<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>پرانتز &#187; ادبیات</title>
	<atom:link href="http://www.a3mooni.com/parantez/archives/category/%d8%a7%d8%af%d8%a8%db%8c%d8%a7%d8%aa/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.a3mooni.com/parantez</link>
	<description>یادداشت های یک خبرنگار</description>
	<lastBuildDate>Thu, 29 Dec 2011 14:37:52 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.2.1</generator>
		<item>
		<title>پرواز شاعرانه &#8220;آشفته&#8221; و &#8220;پریش&#8221;</title>
		<link>http://www.a3mooni.com/parantez/archives/483/%d9%be%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%88%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%b1%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://www.a3mooni.com/parantez/archives/483/%d9%be%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%88%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%b1%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Aug 2011 20:08:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[اصفهان]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگستان]]></category>
		<category><![CDATA[نوشته های من در رسانه ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.a3mooni.com/parantez/?p=483</guid>
		<description><![CDATA[استاد بهرام سیاره متخلص به" پریش" ساعت هشت صبح روز بیستم مردادماه در 67 سالگی در شهرضا درگذشت و پدرش استاد قاسم سیاره متخلص به "آشفته" که طاقت دوری فرزند را نداشت کمتر از سه ساعت همسفر وی شد و به دیار باقی شتافت]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote>
<p style="text-align: center;" dir="rtl" align="right">وقتی خبر مرگ استاد پریش را شنیدم بی اختیار به یاد این شعر استاد افتادم:</p>
<p dir="rtl" align="right">گویند تا کدام زمان زنده ای &#8220;پریش&#8221;               تا آن زمان که درد و بلا می توان کشید</p>
<p dir="rtl" align="right">گزارش ویژه بزرگداشت این دو شاعر برجسته(پریش و آشفته) در <a title="مهر" href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1384845" target="_blank">خبرگزاری مهر</a> منتشر شد که در ادامه می خوانیم:</p>
</blockquote>
<p style="text-align: center;" dir="rtl" align="right"><strong>پدر به عشق پسر تاب نیاورد</strong></p>
<p dir="rtl" align="right">استاد بهرام سیاره متخلص به&#8221; پریش&#8221; ساعت هشت صبح روز بیستم مردادماه در ۶۷ سالگی در شهرضا درگذشت و پدرش استاد قاسم سیاره متخلص به &#8220;آشفته&#8221; که طاقت دوری فرزند را نداشت کمتر از سه ساعت همسفر وی شد و به دیار باقی شتافت. پیکر این دو شاعر پرآوازه عصر پنجشنبه با حضور خیل عظیم هنرمندان و مردم شهرضا تشییع و در جوار امامزاده شاهرضا-صحن علما به خاک سپرده شدند<span style="font-family: Arial;">.</span></p>
<p dir="rtl" align="right">سبک اشعار این دو شاعر شهرضایی آمیخته ای از سبک اصفهـانی و عراقـی و خمیر مایۀ کلامشان توحید، عاشقانه زیستن، آزادگی و بی نیازی بود<span style="font-family: Arial;">.</span></p>
<p dir="rtl" align="right">این دو شاعر پرآوازه در سروده هایشان از مضمون های ابداعی به سبک غزل با همۀ ترکیب ها بهره می‌گرفتند وابتکارشان سرودن اشعار محلی بود<span style="font-family: Arial;">.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a rel="lightbox" href="http://www.a3mooni.com/parantez/wp-content/uploads/ashofte-kasayi.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-488" title="ashofte-kasayi" src="http://www.a3mooni.com/parantez/wp-content/uploads/ashofte-kasayi.jpg" alt="" width="495" height="353" /></a></p>
