تقاضای صد روزنامهنگار میراث فرهنگی برای برگزاری کنفرانس مطبوعاتی از سوی یونسکو
منتشر شده در:
منتشر شده در:
ایلنا: پنجاه نفر از روزنامهنگاران اصفهانی در آستانه سفر محمود احمدینژاد به اصفهان، با صدور بیانیه تحلیلی از شکسته شدن حرمت میراث کهن این شهر و فرو افتادن هویت تاریخی-فرهنگی این شهر ابراز نگرانی کرده و نسبت به غالب شدن نوعی تفکر و منش سودجو و منفعتطلب که برای میراث ارزشمند اصفهان ارزشی قایل نیست و گمان میبرد که پیشرفت و مدرنیسم با سنت در تضاد است ، هشدار دادند.
به گزارش خبرنگار ایلنا از اصفهان، در این بیانیه آمده است: این روزها ، خبرهایی که از اصفهان میرسد ، نه از ارتقا ِ جایگاه تاریخیاش ، نه از افزایش شمار گردشگران و احیای طول و عرض نصف جهانیاش ، که این روزها خبرها خبر از شکسته شدن حرمت میراث کهن این شهر و فرو افتادن هویت تاریخی – فرهنگی آن میدهند .
امروز در این شهر ، از مردم عامی گرفته تا اساتید دانشگاه و اهالی رسانه ، کمتر کسی است که پشت کردن مسوولان شهری به میراث گرانقدر اصفهان را در نیافته باشد . از بلند مرتبه سازیهای حاشیه زایندهرود گرفته تا طرحهای بحثبرانگیزی که تحت عناوین جذابی چون ” احیای بافت تاریخی ” ، ” ساماندهی ” و … به گوش میرسد ، که همانا تیر خلاص بر نصف جهانی است که هنوز نیمی از نصف جهانش باقی است!
افسوس که این بی حرمتی ها تا آنجا بالا گرفته که مسوولین شهری در تاریخی ترین مناطق شهر ، زمینی را که چونان گنجی تاریخ ایران زمین را در بر گرفته ، می شکافند ، آهن و فولاد را در هم می تنند و بر پایه تمدن اصفهان بتن می ریزند ! تا تحت عنوان احیا و ساماندهی، پوستهای مصنوعی بنا و حداقل کاربری های فرهنگی را هم به کاربریهای تجاری تغییر دهند !
نمونه بارز آن طرح ” احیای بافت تاریخی میدان عتیق ” است که اگرچه قرار بود بافتی تاریخی دوباره زنده شود ، اما آنچه اینک میشود ، نابودی آن اندک باقی مانده دوران پیشین ، زیر چنگال لودرها و بولدوزرهاست . و بعد باز مغازهها و پاساژهای تجاری که باید دید سودش به چه کسانی میرسد ؟!!
اما بارزتر از همه اینها ، نه تونل متروی اصفهان ، که چاه متروی اصفهان است ، ” سر ” دارد ، اما ” ته ” نه ! هر چه پول بر آن ریخته میشود ، پر نمیشود …
به مردم قول داده شد که مترو نه خطی بر ابروی ماه روی اصفهان اندازد و نه در گذر از مسیر خود ، لرزهای بر پیکر نحیف ابنیهها … اما در سکوت خبری ، مار مترو زیر پای میراث اصفهان خزید ، حرمت گنجینههای ایران زمین در هم شکست و مردم و رسانهها آنوقت خبردار شدند که واره بر آب رفته بود و مته حفار سر بر ساحل زاینده رود میسایید !
آنوقت بود که چشمها به سازمان میراث فرهنگی دوخته شد . سازمان دست به کار شد و به عنوان متولی میراث اصفهان در برابر این اقدام غیر قانونی شکایت کرد، اما تا این ثانیه نه کسی محکوم شده و نه حتی کسی پاسخی در خور داده است . بهراستی چرا مسببان این اقدام غیر قانونی که از هم اکنون تا سالهای سال ، عملشان جز نگرانی و تشویش اذهان عمومی ، حاصلی دیگر ندارد محاکمه نشدند ؟! چرا بر خلاف مصوبه شورایعالیترافیک که مرجع نهایی اظهار نظر بود و بر خلاف نظر اساتید ، جراید ، رسانهها و حتی سازمان میراث فرهنگی و علیرغم قول مسوولان شهری که میگفتند تونل مترو از خیابان شمسآبادی میگذرد ، مخفیانه از زیر محور تاریخی چهارباغ عباسی ، عبور داده شد ؟!
کدامیک مقرون به صرفه بود ؟! اینکه تونل از خیابان شمسآبادی بگذرد که سبب میشد مسیر ( در حدی قابل اغماض ) طولانیتر شود یا آنکه از چهار باغ عباسی بگذرد ؛ فریاد سازمانها و نهادهای حامی میراث اصفهان در ابعاد جهانی برخیزد ، دل مردم و رسانهها بلرزد ، برای فرو نشاندن اعتراضها مجبور شویم از پول بیتالمال میلیاردها تومان خرج خرید تشکهای لرزهگیر ! و متعاقب آن هزینههای بعدی تعمیر ، نگهداری و تعویض تجهیزات کنیم ، هر روز با استفاده از انواع سنسورها و کرنش سنجها میزان تغییرات طولی و خستگی سازههای تاریخی نزدیک مسیر را بیازماییم ، بودجه سالیانه مترو را چند برابر کنیم ( پولی که در نهایت از جیب اصفهانیها برداشته میشود ) دست آخر هم تونل مترو کج برود ، منحرف شود و مار مترو پای سی و سه پل از نفس افتد و سی و سه پل ایستگاه مترو شود ! حالا باز برای بازگرداندن دستگاه حفار به مسیر اصلی بودجه جدید تصویب و این دور باطل تا آنجا تکرار شود که به این نتیجه برسیم : ” اشتباه کردیم “!
ما اهالی رسانه در اصفهان نسبت به غالب شدن نوعی تفکر و منش سودجو و منفعتطلب که برای میراث ارزشمند اصفهان ارزشی قایل نیست و گمان میبرد که پیشرفت و مدرنیسم با سنت در تضاد است ، هشدار میدهیم و ادامه چشم فرو بستن مسوولان بر بیحرمتیها ، خطاها و قانون شکنیهای سالهای اخیر را سبب مخدوش شدن چهره ایران اسلامی و جسورتر شدن هنجارشکنان قوانین مدون شهری میدانیم ، چه بسا که از هم اینک مقدمات فاجعهای دیگر زیر عنوان ” خط شرق به غرب متروی اصفهان ” چیده شده که قرار است دقیقا از بافت تاریخی اصفهان و از زیر و یا نزدیکی بسیاری از مشهورترین آثار تاریخی ، همچون میدان نقش جهان و … بگذرد و چند برابر شدن بودجه متروی این شهر ، نیز ، ادامه بیتوجهی مسوولان شهری به شکایات و نگرانیهای سازمان میراث فرهنگی ، میرود که حادثه تلخ دیگری را رقم زند . اضافهتر آنکه حساسیت اهالی رسانه در اصفهان نه از سر کینه که نماد عشق به وطن ، دین و سنت است و در این راه هیچ فرو گذار نخواهیم کرد .
امیر مسعود ابری – پیمان ابراهیمی – آسیه اسد پور – آسیه برهانی – حامد بذرافکن – محمد بندرعباسی – امیر حسین پورشمس – پیام پورفلاح – مهدی تمیزی – سید امین تویسرکانی – رها خسروی – احمدرضا جلوه نژاد – ایمان حجتی – فاطمه حاتمی – علیرضا حاتمی – خسرو خالقی – پونه خامین – امید خاتون آبادی – محمد علی خوشکام – احسان خسروی – عادل دهدشتی –سوزان ذاکر – علیرضا روحانی – پویا رهرو – سپهر سلیمی – ریحانه سجادی – لیلا شکوه فر – وحید شریفی – الهام شهیدان – آرشیده شاهنگی – کامران شیرزادی – شروین شلایی – لیلا شهبازیان – معصومه شهباز – رضا صالح پژوه – امیر مالک صالحی – فاطمه عبد الهی – دریا قدرتی پور – نفیسه قانیان – مهدی قانونی – سمیه قنبری – مجتبی کنعانی – احسان مرادی – زهرا محمدی – علی موسوی – شیوا معظمی – سمیه مسرور – رضا محبوب فر – مجتبی ندیمی – محمد ناظری
یا مُطلِقَ الاُساری
بیش از صد روز است که “شهاب” ما را به اسارت گرفته اند و هرروز به تاراج گلی از گلستان ما می آیند؛ دست برنمی دارند ابرهای تیره، دست برنمی دارند از تیره کردن ماه! الهم انا نشکو الیک… این بار به تو شکایت آوردیم ای خدای رحمان، ای خدای رحیم، به تو شکایت آوردیم در زیر آسمان سرزمینی که قدر پاک ترین، تلاش گرترین و دلسوزترین جوانانش را در سلول های تاریک انفرادی و پشت دیوارهای بلند ارج می گذارد. به تو شکایت می کنیم با زبان روزه و دلهای آکنده از درد، خشم و بی پناهی که اینجا هیچ کس جواب مارا نمی دهد؛ ساده ترین پرسش ما اینجا بی پاسخ مانده! ای خدای عدل پاسخمان نمی دهند که : ” به کدامین گناه؟” به کدامین گناه شهاب های مارا دربند کرده اند؟ به پاداش سهم آنها از حماسه بزرگ؟ پاسخ نمی دهند خدایا، پاسخ نمی دهند که گناهشان جز تلاش بی دریغ برای به صحنه در آوردن مردم پای صندوق های رای چه بود؟ گناهشان چه بود جز اینکه کور و کر و لال نبودند؟ جز اینکه دلسوزترین های سرزمینشان و پاکبازترین عاشقان آرمان استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی همین جوانان دربند ما هستند.
به کجا شکایت بریم بی گناهی و دربندی دوستانمان را جز به درگاه تو؟ الهم انا نشکو الیک .
اگر بنویسیم، مزدوریم. اگر در صحنه نباشیم فریب خورده ایم، اگر در صحنه باشیم بر اندازیم، اگر اعتراض کنیم پاسخمان سنگینی تهمت های بی اساس است و بیدادگاه های شرم آور. خدایا ما به امید عدالت و رحمت به تو پناه آوردیم که جز درگاه تو پناهگاهی نمانده یا غیاث من لا غیاث له ( ای فریاد رس آنکس که فریاد رسی ندارد)و دوستانمان در سراسر این سرزمین همراهمان می شوند، به این امید که تو نذر ما را برای آزادی سید شهاب الدین طباطبایی و سایر جوانان دربند بپذیری و در این روزگار غریب روزه بودنمان جرمی بر جرایم ما نیافزاید.
۱- امیر آریازند
۲- علی رضا آقاعمو
۳- مریم آقاجری
۴- سمانه ابولپور
۵- آسیه ابولپور
۶- ایمان امیرتیمور
۷- فاطمه امامی
۸- پریسا امامی
۹- محمد امینی
۱۰- حمید الماسی
۱۱- عبدالرضا ابراهیمی
۱۲- مهدی افروز منش
۱۳- یاشار انتظار
۱۴- الهام بابایی
۱۵- رضا باوفا
۱۶- سعید بدخش
۱۷- سامان بختیاری
۱۸- صدیقه بهزادی
۱۹- عماد بهاور
۲۰- سیروس بنه گزی
۲۱- علی بحرانی
۲۲- احمد بحرانی
۲۳- مریم بهرمند
۲۴- نسیم بیت صیاح
۲۵- عباس پازوکی
۲۶- مسلم پروین
۲۷- علی پورحسن
۲۸- خسرو پور مفرد
۲۹- حسین حاجی
۳۰- فاطمه حاجی
۳۱- محبوبه حقیقی
۳۲- ایمان حجتی
۳۳- علی تارخ
۳۴- پیمان جمشیدی
۳۵- صهبا جمشیدی
۳۶- علی جمشیدی
۳۷- احمد حاتمی
۳۸- زویا حسنی
۳۹- عاطفه حسینی
۴۰- احسان حضرتی
۴۱- فاروق حلاج
۴۲- سعید حقیقت
۴۳- رشید حیدریان
۴۴- علیرضا خامسیان
۴۵- حامد خوانساری
۴۶- بابک خوشنام وند
۴۷- مریم خندان
۴۸- شهریار خسروی
۴۹- محمد درویش
۵۰- صادق درویش
۵۱- خلیل درخورد
۵۲- فائزه دولتی
۵۳- علی دشتی
۵۴- عباس دودانگه
۵۵- میثم رستملو
۵۶- متین رحیمی
۵۷- داور روشنی
۵۸- داوود روشنی
۵۹- حوا رحیمی
۶۰- فاطمه رضایی
۶۱- نادره رضایی
۶۲- رحمانیان
۶۳- مسعود رهبری
۶۴- محمد رضا زارع
۶۵- نگار سایه
۶۶- علی سحرخیز
۶۷- جلال سعیدی
۶۸- امید سعیدی
۶۹- مرتضی سیدمحمدی
۷۰- فاطمه شعبانی
۷۱- الاهه شعبانی
۷۲- شهرام شریفی
۷۳- مجتبی شادمان
۷۴- علی شبزنده دار
۷۵- محمد شکوهی
۷۶- مریم شمسایی
۷۷- روح الله شهسوار
۷۸- محسن شهریاری
۷۹- محمد شفیعی
۸۰- ابراهیم شیرکوند
۸۱- رضوان صالحی
۸۲- اسماعیل صحابه
۸۳- سیده ریحانه طباطبایی
۸۴- عطا طهرانچی
۸۵- علی رضا طاهری
۸۶- علی ظهوری
۸۷- سمانه عابدی
۸۸- الهام عبادی
۸۹- احمد عبادی
۹۰- محمد صابر عباسیان
۹۱- امیر عباس بیگی
۹۲- مریم عباس بیگی
۹۳- ضحی عباسی
۹۴- حمیدرضا عباسی
۹۵- فاطمه عرب سرخی
۹۶- ساجده عرب سرخی
۹۷- زهرا عسکری
۹۸- پویا علی پناه
۹۹- زهرا علیخانی
۱۰۰- حمیده غالبی
۱۰۱- سعیده غالبی
۱۰۲- آرش غفوری
۱۰۳- غلامی
۱۰۴- امید غضنفر
۱۰۵- اردشیر فاضلی
۱۰۶- حسین فرهادی
۱۰۷- سعید فکوری
۱۰۸- جاوید فخریان
۱۰۹- احسان قاسمی
۱۱۰- کورش قادری
۱۱۱- سید سعید قریشی
۱۱۲- محمد قدسی
۱۱۳- فرشید قیطاسی
۱۱۴- سعیده کردی نژاد
۱۱۵- مطهره کشاورز
۱۱۶- مسعود کلاهی
۱۱۷- مسلم کیانی
۱۱۸- زهرا گنجی
۱۱۹- ستاره گنج دوست
۱۲۰- سحر گلکاری حق
۱۲۱- محمد لکی
۱۲۲- سیده زهرا مبلغ
۱۲۳- عادل محمدحسینی
۱۲۴- حسن محمدی
۱۲۵- حسام محمدزهی
۱۲۶- محمد مرعشی
۱۲۷- مهدی محسنی
۱۲۸- مسعود منشوری
۱۲۹- ناهید مولوی
۱۳۰- لیلا مهربان
۱۳۱- شهاب مباشری
۱۳۲- علی اکبر مهربان
۱۳۳- پوریا موسوی
۱۳۴- محمد علی مختاری
۱۳۵- خلیل موحد
۱۳۶- حمید موذنی
۱۳۷- حمید متقی
۱۳۸- جلیل محمدیان
۱۳۹- مهدی مظلوم
۱۴۰- مهرک میراب زاده
۱۴۱- مهدیه مینوی
۱۴۲- مهدیه میر ناصری
۱۴۳- میر احسان میرناصر
۱۴۴- میلاد ملکی
۱۴۵- یاسر معین
۱۴۶- سعید نورمحمدی
۱۴۷- کاظم نجفی
۱۴۸- علی نجفی
۱۴۹- محمد نیمایی
۱۵۰- منصور هوشنگی
۱۵۱- هخامنش یونسی
خبرنگاران اصفهانی با امضای نامهای، اعتراض خود را به مرمت غیراصولی پل خواجو و همچنین موضعگیریهای سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان اصفهان در برابر مطبوعات، خبرنگاران، رسانهها و کارشناسان متخصصی که نظری متفاوت از نظر سازمان داشتند، ابراز داشتند.
به گزارش ایلنا، متن این بیانیه به شرح زیر است:
نگون بختترین ملت دنیا، ملتی است که گذشته خویش را به فراموشی سپارد…
این روزها، مرمت غیر اصولی پل خواجوی اصفهان – که ارزشمندترین میراث برجای مانده دنیاست – نگرانی های زیادی را میان اهل علم و فرهنگ و حتی اکثریت مردم اصفهان برانگیخت، چه خود به چشم دیدیم پیرمردان و پیرزنان اصول مرمت ناخوانده و حتی بی سواد ، که با چشم نگران ، پلکانهای تخریب شده و ماشینهای سنگین مشغول در حریم این اثر تاریخی ! را می نگرند و آشفته می پرسیدند: ” اینها چه می کنند”!
اگرچه از نظر مردم عامه، گنجینه ارزشمندی چون پل خواجو، بسان چشم می ماند در پهنه صورت، که مبادا برای آراستن ابرو، دیده را کور نمایند و مبادا برای درآوردن مژه از چشم، انبردندان کشی دست گیرند، اما صد افسوس که حافظان میراث اصفهان و مسئولان میراث فرهنگی ، تخریب همزمان پلکانها، استفاده از ماشینهای سنگین در محدوده پایین دست پل و عدم رعایت اصل خدشه ناپذیر “حفظ اصالت و سندیت طرح و ماده” درمرمتها را عملی کاملا طبیعی ومرسوم می دانند و دردناکتر آنکه با دفاعی جانبدارانه، صحبت معدود مشاوران جوان و کم تجربه این سازمان را به صحبت های متخصصین با تجربه و کار کشته این مرز و بوم برتری می دهند !
در اینجا چند سوال مطرح می شود :
۱) در تاریخ آمده که در مکان فعلی پل خواجو در گذشته و حتی بنا بر شواهدی پیش از اسلام نیز پلی وجود داشته است که بعد ها پل خواجو در آن مکان بنا نهاده می شود ، این خود نشان می دهد که در طبقه های زیرین بستر و حتی تا دهها متر بالاتر از بالا دست و پایین تر از پایین دست پل ، احتمال وجود آثاری بسیار قدیمی تر از پل عصر صفوی وجود داشت ، چه بسا چنین هم شد و در جریان خاکبرداریها ، سنگهای حجاری شده و سنگ قبرهای قدیمی و نفیس کشف شد ، پس چرا در محدوده حریم پل ماشینهای سنگین مشغول به کار شدند ؟! و چرا به برخی از سنگهای قدیمی کشف شده که علامات حجاران قدیم نیز روی آن بود در جریان عملیات این ماشینهای سنگین آسیب وارد می شود ؟!
۲) چرا برخی ازسنگهای پلکانها به جای مرمت نوسازی و به جای آنها سنگهای نو جایگزین شد ؟ آیا براستی ادعای مسوولان سازمان مبنی بر به سر آمدن عمر مفید این سنگها درست است ؟ اگر عمر مفید برخی از سنگهای پلکانها به سر آمده و باید نو شوند پس لازم می نمود بناهای سنگی روم باستان و یا تخت جمشید ایرانیان هزار باره نو شده باشد !! افزون تر آنکه چرا در مرمت پلکانها طبق اصول مرمت ، کار گام به گام انجام نمی شود و چرا همه پلکانها به یکباره برچیده شد ؟!
۳) چرا سنگهای جدید استفاده شده در پلکانها تفاوتهای چشمگیری با سایر سنگها دارد ؟! آیا گفته مشاوران جوان سازمان صحت دارد که این تفاوت لازم است تا بازدید کنندگان دریابند اینجا مرمت شده است ؟! اگر چنین است تا نیم قرن دیگر پل خواجو وصله وصله خواهد شد ! ضمن آنکه مگر جزو اصول مرمت نیست که تا حد امکان نه تنها باید شکل و ساختار اصلی اثر حفظ شود ، بلکه ماده ساختمانی و سازنده آن نیز باید حفظ گردد ؛ و این
به آن سبب است که ماده و مصالح سازنده اثر نیز دارای ارزش تاریخی و منتقل کننده اطلاعات و دانش ویژه دوران خود است .
