هی فلانی زندگی شاید همین باشد؟
ای کاش در کویری خشک و پهناور سرگردان و حیران بودم ولی در خودم نه……
آخرین ساعات یک هفته منحوس هم گذشت، تا حالا تکه تکه شدن آسمون را ندیده بودم. نشستم و به هم چسبوندمشون تا بذارم سر جاش. چند تا تکه هم پیدا نشد….الان یک جاهایی اش خرابه… اگه پیداشون کردم می ذارم سر جاش
یاد متنی افتادم که نمی دونم مال کیه که میگه:
هی فلانی زندگی شاید همین باشد؟
یک فریب ساده و کوچک.
آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را
جز برای او و جز با او نمی خواهی.
من گمانم زندگی باید همین باشد …
زخم خوردن
آن هم از دست عزیزی که برایت هیچ کس چون او گرامی نیست
بی گمان باید همین باشد …



۲۲ مهر ۸۸ @ ۹:۴۵ ق.ظ
ایمان عزیز سلام .در خدمتگذاری حاضرم
[پاسخ]
۲۶ آبان ۸۸ @ ۸:۱۶ ب.ظ
شعر از مهدی اخوان ثالثه!
[پاسخ]
۱۰ اسفند ۸۸ @ ۱۰:۴۵ ق.ظ
شعر زیبایی بود
م امید
[پاسخ]
admin پاسخ در تاريخ اسفند ۱۱م, ۱۳۸۸ ۳:۱۱ ب.ظ:
آرهراست میگی
مهدی اخوان ثالث
ممنون
[پاسخ]
۲۸ خرداد ۸۹ @ ۱۱:۵۰ ق.ظ
salam
khob bod bishtar az akhavan benevis
sarboland bashi
[پاسخ]
۱۸ شهریور ۸۹ @ ۸:۳۸ ق.ظ
محشر بود
[پاسخ]