<p dir="rtl" align="right">شاید آنچه باعث حیرت همگان از شنیدن خبر مرگ &#8220;پریش&#8221; و &#8220;آشفته&#8221; شد، همزمانی زمان مرگ آنان بود. امید سیاره، فرزند مرحوم قاسم سیاره در این زمینه می‌گوید: برادر و پدرم یک روح در دو کالبد بودند و ارتباط روحی آنان به قدری عمیق بود که با هم رفتند و مشیت الهی بر این بود که پدر داغ مرگ پسر را نبیند. پریش نیز در قسمتی از اشعار خود، صالع خود را به مانند طالع پدر خود می‌داند و می‌گو‌ید:</p>
<p dir="rtl" align="center">طالع آشفته را دارد پریش                    آنکه از خاکسترش این خلق شد</p>
<p dir="rtl" align="center"><span id="more-483"></span></p>
<p dir="rtl"><strong>منِ آشفته را چو وقت رسد/ گرد من با نشاط صف بزنید</strong></p>
<p dir="rtl" align="right">استاد قاسم سیاره متخلص به &#8220;آشفته&#8221; در خانواده‌ای فرهیخته و ادیب در شهرضا متولد شد. پدرش استاد هاشم متخلص به &#8220;سیاره&#8221; نیز شاعری توانا بود که از او چند مجموعه شعر از جمله &#8220;گلشن معرفت&#8221; و &#8220;جنگل مولا&#8221; به یادگار مانده است، همچنین تخلص استاد هاشم به نام خانوادگی این خانواده یعنی &#8220;سیاره&#8221; تبدیل شد.</p>
<p dir="rtl" align="right">آشفته سرودن شعر را از ۱۸ سالگی آغاز کرد که از آثار منتشر شده این شاعر توانا می‌توان به دیوان آشفته، دوگاه، ترجمان گل شمع، برگ سبز و خوشه اشاره کرد، همچنین مجموعه &#8220;هشل هفط&#8221; به عنوان مجموعه طنز و فکاهی این بزرگوار، یک هفته قبل از درگذشت ایشان رونمایی شده بود.</p>
<p dir="rtl" align="right">وی سالها پیش انجمن ادبی آشفته را در شهرضا پایه‌گذاری کرد که این انجمن، در طول مدت فعالیت خود استعدادهای ادبی بسیاری را در این شهرستان کشف کرد، این سابقه فرهنگی باعث معرفی شدن آشفته به عنوان چهره برتر فرهنگی ادبی استان اصفهان در سال ۱۳۸۹ شد.</p>
<p dir="rtl"><img class="aligncenter" src="http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/08/681122_orig.jpg" alt="" width="456" height="304" /></p>
<p dir="rtl" align="right">آشفته انتظار خود از مردم را پس از مرگش اینگونه در قالب شعر بیان کرده بود:</p>
<p dir="rtl" align="center">منِ آشفته را چو وقت رسد                                         گردِ من با نشاط صف بزنید</p>
<p dir="rtl" align="center">در عزایم که گریه هست حرام                                      این حلال است گر که دف بزنید</p>
<p dir="rtl" align="right"> <strong>طالع آشفته را دارد پریش&#8230;</strong></p>
<p dir="rtl" align="right">بهرام سیاره متخلص به &#8220;پریش شهرضایی&#8221; شاعر پرآوازه شهرضا که همچون پدر و پدربزرگ از ذوق و طبع شعر فراوانی برخوردار بود، پس از ۶۷ سال زندگی دعوت حق را لبیک گفت.</p>
<p dir="rtl" align="right">پریش در سال ۱۳۲۳ در شهرضا، شهری که بزرگانی چون آقا محمدرضا قمشه‌ای متخلص به صهبا و حکیم الهی قمشه‌ای را در دامن پرورانده است، متولد شد و در سال ۱۳۶۳ و در سن ۴۰ سالگی سرودن اشعار را به صورت رسمی آغاز کرد<span style="font-family: Arial;">.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-family: Arial;"><img class="aligncenter" src="http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/08/681116_orig.jpg" alt="" /></span></p>
<p dir="rtl" align="right">دکتر حسین الهی قمشه ای در مقدمه‌ای که بر اشعار پریش در دیوان شعر وی نوشته است، وی را اینگونه توصیف می‌کند: پریش ذوق و مستی را از پدر که خود از شاعران بنام شهرضا است به میراث برده و به سبب همدمی و انس دایم با شاعران آسمانی ادب پارسی هم از شور و حال و شراب شهود در جام شعر آنان سرمست شده است.</p>
<p dir="rtl" align="right">در بخش دیگری از مقدمه دیوان شعر پریش به قلم دکتر الهی قمشه‌ای آمده است: درونمایه سخن پریش از دل برخاسته و به دل می‌نشیند، نخستین مخاطب شعر او، خود اوست. خود را نصیحت می‌کند، خود را می‌جوید و خود را به عشق و ایثار فرامی‌‌خواند و می‌کوشد که مرغ شکسته بال زندگیش را به بال شعر تا عرش الهی برساند، اما چون &#8220;خود&#8221; شاعر رمز تمامی خودهای گرفتار در قفس تنگنای طبع است، شعر او رنگ تعلیم و عبرت و دعوت بخود می گیرد و دیگران را با خود می‌آمیزد.</p>
<p dir="rtl" align="right">از این شاعر پرآوازه، دو دیوان شعر به چاپ رسیده که در مدت کوتاهی پس از انتشار با استقبال علاقه‌مندان مواجه و کمیاب شد<span style="font-family: Arial;">.</span></p>
<p dir="rtl" align="right">اشعار پریش با لهجه محلی از طرفداران زیادی در بین عامه مردم دارد به شکلی که نوار کاست و سی‌دی هایی از شعرخوانی او فراهم شده و بر روی تلفن همراه از طریق بولوتوث بین مردم ردوبدل می‌شود.</p>
<p dir="rtl" align="right">در اشعار او مضامین اخلاقی، اجتماعی و تعهد به مردم بیش از همه دیده می‌شود و از همین روست که اینچنین محبوبیتی بین مردم دارد.</p>
<p dir="rtl" align="justify">از مجموعه آثار منتشر شده توسط وی می‌توان به دیوان پریش، پردیس پریش و مجموعه &#8220;اشک‌ها و لبخندها&#8221; که به صورت مولتی‌مدیا با درون‌مایه طنز منتشر شده اشاره کرد.</p>
<p dir="rtl" align="justify">وی همچنین یک مجموعه آثار در دست چاپ داشت که قرار بود بزودی منتشر شود.</p>
<p dir="rtl" align="right">پریش دنباله رو ذوق و اندیشه پدر بود که این نکته را با ظرافت در قالب شعر خود این چنین بیان می‌کند:</p>
<p dir="rtl">آشفته شو پریش که حافظ به نکته گفت                      هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی</p>
<p dir="rtl" align="right">همچنین در شعری دیگر اینچنین می‌گوید:</p>
<p dir="rtl">زبانِ حالِ دلِ ماست شعر ما ای دوست<span style="font-family: Arial;">               </span>سخن یکی ست ، چه آشفته گوید و چه پریش</p>
<p dir="rtl" align="right"><strong><span style="font-family: Times New Roman;">آشفته و پریش یک روح بودند در دو کالبد</span></strong></p>
<p dir="rtl" align="right">در این زمینه، &#8220;امید سیاره&#8221; نوازنده و آهنگساز ایرانی که دیگر فرزند مرحوم قاسم سیاره(آشفته) است، در در خصوص دلایل محبوبیت این دو شاعر به مهر گفت: پدر تواضع خاصی در رفتار داشت و با مردم زلال و آیینه‌وار رفتار می‌کرد. اقشار مختلف مردم نیز وی را بسیار دوست داشتند و ایشان نیز ارتباط خوبی با همه داشت و تلاش زیادی می‌کرد تا هنر خود را در اختیار عام قرار دهند.</p>
<p dir="rtl" align="right">وی در خصوص دلایل محبوبیت برادرش &#8220;پریش&#8221; در نزد مردم گفت: برادرم &#8220;پریش&#8221; جدای از اینکه شعر خالص و صافی داشت و مضامین اجتماعی را مدنظر می‌گرفت، سروده‌‌های محلی زیادی به شکل فکاهی داشت که زبان‌زد خاص و عام بود و مردم شهرضا و استان اصفهان به این اشعار بسیار علاقه‌مند بودند.</p>
<p dir="rtl"><img class="aligncenter" src="http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/08/681108_orig.jpg" alt="" width="473" height="315" /></p>
<p dir="rtl" align="right">این آهنگساز در خصوص استفاده بزرگان موسیقی از اشعار این شاعر فقید گفت: بر روی بسیاری از اشعار آشفته و پریش در مرکز موسیقی تهران آهنگ‌سازی شده و در اختیار آهنگسازان قرار داده شده است. همچنین بسیاری از اشعار آنان توسط خوانندگانی نظیر استاد مختاباد، پژمان مبری، بیژن خاوری، مهرداد کاظمی، حمید غلامی‌پور و علی تفرشی خوانده شده است.</p>
<p dir="rtl" align="right">وی افزود: آشفته و پریش، در شعر خود به مشکلات اجتماعی توجه کرده و در قالب اشعار فکاهی و طنز با لهجه محلی منتشر می‌کردند که در این زمینه آثار ماندگاری از پریش برجای مانده که از محبوبیت خاصی در بین مردم برخوردار است.</p>