۴) چرا پیش از مرمت پل خواجو ، آنگونه که در سراسر دنیا رسم است ، همایش یا جلسه ای با حضور آزاد کارشناسان مختلف ، صاحبنظران ، مطبوعات و رسانه ها برگزار نشد که راه و روشهای مرمت این پل به بحث گذارده شده ، اظهار نظر های مختلف مطرح و از نگرانیها کاسته شود ؟!
بسیار مایه تاسف است که سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان اصفهان با موضع گیری های اخیر خود در برابر مطبوعات، خبرنگاران، رسانه ها و کارشناسان متخصصی که نظری متفاوت از نظر سازمان داشتند، جایگاه خود را تا آنجا تنزل داد که موجی از برچسبها و تهمتها را نثار مخالفین کند و علاوه بر عمیق تر نمودن شکاف میان این قشر فرهیخته و سازمان ، حتی ایشان را تهدید به شکایتهای حقوقی نماید !
اکثریت روزنامه نگاران و اهالی مطبوعات در اصفهان بر این باورند که این خط و نشان کشیدنها و تهدیدهای کودکانه در وهله اول تحمل ناپذیری، عدم ظرفیت در پذیرفتن انتقاد و به تبع آن ناکارآمدی کسانی را به نمایش می گذارد که داعیه حفاظت از فرهنگ این مرز و بوم را دارند و در وهله دوم سبب منزوی شدن بیشتر این سازمان و ادامه خطاهای گذشته در انجام پروژه های بعدی خواهد شد .
اگر قلبتان برای میراث اصفهان می تپد ولو آنکه کسی از سر بی تجربگی اشتباهی را در نقد کارهایتان بروزمی داد، خرسند می شدید و دستش را به گرمی می فشردید که : ” آری … هنوز کسی هست که میراث شهرش برایش مهم باشد و بر آن تعصب ورزد….”
اگر قلبتان برای میراث اصفهان می تپد با تهدید به شکایت، به زعم خود اهالی مطبوعات و کارشناسان را از نقد کارها نمی راندید، ضمن آنکه کارشناسان و اهالی مطبوعات نصف جهان نیز در صورت تکرار هر گونه شکایت ( همچون شکایتهایی که در زمینه مترو صورت گرفت! )، از صف نقد کارها به صف مقابله به مثل، از طریق شکایتهای قانونی، تغییر موضع داده و به صورت دسته جمعی از مسئولان این سازمان به دلیل اهمال و خطا در برخی از حیطه های اجرایی، شکایت خواهد نمود.
روزنامه نگاران و اهالی مطبوعات همچنان معتقدند که مسئولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان اصفهان می توانند با احترام به سلیقه های مختلف، از طریق ارتباط بیشتر با نخبگان و اهالی مطبوعات، فصلی جدید و به یاد ماندنی را در زمینه حفاظت و مرمت گنجینه های ارزشمند اصفهان رقم زنند.
در اینجا بر خود لازم می دانیم، از دقت عمل مطبوعات و رسانه ها در مرمت پل خواجو و اجماع بی نظیر آنها در واکاوی و نقد این مرمت و در راس آن از اقدامات شایسته و حرفه ای ” خبرگزاری مهر” که همواره نگرانی های ویژه ای نسبت به میراث ارزشمند ایران زمین دارد، کمال تشکر را بنماییم .

اسامی برخی از فعالان مطبوعات اصفهان
امیرمسعود ابری – پیمان ابراهیمی – آسیه برهانی – حامد بذرافکن – محمد بکرانی – مهدی تمیزی – سید امین تویسر کانی – مهسا جزینی – احمد رضا جلوه نژاد – سمانه جعفر زاده – ایمان حجتی – دیاکو حسینی – فاطمه حاتمی – مریم خزایلی – خسرو خالقی – پونه خامین – امید خاتون آبادی – عادل دهدشتی – علیرضا رضا خواه – علیرضا روحانی – حمید ربیعیان – سپهر سلیمی – لیلا شکوه فر – وحید شریفی – الهام شهیدان – کامران شیرزادی – شروین شلایی – لیلا شهبازیان – آرشیده شاهنگی – معصومه شهباز – رضا صالحی پژوه – محمد قاسمی – دریا قدرتی پور – نفیسه قانیان – مهدی قانونی – نجمه کرمی – زهرا محمدی – علی موسوی – رضا ماهوشی – شیوا معظمی – سمیه مسرور – محمد رضا محبوب فر – احسان مرادی – مجتبی ندیمی – محمد ناظری – سمیه یوسفیان
شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی با انتشار بیانیه ای به حوادث اخیر پس از انتخابات واکنش نشان داده و اعتراض خود را نسبت به بازداشت ده ها عضو این شاخه در سطح کشور از جمله شهاب الدین طباطبایی، سعید نورمحمدی، عباس کوشا، حمزه غالبی، رضا همایی، حسین موسوی، زویا حسنی، سعیده کردی نژاد، محمدرضا یزدان پناه و سرپرست این شاخه یعنی مهندس محسن صفایی فراهانی و سایر جوانان بازداشت شده و آسیب دیده در وقایع اخیر ابراز داشت.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
به نام یگانه آزاد و آزادی آفرین
ولَنبلونّکم بشیء من الخوف والجوع ونقص من الأموال والأنفس والثمرات وبشر الصابرین/ الذین إذا أصابهم مصیبة قالوا إنا لله وإنا إلیه راجعون أولئک علیهم صلوات من ربهم ورحمة وأولئک هم المهتدون” البقرة ۱۵۲-۱۵۷٫
(همانا شمارا با دردها و سختی ها و خسارات گوناگون مادّی و معنوی می آزماییم. پس بشارت ده شکیبایان را. آنان که چون به بلایی گرفتار آیند، گویند ” ما از خداییم و به سوی خدا رویم.” خداوند آنان را درود می گوید، ایشان از لطف و هدایت پروردگار برخوردارند.
