<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: از روزگار می ترسم</title>
	<atom:link href="http://www.a3mooni.com/parantez/archives/163/%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c-%d8%aa%d8%b1%d8%b3%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.a3mooni.com/parantez/archives/163/%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c-%d8%aa%d8%b1%d8%b3%d9%85/</link>
	<description>یادداشت های یک خبرنگار</description>
	<lastBuildDate>Sun, 18 Dec 2011 21:32:21 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.2.1</generator>
	<item>
		<title>با: هیچکس</title>
		<link>http://www.a3mooni.com/parantez/archives/163/%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c-%d8%aa%d8%b1%d8%b3%d9%85/comment-page-1/#comment-431</link>
		<dc:creator>هیچکس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.a3mooni.com/parantez/?p=163#comment-431</guid>
		<description>خب رفیق چیه خیلی از وبلاگ ما بدت اومده واسه چی !!!؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خب رفیق چیه خیلی از وبلاگ ما بدت اومده واسه چی !!!؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مهدی نصر</title>
		<link>http://www.a3mooni.com/parantez/archives/163/%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c-%d8%aa%d8%b1%d8%b3%d9%85/comment-page-1/#comment-130</link>
		<dc:creator>مهدی نصر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.a3mooni.com/parantez/?p=163#comment-130</guid>
		<description>این شعر  مال  همون روزهاست    که   تازه مرده بود براش گفتم   بخون  حال  کن . 