<p dir="rtl" align="right">امید سیاره در خصوص نحوه مرگ شاعرانه این دو ادیب برجسته گفت: با وجود اینکه در خصوص مرگ برادرم پریش که ساعت هشت روز پنجشنبه به دیار باقی شتافت، هیچ اطلاع‌رسانی به پدرم &#8220;آشفته&#8221; نشد، کمتر از سه ساعت بعد پدرم نیز همسفر برادرم شد و به راستی که آنان یک روح در دو کالبد بودند و ارتباط روحی به قدری عمیق بود که با هم رفتند و مشیت الهی بر این بود که پدر داغ مرگ پسر را نبیند.</p>
<p dir="rtl" align="right">وی در خصوص زمان برگزاری سایر مراسم‌های ترحیم و بزرگداشت یاد این دو ادیب برجسته گفت: مراسم هفتمین روز درگذشت روزچهارشنبه ساعت ۱۶ الی ۱۸:۳۰ در شهرضا مسجد بیت‌الاصغر برگزار می‌شود. روز جمعه نیز مراسم بزرگداشتی در تهران در مسجد جامع شهرک غرب تهران ساعت ۱۵:۳۰ برگزار خواهد شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.a3mooni.com/parantez/archives/483/%d9%be%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%88%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%b1%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دیوونه کیه، عاقل کیه؟</title>
		<link>http://www.a3mooni.com/parantez/archives/165/%d8%af%db%8c%d9%88%d9%88%d9%86%d9%87-%da%a9%db%8c%d9%87%d8%8c-%d8%b9%d8%a7%d9%82%d9%84-%da%a9%db%8c%d9%87%d8%9f/</link>
		<comments>http://www.a3mooni.com/parantez/archives/165/%d8%af%db%8c%d9%88%d9%88%d9%86%d9%87-%da%a9%db%8c%d9%87%d8%8c-%d8%b9%d8%a7%d9%82%d9%84-%da%a9%db%8c%d9%87%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 Nov 2009 20:27:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[مدیا]]></category>
		<category><![CDATA[حسین پناهی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.a3mooni.com/parantez/?p=165</guid>
		<description><![CDATA[چه مهمانانی بی دردسری هستند مردگان نه به دستی ظرفی را چرک می کنند نه به حرفی دلی را آلوده تنها به شمعی قانعند و اندکی سکوت!!!! تو پست قبلی متنی از &#8220;حسین پناهی&#8221; گذاشتم. تو این پست همون متنو با صدای خودش بشنوید. البته همراه با چند تا دیگه از کارهاش]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>چه مهمانانی بی دردسری هستند مردگان<br />
نه به دستی ظرفی را چرک می کنند نه به حرفی دلی را آلوده<br />
تنها به شمعی قانعند و اندکی سکوت!!!!</p>
<p>تو پست قبلی متنی از &#8220;حسین پناهی&#8221; گذاشتم. تو این پست همون متنو با صدای خودش بشنوید. البته همراه با چند تا دیگه از کارهاش</p>
<p style="margin-top: 0; margin-bottom: 0" align="center"><object classid="clsid:cfcdaa03-8be4-11cf-b84b-0020afbbccfa" width="120" height="26" codebase="http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=6,0,40,0"><param name="src" value="http://www.a3mooni.com/media/hosein-panahi.mp3" /><embed type="audio/x-pn-realaudio-plugin" width="120" height="26" src="http://www.a3mooni.com/media/hosein-panahi.mp3"></embed></object></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.a3mooni.com/parantez/archives/165/%d8%af%db%8c%d9%88%d9%88%d9%86%d9%87-%da%a9%db%8c%d9%87%d8%8c-%d8%b9%d8%a7%d9%82%d9%84-%da%a9%db%8c%d9%87%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
<enclosure url="http://www.a3mooni.com/media/hosein-panahi.mp3" length="4447085" type="audio/mpeg" />
		</item>
		<item>
		<title>از روزگار می ترسم</title>
		<link>http://www.a3mooni.com/parantez/archives/163/%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c-%d8%aa%d8%b1%d8%b3%d9%85/</link>
		<comments>http://www.a3mooni.com/parantez/archives/163/%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c-%d8%aa%d8%b1%d8%b3%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 12 Nov 2009 20:18:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.a3mooni.com/parantez/?p=163</guid>
		<description><![CDATA[من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم عشق را دوست دارم ولی از زنها می ترسم کودکان را دوست دارم ولی از آیینه می ترسم سلام را دوست دارم ولی از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>من زندگی را دوست دارم<br />
ولی از زندگی دوباره می ترسم</p>
<p>دین را دوست دارم<br />
ولی از کشیش ها می ترسم</p>
<p>قانون را دوست دارم<br />
ولی از پاسبان ها می ترسم</p>
<p>عشق را دوست دارم<br />
ولی از زنها می ترسم</p>
<p>کودکان را دوست دارم<br />
ولی از آیینه می ترسم</p>
<p>سلام را دوست دارم<br />
ولی از زبانم می ترسم</p>
<p>من می ترسم پس هستم<br />
این چنین می گذرد روز و روزگار من</p>
<p>من روز را دوست دارم<br />
ولی از روزگار می ترسم</p>
<p>به یاد او که بهترین بود در زدن حرف های دلمان</p>
<p><strong>حسین پناهی</strong></p>
<p style="text-align: center;"><a rel="attachment wp-att-228" href="http://www.a3mooni.com/parantez/archives/163/%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c-%d8%aa%d8%b1%d8%b3%d9%85/hossein-panahi/"><img class="size-full wp-image-228  aligncenter" title="Hossein Panahi" src="http://www.a3mooni.com/parantez/wp-content/uploads/2009/11/Hossein-Panahi.jpg" alt="" width="320" height="309" /></a><a rel="lightbox" title="حسین پناهی" href="http://ajadesa.parsaspace.com/Hossein%20Panahi.jpg" target="_blank"></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.a3mooni.com/parantez/archives/163/%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c-%d8%aa%d8%b1%d8%b3%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>9</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آهای پطرس مقدس! دور روح ما خیط بکش</title>
		<link>http://www.a3mooni.com/parantez/archives/120/%d8%a2%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b7%d8%b1%d8%b3-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3-%d8%af%d9%88%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%ad-%d9%85%d8%a7-%d8%ae%d9%8a%d8%b7-%d8%a8%da%a9%d8%b4/</link>
		<comments>http://www.a3mooni.com/parantez/archives/120/%d8%a2%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b7%d8%b1%d8%b3-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3-%d8%af%d9%88%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%ad-%d9%85%d8%a7-%d8%ae%d9%8a%d8%b7-%d8%a8%da%a9%d8%b4/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 17 Aug 2009 11:29:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.a3mooni.com/parantez/?p=120</guid>
		<description><![CDATA[من صبح روزی به دنیا آمدم که خورشید نور نداشت بیلم را برداشتم وبه معدن رفتم و شانزده تن ذغال نمره نه بار زدم رییس ریزه ام گفت : ((ماشالاه خوشم آمد)) تو شانزده تن بار میزنی وبه جایش آن چه داری این که یک روز پیرتری و تا خرخره در قرض فرورفته تر آهای [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>من صبح روزی به دنیا آمدم که خورشید نور نداشت</p>
<p>بیلم را برداشتم وبه معدن رفتم و شانزده تن ذغال نمره نه بار زدم</p>
<p>رییس ریزه ام گفت : ((ماشالاه خوشم آمد))</p>
<p>تو شانزده تن بار میزنی وبه جایش آن چه داری</p>
<p>این که یک روز پیرتری و تا خرخره در قرض فرورفته تر</p>
<p>آهای پطرس مقدس !دور روح ما خیط بکش</p>
<p>که ماروحمان را به انبار کمپانی سپرده ایم</p>
<p>وقتی می بینید دارم می آیم بهتر است کنار بروید</p>
<p>خیلی ها این کار را نکردند و مردند</p>
<p>من یک مشتم از آهن است آن یکیش فولاد</p>
<p>اگر مشت راست بهتان نگیرد مشت چپم میگیرد</p>
<p>بعضی معتقدند آدم از خاک خلق شده</p>
<p>اما مرد فقیر و دیوانه ای هم هست</p>