روزهای تلخ و سختی را می گذرانیم. حاجت به توصیف و تشریح نیست، که سینه های گلگون و دلهای داغ دیده و دیدگان منتظر و امیدهای برباد رفته و خشم های فروخورده به خوبی گواه شرایط اسفناک حاکم بر کشور است. انتخاباتی که با شادابی و نشاط سیاسی در گستره ملّی و حرکتهای اجتماعی مسالمت آمیز و مدنی و حضور بی سابقه ملّت در پای صندوقهای رای، به نمایشی غرورآفرین از رشد و بلوغ فرهنگ سیاسی مردم ایران تبدیل شده بود و جهانیان را به تحسین و احترام واداشته بود، به سبب خودخواهی و بی تدبیری حاکمان و مسئولان و عدم درک صحیح آنان از شرایط کشور و مردم، برای ملّت تلخی و نومیدی و برای کشور آبروریزی و التهاب به ارمغان آورده است.
قصّه تلخ این انتخابات، آغاز و انجام آن و نیز برنده و بازنده و سرافراز و سرافکنده حقیقی آن به خوبی برای وجدان آگاه ملّت و افکار عمومی جهان، روشن و مشخّص است و قضاوت تاریخ این دیار، برای خادمان و خائنان بهترین داور است چرا که بُرنده ترین تیغ و بی رحم ترین داور همانا تاریخ است.
انتخابات دهم، انتخاباتی گرم و پرنشاط بود، دامنه رقابت ها و اختلافات سیاسی میان کاندیداهای رقیب، به خیابانهای هر شهر و روستا کشیده شده بود و مردم با حضور و حرکت خود، در کمال آرامش و احترام به یکدیگر و بدون کوچکترین خشونت و تخریب، می کوشیدند به نفع کاندیدای مورد حمایت خود موج اجتماعی ایجاد کنند و این همانا تبلور خواست و مبارزات یکصد ساله ایرانیان در دستیابی به مردم سالاری و جامعه مدنی بود.
توجه به این نکته، بسیار مهم است که کوچکترین اراده معطوف به خشونت و تخریب، به هیچ عنوان در میان شهروندان و حرکتهای این جنبش اجتماعی سبز پیش از روز رای گیری مشهود نیست. مردم در کوران رقابتها، آرام و باوقار خواسته های سیاسی خود را پیگیری و اعلام کردند و به حمایت از نامزد مورد نظر خود پرداختند. با اعلام نتایج انتخابات، بسیاری از شهروندان در شگفتی و ناباوری فرو رفتند و دو کاندیدای اصلاح طلب و هواداران آنها با اتّکا به مستندات خود و برداشت و شهود مردم از اوضاع اجتماعی، به علّت تخلّفات گسترده ی مجریان و ناظران، خواستار ابطال انتخابات شدند. این مطالبه نیز به نحوی کاملاً آرام، مدنی و مسالمت آمیز بر مبنای اصل بیست و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، با استناد به حق بر پایی تجمّعات بدون خشونت، در قالب راه پیمایی های سراسری ابراز و پیگیری شد. تا این جا نیز آنچه مشهود و روشن بود فرهنگ سیاسی رشد یافته و بالنده مردم و پرهیز آنان از تشنّج و درگیری بود. شوربختانه شاهد آن بودیم که دستگاه های موظف به ایجاد نظم و امنیت با سخت گیری بی جهت و خشونت های غیر ضروری و نیروهای لباس شخصی با اتّکا به مصونیّت آهنین و فقدان پاسخ گویی و مسئولیّت در برابر قانون، تجمّعات اعتراضی مردم را به خشونت کشیدند و دلها شکستند و خونها ریختند و فجایعی بی سابقه آفریدند. هم اکنون نیز رفتارهای بی ضابطه و غیر قانونی بخشهایی از حاکمیّت همچنان در جریان است که تداوم آن باعث نگرانی شدید دلسوزان کشور است:
موارد زیر که این روزها تبدیل به رویّه ای رایج شده است، مصداق بارز نقض قانون اساسی، آیین دادرسی کیفری کشور و میثاق حقوق مدنی و سیاسی است:
۱- جلوگیری از برپایی راه پیماییهای مسالمت آمیز مردم و اعمال خشونت علیه آنان که تاکنون به شهادت دهها تن از هم وطنان و آسیب دیدن تعداد زیادی از آنان انجامیده است
۲- بازداشت گسترده ی فعّالان سیاسی و شهروندان عادّی بدون ارائه حکم قضایی
۳- بدرفتاری و آزار و اذیّت بازداشت شدگان و نقض حقوق قانونی آنان و اعمال فشار و محدودیت بر خانواده ها
۴- قطع ارتباطات، سانسور و فیلترینگ بی سابقه و بدون مبنای قانونی
۵- جلوگیری از فعّالیّت احزاب و جمعیّت های قانونی کشور و اعمال محدودیت های غیر قانونی آنچنان که عملا ً به تعطیل و تعلیق آنها منجر شده است
۶- طرح اتّهام نسبت به اصلاح طلبان و معترضان به نتایج اعلام شده، از تریبون های رسمی کشور که غالبا از بودجه بیت المال اداره می گردند به ویژه رسانه ی به اصطلاح ملّی، و عدم ایجاد فرصت برابر به منظور پاسخ گویی افراد مورد اتهام واقع شده در جهت دفاع از خویش و تنویر افکار عمومی.