من انتخابات  را دوست دارم     




 ولی از منتخب می ترسم 




من  رای را  دوست  دارم  




 ولی از  باطل  شدنش  می ترسم 




من  وزارت  را دوست دارم   




 ولی از  استعفا اوندن  اش می ترسم 




من  آزادی  بیان  را دوست دارم   




 ولی از بعد  بیانش می ترسم 




من  شفاف  سازی  رادوست  دارم   




 ولی از حبس  بعدش می ترسم 




من   خروج از حاکمیت  را دوست  دارم    




ولی از  بازگشت بی تدبیر   می ترسم 




من  نفت  را دوست  دارم 




 ولی از  بود  و نبودش  سر سفره  می ترسم 




من  شجاعت    را دوست  دارم 




ولی  به  دلیل  نبودش از همه  می  ترسم  




من  صندوق ذخیره  ارزی  را دوست  دارم 




ولی از  پیان  بی فایده اش می ترسم 




من  تحریم  را دوست  دارم  




ولی  از  سختی آن  می ترسم 




 من  قرار داد  را دوست  دارم  




ولی از عدم  پایبندی  به آن  می  ترسم 




من  پیشنهاد  را  دوست  دارم  




ولی  از  بر ملا  شدن  آن  می  ترسم  




من آبرو  را دوست   دارم 




چون  از  ریختن آن  می  ترسم  




من   ادعا را دوست  دارم 




ولی از  ناتوانی می ترسم 




من مدیریت  را دوست دارم 




 ولی  به دلیل  نداشتن  علم از  آیندگان ترسم 




من  برق رادوست  دارم




 ولی از  قطعی گاز در زمستان  بیشتر می ترسم 




 من  آب  رادوست دارم 




 ولی از تاریکی به دلیل نبود  برق بیشتر  می ترسم 




 من  صادرات  را دوست  دارم  




ولی از زیاد روی  در آن  بیشتر می ترسم 




من  واردات  را دوست  دارم  




ولی از  فضول  باشی ها  می ترسم 




من از همه   می ترسم  پس 




اهل این  حرفها  نیستم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این شعر  مال  همون روزهاست    که   تازه مرده بود براش گفتم   بخون  حال  کن . </p>
<p>من انتخابات  را دوست دارم     </p>
<p> ولی از منتخب می ترسم </p>
<p>من  رای را  دوست  دارم  </p>
<p> ولی از  باطل  شدنش  می ترسم </p>
<p>من  وزارت  را دوست دارم   </p>
<p> ولی از  استعفا اوندن  اش می ترسم </p>
<p>من  آزادی  بیان  را دوست دارم   </p>
<p> ولی از بعد  بیانش می ترسم </p>
<p>من  شفاف  سازی  رادوست  دارم   </p>
<p> ولی از حبس  بعدش می ترسم </p>
<p>من   خروج از حاکمیت  را دوست  دارم    </p>
<p>ولی از  بازگشت بی تدبیر   می ترسم </p>
<p>من  نفت  را دوست  دارم </p>
<p> ولی از  بود  و نبودش  سر سفره  می ترسم </p>
<p>من  شجاعت    را دوست  دارم </p>
<p>ولی  به  دلیل  نبودش از همه  می  ترسم  </p>
<p>من  صندوق ذخیره  ارزی  را دوست  دارم </p>
<p>ولی از  پیان  بی فایده اش می ترسم </p>
<p>من  تحریم  را دوست  دارم  </p>
<p>ولی  از  سختی آن  می ترسم </p>
<p> من  قرار داد  را دوست  دارم  </p>
<p>ولی از عدم  پایبندی  به آن  می  ترسم </p>
<p>من  پیشنهاد  را  دوست  دارم  </p>
<p>ولی  از  بر ملا  شدن  آن  می  ترسم  </p>
<p>من آبرو  را دوست   دارم </p>
<p>چون  از  ریختن آن  می  ترسم  </p>
<p>من   ادعا را دوست  دارم </p>
<p>ولی از  ناتوانی می ترسم </p>
<p>من مدیریت  را دوست دارم </p>
<p> ولی  به دلیل  نداشتن  علم از  آیندگان ترسم </p>
<p>من  برق رادوست  دارم</p>
<p> ولی از  قطعی گاز در زمستان  بیشتر می ترسم </p>
<p> من  آب  رادوست دارم </p>
<p> ولی از تاریکی به دلیل نبود  برق بیشتر  می ترسم </p>
<p> من  صادرات  را دوست  دارم  </p>
<p>ولی از زیاد روی  در آن  بیشتر می ترسم </p>
<p>من  واردات  را دوست  دارم  </p>
<p>ولی از  فضول  باشی ها  می ترسم </p>
<p>من از همه   می ترسم  پس </p>
<p>اهل این  حرفها  نیستم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فواد</title>
		<link>http://www.a3mooni.com/parantez/archives/163/%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c-%d8%aa%d8%b1%d8%b3%d9%85/comment-page-1/#comment-126</link>
		<dc:creator>فواد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.a3mooni.com/parantez/?p=163#comment-126</guid>
		<description>جالب بود، چیزی رو خالصانه و بدون دغدغه دوست نداریم
از همه چی می ترسیم
از زندگی، از دین، از قانون، از عشق، از کودکان، از کلام و از روزگار............
وی یه نقض غرض توش بودا، اول می گفت من زندگی رو دوست دارم، ولی بعد می گفت از دین و قانون و ....می ترسم، مگه توی زندگی دنیوی اینها نیست....خلاصه بازی با کلماتش رو هستم، اما اصلش رو نه
دین کشیش می خواد، قانون پاسبون، عشق زنها، کودکان آیینه، سلام زبان و روز روزگار، بدون هم بی معنان، اما اینکه از زنها می ترسه رو هستم،‌البته همسر من بهترینه،اما انشالله متاهل می شی می فهمی!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جالب بود، چیزی رو خالصانه و بدون دغدغه دوست نداریم<br />
از همه چی می ترسیم<br />
از زندگی، از دین، از قانون، از عشق، از کودکان، از کلام و از روزگار&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;<br />
وی یه نقض غرض توش بودا، اول می گفت من زندگی رو دوست دارم، ولی بعد می گفت از دین و قانون و &#8230;.می ترسم، مگه توی زندگی دنیوی اینها نیست&#8230;.خلاصه بازی با کلماتش رو هستم، اما اصلش رو نه<br />
دین کشیش می خواد، قانون پاسبون، عشق زنها، کودکان آیینه، سلام زبان و روز روزگار، بدون هم بی معنان، اما اینکه از زنها می ترسه رو هستم،‌البته همسر من بهترینه،اما انشالله متاهل می شی می فهمی!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حسین</title>
		<link>http://www.a3mooni.com/parantez/archives/163/%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c-%d8%aa%d8%b1%d8%b3%d9%85/comment-page-1/#comment-124</link>
		<dc:creator>حسین</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.a3mooni.com/parantez/?p=163#comment-124</guid>
		<description>سلام
اونم مثل بچه های b2 یک دل داشت مثل دریا</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
اونم مثل بچه های b2 یک دل داشت مثل دریا</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: امیر مسعود</title>
		<link>http://www.a3mooni.com/parantez/archives/163/%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c-%d8%aa%d8%b1%d8%b3%d9%85/comment-page-1/#comment-123</link>
		<dc:creator>امیر مسعود</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.a3mooni.com/parantez/?p=163#comment-123</guid>
		<description>خیلی خیلی زیباست 
همین</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی خیلی زیباست<br />
همین</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فاطیما</title>
		<link>http://www.a3mooni.com/parantez/archives/163/%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c-%d8%aa%d8%b1%d8%b3%d9%85/comment-page-1/#comment-122</link>
		<dc:creator>فاطیما</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.a3mooni.com/parantez/?p=163#comment-122</guid>
		<description>دلم واسه شعراش با صدای خودش تنگ شده که پای شعراش ها های اشک بریزم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دلم واسه شعراش با صدای خودش تنگ شده که پای شعراش ها های اشک بریزم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: بابک فروتن</title>
		<link>http://www.a3mooni.com/parantez/archives/163/%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c-%d8%aa%d8%b1%d8%b3%d9%85/comment-page-1/#comment-121</link>
		<dc:creator>بابک فروتن</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.a3mooni.com/parantez/?p=163#comment-121</guid>
		<description>خیلی جالب بود و جالب تر می شه اگه مصرع اول و آخر را با هم بخونی 
من زندگی را دوست دارم 
ولی از روزگار می ترسم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی جالب بود و جالب تر می شه اگه مصرع اول و آخر را با هم بخونی<br />
من زندگی را دوست دارم<br />
ولی از روزگار می ترسم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ایمان</title>
		<link>http://www.a3mooni.com/parantez/archives/163/%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c-%d8%aa%d8%b1%d8%b3%d9%85/comment-page-1/#comment-120</link>
		<dc:creator>ایمان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.a3mooni.com/parantez/?p=163#comment-120</guid>
		<description>سلام ایمان، من دقیقا همون ایمانی هستم که می شناسی!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام ایمان، من دقیقا همون ایمانی هستم که می شناسی!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید علی</title>
		<link>http://www.a3mooni.com/parantez/archives/163/%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c-%d8%aa%d8%b1%d8%b3%d9%85/comment-page-1/#comment-119</link>
		<dc:creator>سید علی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.a3mooni.com/parantez/?p=163#comment-119</guid>
		<description>سلام خوبی ایمان عزیز در خدمتم. ببخش کم سعاتم. موفق باشی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام خوبی ایمان عزیز در خدمتم. ببخش کم سعاتم. موفق باشی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

