۱۳۸۷-۰۱-۲۱
دنیای انسان های اشتباهی….
مدتي پيش بود که خبر تعطيلي دائمي نشريه گل آقا اعلام شد، البته مدت زيادي بود که غير از يک سالنامه و بچه ها گل آقا کار جدي توسط اين موسسه انجام نمي شد ولي واقعآ با شنيدن اسم ه گل آقا سيري تاریخی در ذهنم مجسم میشود، در زمان بچگی و به لطف اینکه پدرم همیشه گل آقا خوان بود با این نشریه آشنا شدم، البته آن زمان بیشتر از نقاشی های کاریکاتورهای گل آقا خوشم می آمد!!!، ولی بعدتر یک چیزهای دیگه ای هم ازش فهمیدم و بیشتر خوشم اومد و حالا هرچی به یاد آن نشریه و آثار جاویدش می افتم فقط به یاد مرحوم صابری فومنی فاتحه ای می خوانم، خدایش بیامرزد، آن مرحوم درست می گفت که شرایط جامعه دیگه از مرحله ای عبور کرده که دیگر انتقادهای طنز آلود کارگر نیست، شاید بتوان گفت امروزه اخبار رسمی هم به نوعی طنز گونه شدند، ولی طنزهم نه، اگه بگوییم مضحک از لغت نزدیک تری استفاده کرده ایم!!!!! به عبارتی ((کارم از گریه گذشتست به آن می خندم!!!))
در ایام نوروز، پخش مجموعه “مرد هزار چهره” آخرین ساخته مهران مدیری هم حرف و نقل های زیادی داشت که در نوع خود جالب بود. تیم نویسندگان این مجموعه که از پیمان و محراب قاسم خانی به همراه خشایار الوند و امیرمهدی ژوله که از زمان ساخت مجموعه ((شب های برره)) به این تیم پیوسته تشکیل شده بود، یکی از کارهای ماندگار خود را به یادگار گذاشتند هرچند محراب قاسم خانی اصل اثر را اقتباسی از داستان “پخمه عزيز نسين” عنوان کرده بود ولی انتخاب موضوع و پرداختن به بعضی مسائل و ظرایف کارنامه خوبی از تیم نویسندگان به جا گذاشت. با وجود اینکه محراب قاسم خانی در مصاحبه با فارس گفته بود “قرار نيست همواره در طنز تلويزيوني پيام بدهيم. بلكه قصد فقط خنداندن است” ولی sms ها و کاریکاتورها و وب نوشت های مخاطبان و مردم نشان داد پیام خوبی از آن ها داستان گرفته اند، یعنی وجود “انسان های اشتباهی!!!!”
شخصآ زیاد اهل تلویزیون دیدن نیستم ولی در ایام عید به هر شکل بود و هرچه شد تمام قسمت های این مجموعه را دنبال کردم و به نوعی مانند بسیاری دیگر از مردم، شخصیت موجود در فیلم را با واقعیت های جامعه شبیه سازی کردم. در بعضی قسمت ها جدآ به یاد زمان هایی افتادم که شاید اگر به گونه ای دیگر رفتار می شد امروز شرایط واقعآ متفاوت بود، زمانی که شخصیت اول داستان لباس قانون بر تن کرده بود و “سرهنگ غفاری” نامیده می شد ، وقتی دیگر ماموران نیروی انتظامی در برابر دستورات خلاف قانون او واکنش نشان دادند و به او توصیه کردند و گفتند این دستور خلاف قانون است و نسبه به تبعات آن هشدار دادند به یاد نامه اقتصاد دانان افتادم که دقیقآ یک سال پیش در خشت خام دیدند آنچه که من و خیلی های دیگر در آینه ندیدیم..همان نامه ای که به نا کجا آباد رفت…………………….. و یا در بخشی از داستان وقتی به همان ماموران گفت “اینقدر قانون، قانون نکنید، قانون منم….” به یاد سازمان منحل شده مدیریت و برنامه ریزی افتادم که تقریبآ چنین معضلی برای کشور ایجاد کرده بود!!! و جمله “قانون منم” از همه صحبت ها بیشتر آشنا بود!!… وقتی ماموری که دستورات خلاف قانون را تا حدودی اجرا کرد ولی در نقطه ای از زمان تصمیم گرفت از اجرای این دستورات سرپیچی کند، توسط سرهنگ غفاری اخراج شد، به یاد وزیران کابینه ای افتادم که یکی یکی رفتند و به دلیل مسائل شخصی استعفا دادند!!!!!!(همه به دلیل مسائل شخصی) خدا نکند فکر کرده باشم آن ها هم مشکلی مانند مشکل مامور در داستان این فیلم داشته اند!!!!!
وقتی شخصیت داستان در لباس یک پزشک ظاهر شد و از او در مورد “دپارتمان مغز و اعصاب” پرسیدند و جواب داد “آپارتمان خوبی است!!!” به یاد شخصی افتادم که وقتی خبرنگاری از او درباره ترمیم کابینه سوال کرد گفت “چی کابینت!!!!!” و یا سخنرانی شخصیت اصلی در لباس پزشک (پروفسور جندقی) که می گفت “ما جراحی مغز اعصاب را ساده کرده ایم” مرا به یاد شیوه بودجه نویسی انداخت که به حول و قوه الهی امسال ساده و عامه فهم شد!!
از شبیه سازی شخصیت اصلی که بگذریم با شبیه سازی دیگر شخصیت های داستان دو گروه افراد دیده می شوند:
گروه اول افرادی بودند که برای این فرد اشتباهی دست زدند، او را در آغوش گرفتند، سخنان او را تحسین کردند و برای او چاپلوسی کردند بدون اینکه لحظه ای به سخنان او فکر کنند. با نگاهی به فیلم می بینیم تعداد این افراد در همه جا در اکثریت بود و با شبیه سازی آن در جامعه نیز این گروه را متاسفانه در اکثریت می بینیم.
و گروه دوم افرادی بودند که نسبت به نظرات، افکار و شخصیت او فکر کردند، از او سوال کردند و جوابی نگرفتند!! هزینه های آن را نیز پرداختند، طرد شدند، به زندان افتادند و…….. تعداد افراد این گروه در داستان فیلم از دو نفر تجاوز نکرد و متاسفانه با شبیه سازی آن در سطح جامعه نیز این گروه در اقلیت هستند.(بدبخت آنکه گرفتار عقل شد!!!!!!)
در وبلاگ جدیدم با نام پرانتز قصد دارم در هر پست مطلبی در پرانتز بنویسم. در پرانتز این پست می نویسم و شما بخوانید ((مانند داستان این فیلم، خیلی از افراد اشتباهی بوده اند و اشتباهی بوده ایم که یک نفر اینگونه اشتباهی شده است!!! ما همه اشتباهی هستیم.. خدا می داند تا کی برای انسان های اشتباهی دست خواهیم زد و هورا خواهیم کشید و خودمان نیز اشتباهی می مانیم، خدا می داند!!))
مطالب مرتبط با این پست :
بخوانید مصاحبه “امیر مهدی ژوله با خبرگزاری فارس”
بخوانید مصاحبه “محراب قاسم خانی” از نویسندگان مجموعه با خبرگزاری فارس
ببینید کاریکاتور هادی حیدری از سایت پرشین کارتون
در این پست درباره طنز نوشتم: