان این دانشکده بود. بعضی کلاس ها وقت یک دیوار داشت و سه طرف دیگه پنجره بود و بعضی کلاس ها یک پنجره کوچک داشت. به همین خاطر نور تو بعضی کلاس ها خیلی زیاد بود و تو بعضی دیگه خیلی کم. مشکلات گرمایشی و سرمایشی خاص را هم بهش اضافه کنید. از همه جالب تر اینکه در این ساختمان سه طبقه فقط یک سرویس بهداشتی وجود داشت که اون هم مخصوص استادان گرامی بود. دانشجویان بیچاره باید از یک سرویس بهداشتی خارج از ساختمان استفاده می کردند که در سرمای زمستان استفاده از اون هم حکایت خودش را داره!
یادمه یک بار سر یکی از کلاس ها بحث معماری مسخره این ساختمان مطرح بود تا اینکه استاد گرامی فرمودند “این ساختمان به گونه ای طراحی شده که از بالا آرم دانشگاه آزاد اسلامی را تشکیل بده!” گفته استاد برای من که خیلی جالب بود اول به خودم گفتم یعنی به لطف معمار گران قدر، کلاغ ها روزی چند بار افتخار پیدا می کنند که آرم دانشگاه آزاد اسلامی را ببیند و استفاده کنند. البته ناگفته نمونه کاربرد خوبی هم برای مسئولین دانشگاه داره به این شکل که مقامات بلند پایه تر داشگاه آزاد را سوار هلی کوپتر می کنند و آرم دانشگاه را از اون بالا(کنار کلاغ ها) بهشون نشون می دند. خیلی دوست داشتم یک بار این ساختمان را از نمای بالا ببینم که دیشب موفق شدم به لطف گوگل ارث این کارو انجام بدم. تو عکس زیر، در سمت راست بالای عکس دانشکده فنی ۲ قدیم که الان به دانشکده مواد تبدیل شده کاملا مشخصه.
حیفم اومد این عکس باشه و از بوفه دانشگاه چیزی نگم. پایین تر از همون دانشکده فنی ۲ بوفه دانشگاه که تقریبا تمام خاطرات شیرین ما از این دانشگاه را تشکیل میده دیده میشه. اندر وصف این بوفه پی نوشت یک پست که سهله، باید یک سایت خبری با هیات تحریریه کامل وجود داشته باشه تا از پس نگارش جزئیات بر بیاد!!