۷- گرفتن اعتراف و اقرار از فعالان سیاسی و اجتماعی زیر فشار و ارعاب که ناقض نص صریح میثاق ملی ایرانیان یعنی قانون اساسی جمهوری اسلامی است که در اصل سی و هشتم به صراحت بدان اشاره شده است .
با توجّه به نقض گسترده ی حقوق شهروندی می توان گفت تمام مردم ایران در رخدادهای اخیر مورد ستم قرار گرفته اند، امّا به باور ما این انتخابات یک “مظلوم مضاعف” داشت و آن “جوان ایرانی” بود. او که صادقانه و خالصانه به میدان آمده بود، تمام توان خود را وقف ایجاد موج نشاط سیاسی و شادابی در جامعه و تشویق مردم به مشارکت سیاسی در تعیین سرنوشت سیاسی خویش کرده بود. او که بیشترین نقش سازنده را در تحقّق مشارکت حدّاکثری ملّت ایفا کرد و اکنون به جفا و نامردمی گرفتار حبس و تعدّی و تهدید است!
گناه جوانان میهن ما چیست ؟آنان که صادقانه و بی ریا، با شور و شوقی وصف ناپذیر، خیابان های میهن را در سی امین سالگرد انقلاب اسلامی به تابلوی تمام عیار مردم سالاری در پیش چشم جهانیان بدل ساختند، امروز به کیفر کدام گناه ناکرده باید در سلول های انفرادی و به دور از خانه و خانواده خویش باشند؟ دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران به کدامین گناه هدف حمله ددمنشانه نیروهای لباس شخصی که یادآور عربده کشان و قداره بندان تاریخ معاصر این سرزمین چون شعبان جعفری ها هستند، قرار گرفته، کشته و زخمی شدند و هم اکنون با اهمال و سهل انگاری مسئولان در برخورد با عاملان و آمران این فاجعه مواجهند؟
شهاب الدین طباطبایی، محمدرضا جلایی پور، حمزه غالبی، رضا همایی، عباس کوشا، سعید نور محمّدی، زویا حسنی، سعیده کردی نژاد، محمّد رضا یزدان پناه، سمیّه توحید لو، هنگامه شهیدی، مجید سعیدی، عماد بهاور، حسین موسوی و دهها دانشجو و جوان فعّال در ستادهای کاندیداهای اصلاح طلب به کدام گناه گرفتار زندان هستند؟ آیا این است بهره گیری از تمام ظرفیت ها و پتانسیل ها؟ آیا این بود مهرورزی وعدالت گستری تان؟ آیا به راستی امروز ما مصداق همان جامعه نخبه کش نیستیم؟ آیا جای جوانان پاکدل و عاشق این کشور در زندان است ؟
مسئولان کشور که در سخنان و بیانیه های خود شرکت پرشور مردم در انتخابات را ستوده اند، با چه توجیهی مهمترین زمینه سازان و مشوّقان این حرکت فراگیرملّی را مستحقّ محرومیّت از آزادی و خانواده های این عزیزان را سزاوار نگرانی و وحشت و اضطراب دانسته اند؟
مبادا کسانی در این خیال باطل و طمع خام باشند که با زندانی کردن جوانان علاقه مند به عرصه سیاست و اعمال فشار و محدودیّت بر آنها، این نخبگان را وادار به رها کردن سرنوشت سیاسی کشور و گوشه نشینی و بی تفاوتی نسبت به عرصه ی عمومی کنند و در غیاب روحیّه نقّاد و اندیشه تیزبین دوستان ما، خود یکّه تاز میدان شوند. این اراده شوم متعلّق به کسانی است که گویا مصلحت و منفعت خود را در هجرت اجباری جوانان میهن ما و خالی ماندن فضای سیاسی کشور از نشاط و پویایی آنان می بینند!
ما ریشه در خاک این دیار کهن داریم! ایران، وطن ما، معنای ما، دیروز و امروز و فردای ماست!
جوانان ایرانی هر کجای این جهان که باشند یکدیگر را خواهند یافت، دست به دست هم خواهند داد و در راه هدف مقدّس ملّت خود، پایداری خواهند کرد.