<p>که از عضله و خون درست شده</p>
<p>از عضله و خون و  پوست و استخوان</p>
<p>واز مغزی ضعیف و پشتی قوی</p>
<p>تو شانزده تن بار می زنی و بجایش آن چه داری</p>
<p>این که یک روز پیر تری و تا خرخره در قرض فرو رفته تر</p>
<p>آهای پطرس مقدس !ما را به مرگ مخوان</p>
<p>ما نمی توانیم بیاییم</p>
<p>ما روحمان را به انبار کمپانی سپردهاییم</p>
<p>غرب زدگی – جلال آل احمد</p>
<p>شعر از : Merle Travis</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.a3mooni.com/parantez/archives/120/%d8%a2%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b7%d8%b1%d8%b3-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3-%d8%af%d9%88%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%ad-%d9%85%d8%a7-%d8%ae%d9%8a%d8%b7-%d8%a8%da%a9%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ایرانی ماندن، آموزه بزرگ فردوسی</title>
		<link>http://www.a3mooni.com/parantez/archives/20/ferdosi/</link>
		<comments>http://www.a3mooni.com/parantez/archives/20/ferdosi/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 13 May 2008 19:48:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبت ها]]></category>
		<category><![CDATA[فردوسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.a3mooni.com/parantez/1387/02/24/ferdosi/</guid>
		<description><![CDATA[این روزها هرچند به دلیل مشکلات شخصی و مشکلات هاستی که فعلآ دارم شاید چندان وقتی به پرانتز نرسید، ولی خوب پست روز فردوسی قطعآ محفوظ است. شاید به رسم پیشین باید مطلبی می نوشتم ولی شب گذشته در مراسمی حاضر بودم در پاسداشت فردوسی که به حق از مراسم های که پیش تر در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote><p>این روزها هرچند به دلیل مشکلات شخصی و مشکلات هاستی که فعلآ دارم شاید چندان وقتی به پرانتز نرسید، ولی خوب پست روز فردوسی قطعآ محفوظ است. شاید به رسم پیشین باید مطلبی می نوشتم ولی شب گذشته در مراسمی حاضر بودم در پاسداشت فردوسی که به حق از مراسم های که پیش تر در پاسداشت فردوسی برگزار شده بود و حاضر شده بودم بسیار باشکوه تر بود ،  دست دوستان انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی درد نکنه، حیفم اومد خبر جلسه را منعکس نکنم، خبر جلسه را می تونید از<a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=682293" title="فردوسی" target="_blank"> اینجا</a> بخوانید. حقیقتآ تهیه گزارش از سخنرانی دکتر کزازی که به زبان فارسی سره سخن می گوید هم تجربه جدیدی بود.  هرچند قصد نداشتم تو وبلاگم خبر بذازم ولی خوب این چون خبر خودمه یک جورایی حلاله(چشمک)</p></blockquote>
<p><span id="Newsdetails2_lblBody" class="news_body" innerhtml="html"><strong>آموزه بزرگ فردوسی، ایرانی ماندن است</strong></span><br />
دکتر میرجلال الدین کزازی گفت: ما ایرانیان امروزه در برابر دوراهه ای ایستاده ایم و راه سومینی فرارویمان نیست. این دو راه این است، ایرانی بمانم یا ایرانی نمانم.<br />
به گزارش خبرنگار مهر، ظهر دیروز در پاسداشت روز فردوسی، مراسمی با حضور تنی چند از اساتید ادبیات از جمله دکتر میرجلال الدین کزازی و دکتر مصطفی بادکوبه ای توسط انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار شد.<br />
<strong><br />
به آینده ایران زمین خوشبینم<br />
</strong>کزازی در این مراسم تاکید کرد: اگرچه هستی تنی و اندامی شناختی ما در گرو پدران زیست شناختی ماست اما هستی و چیستی فرهنگی و تاریخی و مشی ما در گرو فردوسی است.<br />
این استاد دانشگاه افزود: من بارها گفته و نوشته ام و بار دگر می گویم که به آینده ایران زمین خوشبینم. در روزگار طوفان زده دیر آشوب زندگی می کنیم و روزگار ما، روزگار از خود بیگانگی هاست. فرهنگ بیگانه، زیانبار و ویران گر تا نهانگاه خانه های ما راه جسته است و فرهنگهای بومی و منش ملی را پی در پی فرو می کاهد و گاه می روبد و از میان می برد.<br />
