پیک عدالت یا رانت احمدی نژادی؟
روایت حضور احمدی نژاد در اصفهان هم روایتی خواندنی است. شنیدنی های این سفر از استقبال مردم شهر اصفهان با لباس های محلی از رییس جمهور!! که توسط خبرگزاری مهر مخابره شد گرفته تا بازار داغ نوشتن نامه ادامه دارد. البته داغ تر از بازار نامه نویسی، بازار فروش کاغذ و پاکت نامه بود که نمد سفر احمدی نژاد برای هرکس کلاه نشد، برای آنان شد! درراه چند نفر هم از من خواستند که برای آنان عریضه ای بنویسم.
پیک عدالت، عنوانی بود که توسط دولت نهم و شرکت پست جمهوری اسلامی ایران برای این نامه ها انتخاب شده بود که این نام بر روی ماشین های حمل نامه، کیسه های حمل نامه و افراد دریافت کننده نامه دیده می شد. ولی به راستی این نامه ها تا چه حد عدالت محور بود؟ یا به عبارت بهتر با فرض اینکه رییس جمهور به همه این نامه ها پاسخ دهد و همه درخواست ها اجرایی شود(در این نوشتار فرض شده است که همه نامه ها خوانده می شود و به تمام درخواست ها رسیدگی می شود) چقدر رفتار عادلانه ای از سوی دولت مردان صورت گرفته است.
شاید در اینجا اگر به مفهوم کلمه عدالت بازگردیم می توانیم درک بهتری پیدا کنیم. عدالت جز کلمات و مفاهیمی است که مفهوم آن بیشتر اعتباری بوده و بیشتر مصداق ها در ایجاد مفهوم مشخصی از این واژه به یاری ما می آیند و یا به قول مهندس عبدی، درک مشترکی از چنین مفاهیمی(مانند عدالت) زمانی بوجود می آید که یک جمع درباره این مفهوم در یک کنش جمعی مشارکت داشته و تجربه جمعی داشته باشند. به نظر من در خصوص معنای واژه عدالت در سطح اجتماعی و سیاسی، در ژرفای ذهن اکثر ایرانیان، “توزیع امکانات و فرصت ها به صورت برابر برای همه افراد یک جامعه” به عنوان معنای عدالت جای گرفته است. به عبارتی عدالت اجتماعی یعنی طراحی و اجرای نظام حقوقی به گونه ای ست که هر کس به حق عقلانی اش برسد و در مقابل آن حقوق وظایفی را انجام دهد یا مسئولیت و عواقب تخلف از آن را بپذیردیعنی وقتی مردم سابقه خوبی از شهید رجایی به عنوان فردی عدالت محور در ذهن می پرورانند، به این دلیل است که ایشان سیاست هایی در این جهت اتخاذ کرده اند.
اگر با این تفسیر به موضوع عدالت نگاه کنیم در می یابیم با توجه به مشکلاتی که در اغلب نامه های ارسالی به رییس جمهور مطرح می شود از جمله درخواست شغل، وام، مسکن و حتی پول و یا مشکلاتی که در اثر افزایش تورم برای مردم ایجاد شده است، اگر مخاطب این نامه ها فردی عدالت محور باشد، به اعتقاد نگارنده باید با اتخاذ سیاست های کلان اقتصادی، سیاسی و غیره تلاش های خود را در جهت حل این مشکلات به صورت ساختاری انجام دهد. به عنوان مثال اگر مجموعه دولت موفق شود نرخ تورم را به زیر ده درصد برساند، فرصت رفاه و امنیت اقتصادی را برای همه قشرهای جامعه به خصوص قشر کم درآمد و محروم که بیشتر نویسنده این نامه ها هستند، فراهم کرده است و از سویی با کاهش تورم، فرصت سو استفاده را از مفسدان اقتصادی که تورم بالا، بستر مناسبی برای استفاده آنان فراهم می شود، گرفته است و عدالت با مفهوم “توزیع امکانات و فرصت ها به صورت برابر برای همه افراد یک جامعه” فراهم شده است. در سایر زمینه ها نیز چنین موضوعی مصداق دارد.
از سوی دیگر با در نظر گرفتن این فرض که تمام مطالبات مردمی که از طریق نامه ها به رییس جمهور منتقل می شود، تحقق یابد(که محال است) با نگاهی مجدد به واژه عدالت که “توزیع امکانات و فرصت ها به صورت برابر برای همه افراد یک جامعه” است، می توان پیک های عدالت سفر رییس جمهوری و رفتار رییس جمهور در این سفرها را مصداق بی عدالتی دانست و پیک عدالت را نوعی ایجاد رانت جدید در ساختار حکومتی دانست . به اعتقاد صاحب این قلم، دولت نهم که با گفتمان عدالت محوری اداره کشور را به دست گرفت، درک درستی از مفهوم عدالت ندارد و یا مفهومی که از عدالت در ذهن می پروراند، با باور جمعی از عدالت فاصله ای طولانی دارد.






۲۲ فروردین ۸۸ @ ۱۲:۳۱ ب.ظ
ایمان عزیز اولا که سلام و دوما تشکر از لطفی که کردی.
در مورد این مطلب باید بگم برای من هم جالب که چطور مردم به جای در خواست مدیران توانمند برای حل مشکلاتشون به نامه دادن روی آوردن.
این بیشتر نشان از بی لیاقتی و بی کفایتی دولت در حل مشکلات و فساد اداریه.
[پاسخ]