در عصر رسانه و ارتباط، در عصر همراهی و پیوند، … نخواهند توانست مردمانی همدل و همدرد و هم سرنوشت را از یکدیگر جدا کنند و پیوند میان دلها و اندیشه ها رابگسلند. در انتخابات دهم شاهد بودیم که نبوغ و خلّاقیّت محمد رضا جلایی پور، اندیشه شهاب طباطبایی، تدبیر و مدیریت حمزه غالبی و سعید نورمحمدی و انضباط، تعهّد و مسئولیّت پذیری رضا همایی و در یک کلام وطن دوستی و عشق و ابتکار همه ی جوانان اصلاح طلب؛ با گرایش ها و سلایق متفاوت، با همدلی و همراهی در کنار یکدیگر قرار گرفت و در قالب پویش های اصیلی چون ستاد جوانان ۸۸، موج سوم، ستاد جوانان مهندس موسوی، ستاد موج نو و…. سایر حرکتهای خود جوش دانشجویی سرود “تغییر” را در سرتاسر این دیار طنین انداز کرد. این تجربه ی غنی و پربار گویا عدّه ای را خوش نیامده است که در سودای محال ِ نا امید کردن و منفعل ساختن ما و دوستانمان هستند. ما به دستور و اجازه نیامده بودیم که با غضب و تهدید برویم. آنچه ما را به حضور فراخوانده بود، مهر و علاقه به میهن و ملّت بود و با همین انگیزه نیز در صحنه خواهیم ماند.
در وجدان جمعی مردم ایران تردید و ابهام جدّی نسبت به نتایج اعلام شده انتخابات وجود دارد. این تردید و ابهام با صدور امریّه و دستور، با ارعاب و خشونت و با حبس و آزار جوانان مظلوم کشور قابل رفع نیست.متاسّفانه نهادهای قانونی که بر مبنای روح حاکم بر قانون اساسی می بایست خود را از دعواهای سیاسی دور نگاه دارند و در نگاه ملّت داورانی بی طرف جلوه کنند، با حمایت غیر قانونی از یک کاندیدا و نقض بی طرفی، این بدبینی و تردید را دامن زده اند و ضابطان و متصدّیان نظم جامعه، در نگاه مردم سرکوبگرانی بی رحم جلوه کرده اند. برای بازگرداندن اعتماد مخدوش شده مردم و جلوگیری از تعمیق بدبینی آنها نسبت به حاکمان خود، هرچه زودتر باید چاره ای اندیشید.
صادقانه و مشفقانه از تمام دلسوزان انقلاب و میهن تقاضا می کنیم خطر تسلّط فضای امنیّتی و پلیسی بر کشور، و نا امیدی و قهر سیاسی مردم را جدّی بگیرند.
از مقامات نظام استدعا می کنیم اجازه ندهند کوشاترین و فرهیخته ترین جوانان ایران زمین بیش از این طعم تلخ زندان را بچشند و خانواده های آنان تصوّری منفی و مخاطره آمیز نسبت به فعّالیّت های انتخاباتی در ایران را در ذهن خود جای دهند. همان مردمی که حق شرکت در انتخابات را داشته اند، از حق اعتراض به نتیجه به آن نیز برخوردارند. برای بازگرداندن اعتماد عمومی، زندانیان وقایع اخیر را آزاد کنید!
کسانی را که سرمست از قدرت زودگذر و بی وفای این دنیا، بر طبل استبداد و اختناق می کوبند و چهره ای خشن و سرکوبگر از نظام و کشور را در دید مردم دنیا ثبت می کنند، از زبان مولای آزادگان علی(ع) اندرز می دهیم که:
“در برابر مردمان بال تواضع و خاکساری بگستران و بر ایشان آسان گیر و مهربان باش. مبادا بر مرکب چموش قدرت سوار شوی و دست تعدّی برمردمان گشایی: مبادا بگویی: فرمان من همین است، باید اطاعت کنید! که استبداد ورزی خرد را زائل و قلب را تیره می سازد. آگاه باش که برتر از قدرت هر صاحب قدرت، خواست و اراده ی پروردگار بر قرار است”
این روزهای سخت سپری خواهد شد امّا نیاز جامعه ی ما به دانش و هوش و صداقت جوانان، همواره تداوم خواهد یافت. دوستان ما باید در دانشگاهها و نهادهای مدنی و احزاب و مطبوعات، پاسدار آزادی و پیشرفت کشورباشند، زندان جای خشونت طلبان بی منطق است نه دلبستگان ایران. جوانان سبز را آزاد کنید.
خداوندا، در این روزگار بی فریاد، در روزهای بلا و دهشت، نا امیدی و ستمگری، روی نیایش و دادخواهی به سوی توست، یاران و رفیقان خود را از تو می خواهیم:
الهی عَظُم البلاء، و بَرِح الخَفاء، وانکشف الغِطاء، وَانقطع الرّجاء، و ضاقت الارضُ و مُنعت السّماء، و انت المستعان ُ و الیک المشتکَی، و علیک المعوّل فی الشدّه و الرّخاء ……
شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی
تیرماه ۱۳۸۸