وی تصریح کرد: این زیان و این گزند گران برای مردمانی مانند ما ایرانیان صدها بار گران تر و آسیب رسان تر است زیرا ما مردمانی نیستیم که به تازگی گام در پهنه تاریخ نهاده باشیم. ریشه های ما تا دورجای روزگاران از یاد رفته دمیده است. ما سر می افرازیم که یکی از کهن ترین و گران سنگ ترین فرهنگهای جهان را پدید آورده ایم.<br />
کزازی با اشاره به شکوه و عظمت فرهنگ ایرانی، گفت: من آگاهانه می پذیرم از اینکه بگویم بزرگ ترین فرهنگ جهانی را داریم و به راستی باورم این است.<br />
<strong>اگر زبان شیوای پارسی در روزگار نو از میان برود گونه ای سونامی سخن رخ داده است</strong><br />
وی یادآور شد: من روزگاری در گفت و شنود با جمعی، ترکیبی را به کار بردم که پسندیده فرهیختگان و فرهنگ وران افتاد. گفتم اگر زبان شیوای پارسی که بستر فرهنگ ایرانی است در روزگار نو از میان برود، گونه ای سونامی سخن رخ داده و این فاجعه فرهنگی و سونامی سخن تنها ما ایرانیان را به سوگ نخواهد نشاند. هر فرهنگ دوست، هر ستاینده دانش و آگاهی و فرزانگی و فروغ در هر گوشه گیتی به سوگ در خواهد آمد. اگر روزگاری فرهنگ ایرانی از میان برود، پشتوانه و شالوده  فرهنگ جهانی از بین رفته است. شاید این سخن در پاره ای از شما سخنی گزاف بنماید که از سر شیفتگی به ایران به زبان من می آید، اما من بدان که می گویم دانش ورانه باور دارم.<br />
<strong>جهانیان وامدار ایرانیان هستند</strong><br />
دکتر کزازی با تاکید بر اینکه &#8220;جهانیان وامدار ما ایرانیان هستند&#8221; افزود: آیا رواست که فرهنگهای بی ریشه، بی پیشینه و نوخاسته به یاری فن آوری نو با فرهنگی گرانسنگ، دیرینه و جهانی مانند فرهنگ ایرانی درآویزد و بستیزد؟ بی گمان روا نیست. من هنگامی که بزمهایی چنین باشکوه را می بینم که جوانان ایران زمین سامان می دهند به آینده ایران، نیک امیدوار می شوم. بزمهایی از این دست امیدآفرین است و آشکارا نشان می دهد که ایرانیان هر زمان دریابند فرهنگ، چیستی، هستی و منش شان آماج گزند و آسیب شده است به خود می آیند.</p>
<p>این استاد دانشگاه یکی از رازهای ماندگاری ایران زمین را تازشهای فرهنگی دانست و گفت: ما با تازشهای گوناگون در درازای تاریخ خود روبرو بوده ایم. تازشهایی که شیرازه ایران را از هم گسیخته اند و اگر یکی از این تازشها بر مردم دیگری می رفت از تاریخ بر می افتادند. اما این تازشها به ایرانیان پویایی بخشیده و ما این شیرازه را استوارتر از پیش بسته ایم. اما در این روزگار داستان به گونه ای دیگر است.<br />
<strong>تازش فرهنگی امروز، نقض تر، نهان تر و نازک تر از تازشهای پیشین است</strong><br />
وی تازش فرهنگی امروزه را تازشی بی پیشینه دانست و گفت: تازش امروز مانند تازشهای گذشته بیرونی نیست. زیانی که تازش فرهنگی به مردمانی مانند ما می تواند رسانید با هیچ تازش بیرونی دیگر که به یاری لشگرکشی انجام می گیرد سنجیدنی نیست. اما این تازش فرهنگی نقض تر، نهان تر و نازک تر است و به گونه ای است که گاه ما در نمی یابیم و آگاه نمی شویم که به ما تاخته اند. پس آنچه پیش روی ما است آزمونی است که هرگز همتایی درگذشته نداشته است. بی گمان اگر بتوانیم در برابر تازشها بایستیم و این تازشها مانند تازشهای پیشین مایه بیداری و خودآگاهی ایرانیان شود از بوته این آزمون نیز سربلند و بی گزند بیرون خواهیم آمد.</p>
<p><strong><a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=682293" title="خبر فردوسی" target="_blank">ادامه خبر&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;. </a></strong></p>
<p align="center"><img src="http://www.a3mooni.com/parantez/wp-content/uploads/2008/05/ferdowsi.gif" alt="فردوسی" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.a3mooni.com/parantez/archives/20/ferdosi/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

